تبليغاتX
سیاوش
سلام آیا شما هم مثل من انیمیشن سیمپسون ها را دوست دارید. اگر نظرتون مثبته ایجا را کلیک کنید


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:15  توسط سیاوش   | 

سلام.

من این مطلب رو از سایت سیمز47 گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد

اولین  نقد وبررسی بازی GRAND Theft Auto IV برای pc از سیمز47

اسم بازی

GRAND Theft Auto 4

سازنده

Rockstar North

پورت کننده pc

Rockstar Toronto

انتشار دهنده

Rockstar Games

پلتفورمها

pc, PS3, Xbox 360

نقد برای پلتفورم؟

pc

سبک بازی

ژانر اكشن حالت ماجراجویی-آزادانه(اطلاعات بیشتر)

درجه سنی برای بازی

+18(خشونت بالا،محیطی بسیار آزاد و.....)

زمان  یادگیری

حدود نیم ساعت

درجه سختی بازی

ساده رو به متوسط

تاریخ انتشار

2 December 2008

نمره سیمز47 به بازی

10/9.2 ((فوق العاده)) (اطلاعات بیشتر در آخر نقد)

تمام عکسهای درون نقد توسط ما از وسط بازی گرفته شده است استفاده از تصاویر بدون ذکر منبع سیمز47 غیر مجاز است...

 

شروع:مشکل...مشکل...

این همه سر و صدا برای انتشار نسخه pc بازی GTA IV و اکنون! این همه مشکل در این بازی که همه را کلافه کرده است! وقتی یک بازی چند وقت عقب می افتد باید در جهت رفع مشکلاتش گام بردارد و اگر همین بازی یک ماه دیگر هم تاخیر میخورد ولی بازیی درخور منتشر میکرد ، طرفداران بازی راضی تر و بهتر میتوانستند بازی را انجام دهند ولی در کل یادتان نرود این همان GTA IV  فوق العاده است البته با مشکلات فراوان در نسخه pc! این بازی را که فراموش نکرده اید! چون این همان "فوق سرگرمی" بشری است! پس زیاد نگران نباشید مشکلات هم حل میشود.

مقدمه:جی تی ای 4 برای pc دارها

شهر شلوغ تر ، پر نما تر و واقعی تر از قبل در جریان است، لیبریتی این بار پر بار تر و با بار ترافیکی بیشتری به پیش pc دارها آمده است، و البته مشکل دارتر نیز است ولی در pc که من آن را اجرا کردم مشکل چندانی جز سایه های مشکل دار ندیدم... افت فریم نیز بیشتر در اوج شب، مواقع بارانی  و ترافیکهای زیاد دیده میشود ولی در کل باگهای شدید که عکسهایش را در سایتهای خارجی میبینید در بازی از دید ما خارج بود! هر چند این بازی کلا با گرافیکهای ATI مشکل دارد و این یک مشکل کوچک نیست چون وقتی بازیی به بزرگی GTA IV قرار است پرت شود باید به تمام جوانب کار توجه شود و اگر توان اینکار را در خود نمیدیدند بهتر بود دست به چنین کاری نمیزدند و عنوانی به وسعت GTA IV را زیر سوال نمیبرند!

داستان:پرجزئیات،پرچالش...

نیکو... به لیبریتی خوش آمدی...

نیکو یک سرباز سابق  و یک مهاجر غیر قانونی فعلی است که با یکی از کشتیهای تجاری خود را به شهری شلوغ در آمریکا یعنی لیبریتی رسانده است، او چند دلیل برای آمدن به آمریکا دارد ولی اولین دلیلی که قبل از بازی کردن بازی باید بدانید این است که او به دنبال پول و حرفهای واهی پسر عمویس roman به آمریکا آمده است! ولی این ظاهر قضیه است و کم کم دلیل اصلی حضور نیکو در آمریکا را متوجه خواهید شد.داستان بازی یک روند رو به صعود دارد که در این بین کم کم شما با دلایل اصلی آمدن نیکو به آمریکا آشنا میشوید و وقتی در آخر بازی میرسید بسیاری از مسائل را درک خواهید کرد. نیکو در اصل خشن ترین و پراباهت ترین شخصیت سری GTA  تا کنون است. قیافه او کاملا به خلافکارها می آید و این چیزی بود که سری جی تی ای آن را کم داشت! دیگر منتظر این نباشید که به شخصیت بازی بخندید!(مثل شخصیت کارل در سان آندریس) بلکه با دیدن او شما هم متوجه اباهت بیشتر او نسبت به شخصیتهای قبلی سری خواهید شد.داستان بازی بر گردن همین نیکو میچرخد و مراحلی که شما در جای جای یک شهر بزرگ پرجزئیات باید همراه او انجام بدهید. مراحل اولیه بازی را با خلافکارهای کوچک که رومن به آنها بدهکار است باید دست به پنجه نرم کنید و کم کم شروع میشود تا شما خود را در جمع گردن کلفتهای خلافکار و گروه های مافیایی بزرگ ببینید.

داستان بازی یک خلافکار را نشان میدهد .....

در اصل داستان بازی یک خلافکار را به تصویر میشکد که برای پیشرفت در زندگی نکبت بار خود دست به هر کاری میزند! و در طول بازی خواهید دید که هیچ انسانیتی در شهر لیبریتی دیده نمیشود! خواهید دید چطور یک پلیس فاسد دستور قتل برادرش را صادر میکند و خواهید دید یک زن مجنون چطور دو نفر را بی دلیل به آن دنیا رهسپار میکند.در طول بازی زشتی ها و بدیهای زیادی وجود دارد و خواهید فهمید در بخش کوچکی از آمریکای شبیه سازی شده چطور جرم و جنایت در جریان است.کلا داستان همین روند را میپیماید و کات سنسنهای پر جزئیات بازی داستان را برای شما بیشتر شرح میدهد،کات سنسهایی که گهگاهی طنز آلود و گاهی جدی هستند... در اصل شما با یک داستان پر جزئیات و پر چالش طرف هستید که اتفاقات باور پذیر و ناپذیری در طول آن اتفاق خواهد افتاد و یکی از رکنهای اساسی بازی همین داستان است.

گیم پلی:زنده و فوق آزاد...

وقتی میخواهیم در مورد گیم پلی یک بازی ساده صحبت کنیم کار ساده ای داریم،ولی وقتی پای عنوان بزرگی چون GTA  در میان باشد مسئله کاملا متفاوت است.اینبار ما با یک دنیای فوق بزرگ مجازی در دل کامپیوتر خود طرف هستیم که واقعی تر از قبل در جریان است.کلمه "جریان" به نظر درست میتواند منظور متفاوت بودن این سری از بازیها را با تمام دنیای گیم نشان دهد. چیزی که شما در این بازی میبینید یک دنیای شناور و در جریان است و شما تنها یک تکه کوچک چوب هستید که روی این رودخانه شناور در حرکت هستید.برخلاف دیگر بازیها که مسیر حرکت رودخانه دست خود سازندگان است! اینبار این تکه چوب کاملا در اختیار شما است و شما یک دنیای "زنده" و "فوق آزاد" را تجربه میکنید. تکه چوب این بازی همان نیکو شخصیت بازی است و رودخانه شناور نیز دنیای زنده،وسیع و پرجزئیات GTA IV است.

اول از همه به این مسئله میپردازیم که چرا شهر لیبیتری "زنده" به نظر می آید:

احساسات در بازی موج میزند...

1.در این بازی زندگی در جریان است، وقتی به هر قسمت از شهر پا میگذارید نشانه های متفاوتی از زندگی را خواهید دید. زنی در کنار دریاچه پارکی ایستاده و چشم به منظره در حال سیگار کشیدن است، یک مرد آن طرف تر روی صندلی نشسته و در حال خواندن روزنامه است، دختری کنار تیر برق ایستاده و در حال صحبت با موبایل خود است،پلیسی به دنبال مجرمی میدود و مجرم پشت دیواری پنهان میشود، در شب عده ای در کنار آتش مشغول گرم کردن خود در سرمای کشنده هستند، در قسمت های فقیر نشین و حاشیه شهر افرادی ژنده پوش دیده میشوند،مردی در کنار خیابان ایستاده و انگار دیوانه است چون در حال خواندن است! و........از این مثال ها تا دلتان بخواهد در بازی دیده میشود که اگر بنا به گفتن همه آنها باشیم باید کل نقد را به آنها بپرداریم!در مواقع تیر اندازی مردم به هر سمتی فرار میکنند و حتی آنهایی که در ماشین هستند از ترس جانشان از ماشین پیاده شده و شروع به فرار کردن میکنند.  این نوع رفتارها در حقیقت خون بازی را تشکیل میدهد که بازی GTA IV بدون این گونه رفتارهای طبیعی مردم یک شهر مرده بیش نبود...

 pc نشان داد که توان تصویر کشیدن ترافیک لیبریتی را بهتر دارد...

2.مسئله بعدی که شهر لیبریتی را طبیعی تر کرده است اتومبیلها هستند؛اینبار و در نسخه pc بازی شما شاهد تعداد بیشتری ماشین در سطح شهر هستید، هرچند تماما این مسئله در دست شماست و  میتوانید در تنظیمات مقدار ماشینها را کم کنید ولی اصل قضیه این است که میتوانید ترافیکهای سنگین را در نسخه pc بازی مشاهده کنید.که این بازی را زنده تر از قبل به تصویر میشکد ولی شاید فکر کنید زیادی تعداد ماشینها کار شما را برای بازی سخت کند ولی اشتباه نکنید چون همین شلوغی در برخی موارد مخصوصا فرار از دست پلیس به شما کمک زیادی میکند.اکنون وقتی در درون شهر با یک ماشین یا پیاده حرکت میکنید خواهید دید که چطور ماشینها  و بعضا موتورها شهر را زنده تر از قبل کرده اند.ماشینها و موتورها با مدلهای مختلف، برخی تصادفی، برخی تمیز و براق، برخی دیگر کثیف و زنگ زده در حال تردد در قسمت قسمت های شهر بزرگ لیبریتی هستند و چیزی که جالب است هر کدام از این وسیله ها کنترل خاص خود را دارند برخی ماشین ها خواهید دید کنترل سفتی دارد ولی برخی نرم و عالی هستند و شما به جد سنگینی وسیله را روی زمین حس میکنید و با کوچکترین اشتباهی روی زمین لیز خواهید خورد که این مسئله در مواقع پیچهای سریع و حرکت در قسمتهای بارانی بیشتر به چشم میخورد. و اما عبور از بین این ماشین ها چطور است! میتوان گفت بسیار واقعی تر از قبل شده است چون اگر سرعت ماشین زیاد باشد و شما هم سریع از خیابان رد شوید میبینید چطور ماشین با شما تصادف میکند و خون چه زیبا روی باک ماشین میپاچد و رومن نقش بر زمین میشود. همچنین در بازی پر شده از تاکسی که شما میتوانید به راحتی و با زدن سوت تاکسی را نگه دارید(اگر خالی باشد) و سوارش شوید و مقصد را مشخص کرده و خیلی راحت و بدون دقدقه به محل برسید.

3.اگر شما شهر یعنی خیابانها، مغازه ها، پاساژها، تونلها، بزرگراهها، پلها، کوچه ها ، ساختمانهای بلند و کوچک و... را قسمتهای مختلف یک شهر در نظر بگیرید ما آن را بدن انسان تصور میکنیم، حال این بدن بدون داشتن خون و رگهای متصل به هم چطور میتواند زنده بودن را تضمین کند! این رگ و خونها همین رفتارها ، انسانها و ماشینهای در حال حرکت هستند که به شما این عقیده را می قبولانند که لیبریتی جدید واقعی تر از قبل است...

یک بازی فوق آزاد...

در کافی نت بیش از 500 صفحه وب در اختیار شماست...

حوصله سر رفتن معنایی ندارد...

وقتی صحبت از آزادی به میان می آید تمام بازیهای اکشن در مقابل نامی چون GTA دچار ضعف میشوند...دیگر در کدام بازی میتوانید تا این حد آزاد باشید!یک آزادی بیکران که به شما اجازه خیلی از کارها را میدهد.شما وقتی کمی از بازی میگذرد شاهد مقدار زیادی از افراد هستید که میتوانید برای آنها ماموریت انجام دهید و تماما کی انجام دادن ماموریتها دست شماست، علاوه بر این در برخی ماموریتها کشتن یا نکشتن شخصیت ها  در اختیار شماست و حتی در آخر بازی شما شاهد دو پایان مختلف هستید!در درون شهر وقتی قدم میگذارید میتوانید به هر کجا بروید، میتوانید سوار تاکسی شوید و مسیر خود را بپیمایید یا از ماشین ، موتور، مترو، مونوریل و.... استفاده کنید.حتی انجام ماموریتها نیز دقیقا با ترفند شما پیش میرود!خرید هر نوع اسلحه ای که دوست دارید قبل از انجام ماموریت ها آزاد است و اگر دوست داشته باشید میتوانید جلیقه ضد گلوله نیز استفاده کنید.شاید حوصله ماموریتی نداشته باشید پس به یکی از سرگرمی های موجود در بازی سر میزنید اول با یک دوست قرار گذاشته و مثلا به بولینگ، دارت، بیلیارد و... میروید. اصلا اگر این موارد را هم دوست نداشتید در خانه بمانید چون در آنجا یک تلوزیون با برنامه های جالبی وجود دارد! اگر دوست نداشتید به کافی نت بروید تا با یک طیف وسیعی از صفحات وب  خنده دار، خبری،سایتهای دوست یابی، مغازه های الکترونیکی و... رو به رو شوید...حتی میتوان گفت تعداد این صفحات بیش از 500 صفحه وب است! علاوه بر اینها در سطح شهر تئاطر های خنده دار نیز وجود دارد که سر زدن به آن مکانها اگر کمی زبان انگلیسیتان خوب باشد خالی از لطف نیست و حتما از ته دل خواهید خندید! از همه اینها که بگذریم شما یک نقشه وسیع دارید که میتوانید به هرکجایش بروید و هرکجایش نیز مسائل جالب و مختلفی برای شما است. حالا شما بگویید آیا میتوانید بازی اکشنی را برای ما مثال بزنید تا این حد  "فوق آزاد" باشد؟

نیکو و کارهایش...

نیکو یک شخصیت ماندگار و با مهارت بسیار بالا...

حالا به خصوصیات نیکو و اعمالی که توانایی انجام دادنش را دارد میپردازیم؛نیکو یک سرباز زخم خورده سابق است پس او کارهای بیشتری برای شما میتواند انجام دهد، به مدت زمان بیشتری میتواند با سرعت حرکت کند، میتواند از موانع مختلف بپرد، به راحتی روی امواج دریا شنا میکند و میتواند در عرض چند ثانیه هر ماشین ، موتور،قایق یا هلکوپتری را که بخواهید حتی اگر قفل هم باشد برای شما باز کند و توان حرکت دادن آنها را دارد. او بسیار چابک است به طوری که میتواند پشت کامیون در حال حرکت را بگیرد و خود را به راننده برساند. او مشتها  و لگدهای قوی دارد طوری که با چند ضربه هر حریفی را زمین گیر میکند. از اینها بگذریم او یک سرباز بوده پس یک تیرانداز ماهر نیز است...کشتن برای او یک کار روزمره است! به طوری که حتی اگر صدها نفر جلوی او قرار بگیرند توانایی عبور از آنها نیز دارد. به راحتی میتواند پشت هر وسیله ای پناه بگیرد و به زیبایی و راحتی مخهای حریفان را بترکاند.حتی اگر در داخل یک وسیله نقلیه هم باشد میتواند در جهات مختلف به بیرون تیر اندازی کند پس خیالتان راحت چون کارهای نیکو به قدری قدرتمندانه است که اگر حتی بدون هیچ بار باختن بازی را تمام کردید تعجب نکنید! چون این یک جی تی ای دیگر با شخصیتی بسیار ماهر است.درست شنیدید شما میتوانید بدون حتی یک بار دستگیر شدن و یا مردن بازی را تمام کنید چیزی که شاید در سری GTA "بدون رمز" یک رویا بود ولی این بار به حقیقت تبدیل شده است زیرا توانایی های نیکو به شما اجازه انجام چنین کاری را خواهد داد.

 هوش مصنوعی دشمنان و پلیسها، آدمها...

در مقابل این نیکوی قدرتمند یک سری دشمن باهوش و پلیس سخت گیر وجود دارد.دشمنان بسیار باهوش عمل میکنند، پشت هر چیزی پناه میگیرند تا جان خودشان را در برابر گلوله هایی که به سمتشان می آید نجات دهند.به دقت آن محلی که بدن نیکو مشخص است را هدف گیری کرده و به سمتش شلیک میکنند. شما از نبرد در مقابل این دشمنان باهوش لذت میبرید ولی اگر در همین جنگها یک یار خودی همراه شما باشد دیگر باید دست به دعا شوید که بلایی به سرش نیاید چون در برخی مراحل کارهای احمقانه ای از همین یارهای دوست در بازی خواهید دید که میبینید چطور خود را در تیر رس دشمنان قرار میدهند و با مردنشان نه تنها خود را به جهنم(!!) رهسپار میکنند بلکه شما را نیز GAME OVER میکنند!ولی در کل اگر آن مشکلات را نیز در نظر نگیریم میتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی استادانه درست شده است و صدها قدم رو به جلو(نسبت به سری قبل) پیش رفته است.

پلیس............

درباره پلیسها هم میتوان گفت بسیار واقع گرایانه تر از قبل رفتار میکنند، اینبار اگر دعوایی در وسط خیابان داشته باشید و شما را ببینید...بلافاصله به شما شلیک نخواهند کرد بلکه مسیری را به تعقیب شما میپردازند و اگر موفق به دستگیری شما نشدند و شما هم به اخطارهای آنها گوش ندادید شروع به شلیک کردن به شما میکنند. اگر در همین حین بایستید این به معنای تسلیم شدن است و نیکو به طرز عجیبی دستهایش را بالا میگیرد و خودش را تسلیم قانون میکند! به نسبت وانتدی و یا همان تعداد ستاره هایی که شما بدست بیاورید(طبق نوع خلاف) دایره گشت زنی پلیس و تعداد پلیس ها بیشتر میشود و شما برای فرار از دست پلیس کار سختری را پیش رو دارید.در کل اگر دعوا، تصادف با عابرین ، تصادف با ماشین پلیس داشته باشید یک ستاره میشوید در این موقع یک دایره کوچک قرمز رنگ در رادار مشخص میشود شما باید سعی کنید از این دایره خارج شده و از پلیسهایی که با دایره های کوچک قرمزی در نقشه مشخص هستند دور شوید...در اولین ستاره به راحتی میتوانید اینکار را انجام دهید...با کشتن یک پلیس یا کشتن چند نفر به صورت پیاپی دو ستاره خواهید شد، اینبار دایره گشت زنی و پلیسها بیشتر میشوند و همینطور تا شش ستاره که وحشتناک ترین لحظات کل جی تی ای  است چون اکثر نقشه پر میشود از پلیس و هلکوپترهای آنها و اجازه نفس کشیدن را از شما خواهند گرفت.

شل و پل کردن افرادی در چنین سطح هوش کار چندان سختی نیست...

و اما کمی در مورد مشکلات حرف بزنیم... در همین قسمت هوش مصنوعی وقتی به مردمی که در خیابانها در حال حرکت هستند و چیزی در دست دارند تنه ای بزنید... هر چیزی در دست فرد باشد به روی زمین می افتد، مثلا برخی توریستها دارای دوربین عکاسی هستند، حالا بعد از زدن تنه و افتادن وسیله در گوشه ای بایستید خواهید دید فرد هیچ تلاشی برای پیدا کردن وسیله ای که در کنارش افتاده نمیکند و یک دوربین یک دفعه در دستانش سبز میشود که واقعا من خیلی ضد حال خوردم! هر چند قبول دارم بازی به این وسعت اصلا نمیتونست به جزئیاتی این چنینی توجه کند ولی انتظارات بیشتر بود!

موبایل...(استفاده از نقد قبلی)

موبایل؛یک وسیله پیشرفته برای ارتباط با دوستان...

موبایل در بازی كارایی های بسیار زیادی را ایفا میكند، در این بازی موبایل یك وسیله پیشرفته برای انجام كارهای مختلف است برای گذاشتن قرار ملاقات برار ارتباط بر قرار كردن با شخصیت های مختلف بازی و باید گفت موبایل در بازی یك پیشرفت چشم گیر كرده است ... در شماره قبلی موبایل فقط نقش مصرفی را داشت یعنی فقط به شخصیت اول بازی زنگ میزدند و او نیز برای پیشبرد مراحل بازی به پاسخ زنگها میپرداخت ولی این بار به شما پیامك و حتی زنگ میزنند شما میتوانند زنگ موبایل خود را تغییر دهید و حتی از طریق اینترنت بازی میتوانید تمهای زیبای جدید را نیز برای موبایل خود دانلود كنید در مراحل بالاتر شما موبایل خود را عوض خواهید كرد و موبایل به یك وسیله واقعا عالی تبدیل می شود بعدا میتوانید از طریق موبایل به اینترنت وصل شوید به دوستان خود عكسهای تارگتها را ارسال كنید.علاوه بر اینكه شما موبایل دارید بسیاری از مردم(تقریبا همه) در بازی موبایل دارند و هر موقع درگیری توسط شما یا هر كسی صورت بگیرد به یك سمتی فرار میكنند و با موبایل خود پلیس را خبر میكنند!!شما با موبایل میتوانید علاوه بر دوستان یعنی همان شخصیتهایی که برایشان ماموریت انجام میدهید میتوانید به پلیس، آتش نشانی، آمبولانس تماس بگیرید و آنها را سر كار بگذارید ...بعد از انتخاب موبایل صفحه موبایل به سمت جلو می آید و حالا میتوانید انتخاب کنید، به دوستتان زنگ بزنید و با او قرار بگذارید تا باهم به تماشای یک تئاطرطنز بروید و یا با دوستی تماس بگیرید تا اگر ماموریتی داشته باشد به پیش او بروید و ماموریت را انجام دهید... این تماسها باعث افزایش دو چیز احترام و دیگری دوستی شما با شخصیتهای بازی میشود و افزایش این دوستی ها باعث میشود تا شخیصت یک کارکرد متفاوت برای شما داشته باشد مثلا اگر با رومن دوست شوید او سرویس ماشینی در اختیارتان میگذارد.

قرار ملاقات...

حالا ما با هم به یک قرار ملاقات میرویم ببینیم چه کاری میتوانیم انجام دهیم...اول به رومن را از لیست انتخاب مخاطب برمیگزینیم و با انتخاب یکی از سرگرمیها به او زنگ میزنید و قرار میگذارید،اگر با یک دختر قرار گذاشته باشید باید لباس شیکتری بپوشید چون آنها در مورد این مسئله نیز نظر میدهند! و در برخی موارد به نوع رانندگی و مدل ماشین نیز توجه دارند ولی فردی مثل رومن چون پسر عموی نیکو است مشکلی نیست با هر لباس و ماشینی که دوست داشتید به پیش او میروید حالا به محل مورد نظر مثلا رفتن به بولینگ یا دارت میرویم و در آنجا با آن دوست سرگرمی را انجام داده و بعد آن را به خانه اش میرسانیم حالا خواهید دید که او شما را بیشتر دوست خواهد داشت!

شهر لیبریتی...(استفاده از نقد قبلی)

نقشه شهر لیبریتی...

یک شهر با یک دنیا جزئیات...

این بار شهر لیبریتی نسبت به قبل (GTA III ) بسیار فرق كرده است... و پیشرفت را به طور جدی در این شهر خواهید دید ، قطارهای سریع و تاكسی های كه بیشتر نقاظ شهر را پر كرده اند،خیابانهای مختلف و جزئیات چشم گیری كه باعث میشود این بازی بزرگترین بازی جی تی ای ساخته شده تا كنون باشد... در نقشه بازی شما شاهد 5 قسمت هستید كه هر قسمت قیافه خود و همچنین ماموریتها و انجام ماموریتهای خاص خودش را دارد بعلاوه یك جزیره كه در وسط دریا هست كه روی هم بازی را به شش قسمت تقسیم میكند ...Broker جایی كه بازی را از آنجا و از پیش پسر عموی نیكو آغاز میكنید... اینجا به قول بچه ها پایین شهر لیبریتی است و ساختمانهای قدیمی و مردم در وداغان زیادی مانند رومن در آنجا خواهید یافت...منطقه بعدی DUKES است كه باید گفت اینجا پولدارهای زیادی هستند، ماشینهای مدل بالا كه تمام پاركینگهای این قسمت از شهر را پر كرده اند و خانه های رنگ و لعاب دار و فروشگاهای بزرگ و حتی یك فرودگاه در این قسمت شهر دیده میشود... منطقه دیگر BOHAN است كه یكی از اتصالات منطقه DUKES وBroker به منطقه ALGONQUIN است علاوه بر این این منطقه ، منطقه خلافكاران است! و پر شده از اوباشانی كه در آن رفت و آمد میكنند.. منطقه ای پر شده از خانه های كوچك و قدیمی و پلیس كه روی این منطقه نظارت دقیقی دارد!!!... وارد ALGONQUIN میشویم مركز اصلی شهر لیبریتی ، منطقه برجهای سر به فلك كشیده و شما در اینجا فروشگاهای متعدد را می بینید و شاید بتوان گفت از شلوغ ترین قسمتهای بازی همین منطقه است و در اینجا شما یك اسكله با تمام امكانات را شاهد بود و تیزرهای تبلیغاتی مختلف كه از آنها لذت خواهید برد و همچنین بسیاری از امكانات بازی كه خودتان باید ببینید تا لذت ببرید...منطقه بزرگ بعدی ALDERNEY است ،شاید در مورد این منطقه بگم كه اینجا محله مافیایی های كله گنده است جایی كه هیچ كس نمیخواهد در آنجا زندگی كند!!فقط کافی است تا شلیکی انجام دهید تا ببینید چند نفر در این قسمت شهر تفنگ دارند! و میرسیم به جزیره كوچك happiness island كه باید گفت یك منطقه توریستی هست و برج آزادی نیز در آنجا وجود دارد ... در مورد این قسمت توضیح زیاد میشه داد چون نمیخوام همه چیز رو لو بدم و بلاخره خودتون باید بازی كنید تا بچشید .

صداگذاری:شنیدنی...

چند مسئله در مورد صداگذاری وسیع بازی وجود دارد:1.صداهای شهر و محیط بازی2.دیالوگها 3. رادیو

صدا های موجود در بازی شهر را زنده تر از قبل کرده اند...

صدای انفجارات مهیب است...

1.شهر پر شده از صدا و هم همه و این به واقعی تر شدن شهر لیبریتی کمک شایانی میکند، هرکجای شهر که پا بگذارید و هر جایی که هستید صداهایی در خور همان قسمت خواهید شنید.صدای رفت و آمد، بوقهای پیاپی،صدای سایش لاستیک روی زمین از مسائلی که همیشه با آنها طرف هستید زیرا اینجا یک شهر بزرگ است که پر شده از آدم و ماشین و هر ماشینی که رد میشود نیز صدایی دارد و حال حساب کنید جمع این صداها چطور صدای طبیعی یک شهر بزرگ را به وجود می آورد.در این شهر شما مانند شهر های شلوغ صدای بوقهای مختلف را به صورت لحظه ای! خواهید شنید و البته برای آنهایی که در شهرهایی چون تهران زندگی میکنند این مسائل چیز ساده و پیش پا افتاده ای است! هر چند صداها رسا و واقعی هستند ولی هیچ موقع بازی به سمت سرسام آور شدن پیش نمیرود. وقتی سوار هر ماشین یا موتوری میشوید متوجه صدای متفاوت موتور این ماشین با ماشین قبلی خواهید شد و این بسیار فوق العاده است و شما را شارژ میکند. صدای پچ پچ مردم با هم نیز در جای جای شهر پر شده است و وقتی که با هر کسی تصادف کنید یا شلیک را شروع کنید صدای جیغ جیغ زنان! شروع میشود.اگر وقتی قدم میزنید با کسی برخورد کنید میبینید به طرزی جالب با شما دعوا میکند و یا اگر در رو به روی آنها بایستید نیز عکس العملی اینچنینی از خود نشان میدهند.و دیگر چه بگوییم از ساحلهایی که پر شده از صدای مرغان دریایی و پارکهایی که پر شده از صدای شور و نشاط و ورزش و همچنین صدای انفجارات که بسیار عالی و حقیقی درست شده اند و...

2.دیالوگها رسا، طنز آلود و دقیقا با دهان شخصیتها همخوانی دارند، چیزی که عجیب است برای تمام دیالوگهای بازی نیز حرکات دست در نظر گرفته شده است، اگر میخواهید منظور من از این حرف را بفهمید با یکی از دوستان قرار بگذارید و وقتی آنها در ماشین هستند و دارند صحبت میکنند بایستید تا ببینید هر صحبتی که شخصیتها میکنند لبهایشان حرکت و دستهایش به صورت عالی تکان میخورد!در کل میتوان گفت دیالوگها در نسخه pc رسا تر و زیباتر صداگذاری شده اند.

3.رادیو بازی با بیش از 15 شبکه رادیویی که به نظر پایان ناپذیر میرسند! واقعا عالی و با سبکهای مختلف موسیقی پر شده اند و برای سلیقه های مختلف مناسب هستند، مثلا شبکه ای آهنگ بسیار آرام پخش میکند، شبکه ای دیگر با پخش آهنگهای بسیار تند در ماموریتهای تعقیب و گریز مناسب است، شبکه ای مخصوص رپ ها و دیگری برای راکها، شبکه ای که اخبار روز لیبریتی سیتی را برای شما بازگو میکند و شبکه هایی که به درد دلهای مردم گوش میدهد! برخی شبکه ها در مورد مشکلات روز بحث میکندو... که در این سه نقطه بسیاری از مسائل نهفته شده است.میتوان گفت صداگذاری بازیی با این حجم فوق العاده بوده است.

گرافیک:پرجزئیات تر و پویاتر...

ما از مشکلات افت فریم و مشکلات عجیب گرافیکی که برای برخی از عزیزان پیش آمده است میگذریم چون مشکل همه نیست و در اصل ما هم با آن رو به رو نشدیم! پس گرافیک بازی را به 3 قسمت:1.جزئیات 2.نورپردازی 3.فیزیک و انفجارات تقسیم میکنیم.

دور نمای نسخه pc عالی است...

1.امروز ما با بازیی پر جزئیات تر نسبت به نسخه کنسولی طرف هستیم که در اوج زیبایی به سر میبرد. دیگر مشکلات تار بودن گیاهان و درختها و دورنماها در نسخه pc بازی دیده نمیشود و از این رو بازی بسیار زیباتر به نظر میرسد.شاید شما تنها مشکلات را زیاد از حد مصنوعی بودن تکسچرهای ساختمانها بدانید ولی از بازیی در این وسعت و با این لود سریع نباید چیز زیادتری هم توقع داشته باشیم. در خیابان وقتی قدم میزنید  خواهید دید چقدر قسمتهای مختلف بازی زیبا درست شده اند، هرچند هنوز هم مغازه های عکسی زیاد در بازی دیده میشود ولی باید بازی را عقلانی و نسبت به سخت افزارهای موجود برانداز کرد چون خیلی از کامپیوتر ها حتی نتوانستند همین بازی را به خوبی ساپورت کنند و حتی ارور دادند پس چطور انتظار داریم چیزی بالاتر از این ساخته میشد! این بازی تمام سعی خودش را کرده تا زیباتر از گذشته به نظر برسد و شما هم وقتی بازی کنید اگر نسخه کنسولی را هم بازی کرده باشید دقیقا متوجه تغییرات جدید خواهید شد. از جزئیات بازی چه چیز را بگوییم از خون زیبایی بگوییم که فوق طبیعی است هر چند خون ضامن خوب بودن یا بد بودن بازی نیست ولی اسم این بازی رویش است GTA ! نیکو اینبار اگر تیری بخورد پیراهنش خونی شده و جای تیرها نیز روی پیراهنش میماند. اگر به جایی تصادف کند ماشین نیز خونی میشود...اگر همان ماشین را بردارید و به هر کجا بروید و تا وقتی کاوراش نروید خون باقی میماند!قیافه ها بسیار طبیعی تر از همیشه و صورتهای بسیار متفاوتی را خواهید دید...هر چند قیافه تکراری هم وجود دارد ولی به قدری ماهرانه این بازی درست شده است و لباسهای مختلفی بر تن افراد کرده است که شما همیشه حس میکنید با قیافه های مختلف طرف هستید.جزیئات ماشین، اسلحه ها بسیار خوب هستند، هرچند شما به هیچ عنوان خشاب کشی در سطح بازیهای اول شخص که به زیبایی خشاب برداشته شود و خشاب پر گذاشته شود و بعد گلنگدن(!!) کشیده شود را در این بازی نخواهید دید و همه چیز روی هواست!وقتی روی زمین حرکت میکنید گرد و خاک بلند میشود و در کنار ساحل جای پایتان روی زمین میماند. با ماشین یا موتور نیز به همین شکل است. ماشین ها به قدری عالی درست شده اند که حرف ندارد شما میتوانید ماشین را به یک آبکش تبدیل کنید ...همچنین آتش گرفتن ماشینها نیز مانند نسخه قبلی آبکی نیست و به همین راحتی و زودی ماشین آتش نمیگیرد. تیرها به زیبایی همه چیز را سوراخ میکنند...دیوارها،لاستیکها،ماشین ها و... و به زیبایی برخی چیزها را از هم میپاچاند، درها، فنسهای چوبی ... در ضمن اگر لاستیک ماشینتان صدمه دید میبینید تیوپ ترکیده و شما بدون تیوپ میتوانید ماشین را کنترل کنید. شرایط آب و هوایی آفتابی، بارانی، مه گرفته نیز در بازی وجود دارد که هر کدام جزئیات خود را دارند فقط یک مسئله در هنگام باران مردم چتر به دست در خیابان ظاهر میشوند و یا یک چیز روی سرشان میگیرند و به زیر محلهایی که باران بر روی سرشان نبارد فرار میکنند!

2.نورپردازی نسخه pc خیلی بد است و مطابق آن سایه ها نیز در بدترین شرایط ممکنه درست میشوند! هر چند مشکلات در مواقع شب کمی کمتر میشود ولی در اوج روز شما سایه های بسیار بدی را شاهد هستید که در برخی موارد مشکل ساز میشوند ولی انعکاسات باز هم عالی درست شده اند... و مخصوصا وقتی در درون دریا با کشتی حرکت میکنید میتوانید انعکاسات زیبایی را مشاهده کنید.(نمیشه ادامه داد ممکنه از 60 کلیوبایت بیشتر بشه!)

فیزیک آب حیرت انگیز است...و

انفجارات...

3.فیزیک فوق العاده است...وقتی نیکو را برای اولین به حرکت در می آورید میتوانید فیزیک او را حس کنید...او به زیبایی از پله ها پایین میرود و سنگینی او را حس خواهید کرد و این مسائل بسیار زیبا است.فیزیک را در جای جای دیگر بازی خواهید دید وقتی تصادف میکنید اگر با شدت از جلو تصادف کرده باشید از پنجره جول ماشین به بیرون پرت میشوید! وقتی سوار موتور هستید اگر با سرعت با ماشینی برخورد کنید روی هوا غلت خواهید خورد.انفجارت نیز حیرت انگیز است، فقط کافی است یک ماشین را آتش بزنید! فقط مواظب باشید زیاد نزدیکش نایستید چون شما هم موج انفجار با خود روی هوا خواهد برد!آب فیزیک کم نظیری دارد و وقتی روی آن حرکت میکنید (اینم نمیشه ادامه داد!)

.... Video Editor mode

یک قسمت جدید در نسخه pc بازی بوجود آمد است که شما میتوانید چند ثانیه ای از قسمتهای جذاب بازی را به ثبت برسانید تا در مواقعی که دوست داشتید از آن لذت ببرید حتی میتوانید این ویدئوها را میکس کرده و در سایت مخصوص بازی یعنی Rockstar Social Club به نمایش عمومی بگذارید!

سیستم مورد نیاز: چه بگوییم! اصلا معلوم نیست حال سازندگان خوب است یا نه چون سیستمی که قبلا اعلام کرده اند بدرد خودشان میخورد هر فردی سیستم حداقل دارد نمیتواند بازی را ران کند! و واقعا برخی که سیستم حداکثر را دارند نمیتوانند با گرافیک حداقل بازی کنند! پس ما چه بگوییم! هیچ نگوییم بهتر است.

نتیجه گیری و امتیاز سیمز47 به بازی:

نتیجه گیری و امتیاز سیمز47 به بازی: GRAND Theft Auto IV pc

10/9(عالی)

 داستان بازی(روند داستان):

داستان بازی پر شده از اتفاقات عالی و درست و حسابی و یک داستان عالی و کار درست است.

10/10(استاد)

گیم پلی:

هر چه بگوییم کم است یک وسعت کم نظیر با جزئیاتی خارق العاده ...شما میتوانید به هر کجای یک نقشه وسیع بروید و برای شما یک عالمه سرگرمی وجود دارد که فوق العاده است.

10/10(استاد)

صداگذاری:

شنیدنی و حیرت انگیز است و با یک عالمه اهنگ و صداهای زیبایی که در رادیو بازی میتوانید گوش کنید...علاوه بر آن دیالوگهای عالی بازی و...

10/8( خوب)

گرافیک:

گرافیک بازی را میتوان خیلی خوب نامید ولی مشکلاتی که در نسخه pc برای برخی از شما ایجاد شده است ما را بر این داشت تا امتیاز این قسمت را از بازی کم کنیم.

10/9.5(فوق العاده)

امتیاز نویسنده نقد به بازی:(در آخرین نگاه)

یک بازی عالی با یک وسعت بیکران و جزئیات خیر کننده و یک روند عالی و گیم پلیی ساده و نیکویی که توانایی های بالایی دارد...یکی از بهترین بازیهای امسال و تمام سالها را درست کرده است.

10/9.2(فوق عالی)

امتیاز سیمز47 به بازی:(میانگین نیست!)

جی تی ای 4 را باید تجربه کنید ، ولی قبل از تجربه کردن مطمئن شوید که بازی سالم را به شما بدهند...بهتر است که سن مناسب بازی کردن را نیز داشته باشید تا بازی برای شما لذت بخش تر شود. با این بازی لذت خواهید کرد و حدود 30 ساعت در بخش داستانی و تا 50 ساعت در کل بازی را میتوانید بدون اینکه اصلا دچار حوصله سر رفتن بشوید انجام دهید .

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:19  توسط سیاوش   | 


با سلام دوستان 
بالاخره راهنمای فارسی و کامل این بازی زیبای کامپیوتری را نوشتم :

اول توضیحاتی در مورد شخصیت های بازی می دم:

Leon Scott Kennedy

لیون رو که خوب می شناسید:
شخصیت اول بازی که در شماره دوم بعنوان یه پلیس وارد شهر Raccoon City می شه و از همونجا درگیر جریانات umberella می شه. حالا 6 سال از اون جریانات گذشته و لیون تبدیل به یه مامور کارکشته شده که با دزدیده شدن دختر رییس جمهور مامور پیدا کردن اون می شه

Ashley Graham

دختر رییس جمهور که توسط یه گروه ناشناس در راه خونه به کالج در ماساچوست دزدیده می شه و وظیفه لیون نجات دادن اونه

Ada Wong

همون ایدای شماره دوم که جان خودش رو فدا کرد تا لیون رو نجات بده و از همون موقع هم پرت کردن آر پی جی برای کمک به لیون رو شروع کرد! ایدا در شماره دوم هم جاسوس بود اما عاشق لیون شد و نتونست ماموریتش رو تموم کنه و لیون درحالی شهر رو ترک کرد که فکر می کرد ایدا مرده
این زن جوان آسیایی چشم بادومی انگار واقعا هم مرده بوده یا داشته می مرده که آلبرت وسکر نجاتش می ده و برای همین اون حالا جاسوس وسکره اما هنوز هم عاشق لیونه و با وجود دستور وسکر برای از میان برداشتن لیون این کارو نمی کنه و حتی چندبار نجاتش هم می ده

Jack Krauser

این شخصیت خوب که به بد تبدیل شد باید در تصادف هلکوپتر در شماره اول می مرد اما نمرد و من که نفهمیدم چطوری. به نظر می رسه یه جور جاسوسی دو جانبه داره چون برای جلب نظر سدلر حاضر شد اشلی رو بدزده و هم داره به ایدا کمک می کنه که سمپلر رو بدست بیاره اما اصلا به وسکر اعتماد نداره و با لیون هم حسابی مشکل داره ( فکر کنم به تیپش حسودی می کنه!!!!!) و تازه یه قدرت خارق العاده هم داره و بنا بر ظواهر ماجرا به دست لیون کشته می شه اما دروغه چون در زیربازی با ایدا اونو می بینیم که بعد از مبارزه با لیون حالا سراغ ایدا می یاد و ایدا هم شکستش می ده . خب اینکه دوبار شکست خورد مثلا مرد چرا بار سوم بلند نشه؟

Luis Sera

یه محقق که از طرف سدلر استخدام می شه و وقتی می فهمه اهداف سدلر چیه سعی می کنه سمپل رو پس بگیره و به لیون و اشلی کمک کنه اما توسط سدلر کشته می شه

Bitorez Mendez

همون big cheez که کلی برای خودش هیکله و چشماش هم هر کدوم یه رنگن و رییس دهکده است و چند بار با لیون در گیر می شه

Ramon Salazar

یه کوتوله زشت که به قول خودش 20 سالشه ( نمی دونم شاید تاپیک سنی ترفندستان رو دیده !!) همه اش خوشش می یاد به پر و پای لیون بپیچه و Las Plagas رو وارد بدن یه عده موجود کرده که بهشون می گه Los Illuminados و همه جا دنبال خودش چند نفر شون هستن که کمکش می کنن معلوم نیست ملخ غول پیکرن یا سوسکن چی ان!

Ganados

همون مردم بدبخت دهکده که داشتن زندگیشون رو می کردن که یه نفر از طرف سدلر اومد به اسم واکسیناسیون به همشون یه چیزی تزریق کرد که بعد از چند روز کاملا تحت فرمان سدلر در اومدن و اصلا شبیه خون آشام های شماره های قبل نیستن که مثل آدم های خواب نما راه برن و کلی هم مهمات برای کشتن لیون دارن و از همه جالبترشون زن و مرد اره بدست هستن که تا نزدیک آدم می شن سکته رو می زنی

Lord Saddler

آخرین و مهمترین دشمن لیون که قدرت فوق العاده ای داره ولی بالاخره کلکش کنده می شه و فکر نمی کنم دیگه برگرده چون به هر حال با اون طرز مخصوص رزیدنت اویلی کشته شد که می شه مطمئن بود در تمام کردن کار ردخور نداره : با پرت کردن آر پی جی مخصوص توسط ایدا و شلیک نهایی توسط لیون!

Albert Wesker

گفتم سدلر مهمترین دشمن لیونه؟ اشتباه کردم! مهمترین شخصیت بد ماجرا که از شماره اول تا حالا بوده و با تمام شخصیت های اصلی رزیدنت اویل به نحوی برخوردی داشته و خش هم برنداشته نامرد وسکره!همه چیز رو همین وسکر شروع کرد. اون بود که تایرنت رو بوجود آورد و اگرچه فکر کردیم در پایان شماره 1 بدست همین موجودی که خودش ساخته بوده کشته شده اما اشتباه کردیم! اون نمرد بلکه یه قدرت ویژه هم پیدا کرد و در شماره 3.5 یا همون Code Veronica نشون داد پیش زمینه تبدیل شدن به یه دشمن سرسخت رو داره و حالا در شماره 4 حضور پررنگی نداره اما می دونم آخرش برمی گرده و بیچاره مون می کنه!
_________________

این هم راهنمای فارسی و کامل بازی :


Chapter 1 - 1


برید به سمت جلو و بعد بپیچید به طرف چپ و وارد کلبه که درش بازه بشید تا دمو شروع بشه و بعد زامبی یا همون گانادو رو بکشید تا دموی بعدی شروع بشه . ولی اول بگم که شما لازم نیست حتما تیربارونش کنید ! این بازی صحنه های جالبتری رو براتون ایجاد می کنه اگه سعی کنید با چاقو یا یه تک تیر حساب دشمن رو برسید. مثلا اگه با چاقو صورت دشمن رو هدف بگیرید یا یه تک تیر به صورتش بزنید اون خم می شه و یه فرصت آزاد نصیب شما می شه که جلو برید و با یه حرکت پای عالی پرتش کنید زمین و حسابش رو برسید! اصلا این بازی رو با دور سخت یا حرفه ای و با حداقل امکانات بازی کنید تا مزه واقعیش رو حس کنید که اصلا قابل مقایسه با بازی با اسلحه های بی نهایت نیست. ریزه کاری های رزیدنت اویل 4 برای پیش بردن بازی براحتی حتی در دور حرفه ای واقعا جای آفرین گفتن دارن و همینطور لذت بردن!
حالا بر می گردیم به بازی !
خب حالا از پله ها برید بالا و از پنجره بپرید بیرون اگرم نخواستید از پنجره هم کف بپرید بیرون!!! و بعد از کشتن بقیه برگردید به سمت ماشین تا ببینید چه بلایی سر همکاراتون اومده. خب حالا دوباره برگردید و از کلبه چوبی هم بگذرید و مستقیم برید تا به یه سگ حیوونی برسید که توی تله گیر کرده حالا نجاتش بدید تا بعدا بهتون کمک کنه. من یه بار عمدی نجاتش ندادم سزای نامردیم رو بعدا دیدم!!!!
حالا کمی جلوتر یه تابلو می بینید شبیه همونی که نزدیک محل سگه بود که این یعنی در این نزدیکی ها یه تله هست! ( دقت می کنیم!!!!!!) بله جلوتر دو تا سیم انفجاری به درخت ها وصل شدن و وسطشون هم یه تله است که کیفش به همینه! یکی اصلا سیم ها رو نمی بینه شیرجه می زنه وسط بعدش پرت می شه یه گوشه!!! یکی هم زرنگی می کنه سیم ها رو می بینه می گه از وسطشون یواش می رم بعد گیر می کنه تو تله هه!!!! یکی هم دو تا فشنگ خالی می کنه از شر همه شون خلاص می شه!!! یه بیکاری مثل من هم می یاد همه شو می نویسه!!!!
شما با چاقو هم می تونید تله های روی زمین رو ببندید بدون اینکه تیرتون رو هدر بدید ( اگه بدون رمز بازی می کنید مواظب تیرها باشید، شدید اهمیت حیاتی دارن دونه به دونه اشون!) حالا کمی جلوتر دشمن ها رو بکشید و از پل رد بشید و از در بگذرید

کمی جلوتر با دوربین به داخل دهکده نگاه کنید و ببینید که یکی از همکارانتون رو کشتن و آویزون کردن . حالا شما باید مستقیم برید جلو و اصلا قایم نشید! در سمت چپتون یه خونه است که درش بازه . بپرید داخلش تا دمو شروع بشه. بعد از تموم شدن دمو باید یه گله دشمن بکشید. این مرحله یه ذره سخته برای کسی که دفعه اولش باشه بازی می کنه پس من دو تا راه حل بهتون می گم. یکی اینکه برید طبقه بالا و بعد از برداشتن مهمات از پنجره دست راستتون که به پشت بام باز می شه بپرید بیرون و بعد بپیچید دست راست و باز هم بپیچید تا برسید به لبه شیروانی بام که اینجا حداقل خیالتون از بابت پشت سرتون راحته و همه فقط یه مسیر دارن که بهتون حمله کنن و کاملا بهش مسلط می شید.
راه دیگه هم اینه که بعد از دیدن دمو از کلبه خارج بشید ( مجبورید از طبقه دوم خارج بشید) و برید به کلبه مقابلتون که یه اتاق داره که درش قفله و با شلیک یه گلوله در رو سوراخ کنید و با چاقو منتظر بشید. هرکدومشون جلو اومدن بزنید به صورتشون و بعد با یه حرکت پرتشون کنید عقب. این برای کسایی بود که شدیدا از کمبود فشنگ رنج می برن!!!!
بعد از اینکه یه تعداد خاصی رو کشتید یه دمو می یاد و بعد شما می تونید برید تمام دهکده رو بگردید هرچی مهمات خواستید بردارید و بعدش هم از راه سمت چپ کلیسا برید و از در رد بشید. اینجا به اولین مدال آبی بر می خورید. اگه در هر مرحله 10 یا تعداد بیشتری مدال آبی رو بزنید یه اسلحه مجانی نصیبتون می شه که باید از فروشنده بگیرید و قیمتش صفر نوشته شده. خب حالا برید جلو و از روی نرده بپرید و وارد ساختمان بشید. از نردبان بالا برید و از پنجره سمت چپ بپرید اونور. حالا اگه از همونجا بپرید پایین وارد یه قسمت مخفی شدید . با شکستن جعبه جنس عتیقه رو بردارید و بعد با هل دادن کمد از اونجا خارج بشید. حالا بپرید طرف دیگه نرده و از دری که جلوتونه خارج بشید.

اینجا یه سنگ گنده پرتاب می شه روی سرتون که باید دکمه مورد نظر رو پشت سرهم فشار بدید تا لیون تندتر بدوه و بعدش در زمان نشان دادن دکمه های بعدی به موقع فشارشون بدید تا نجات پیدا کنید. حالا برید جلو و با شلیک کردن به الماس های روی سقف تونل اونا رو جمع کنید . کمی جلوتر یه نفر با یه دینامیت به دستش منتظر شما ایستاده. اگه دقت کنید یه نصف کله هم از پشت پنجره دیده می شه! شما می تونید سریع از این قسمت رد بشید چون از دو طرف براتون دینامیت پرت می کنن! اون کسی که ایستاده با دیدن شما به سمت راست کلبه می ره. شما می تونید دنبالش کنید و وقتی داره از پنجره وارد می شه کلکش رو بکنید. بهترین راه حل برای دینامیت به دست ها اینه که دینامیت رو هدف بگیرید تا با هم منفجر بشن و احتمالا چند نفر دیگه رو هم با خودشون به درک ببرن! مواظب باشید چون در اتاق بغلی هم یه نفر دیگه هست. بعد از ناکار کردنشون برید به اتاق بغلی و می بینید که درش یه سوراخ داره و یه نفر بیرون دیده می شه. خب حالا می تونید حساب اون رو هم برسید. حالا برگردید از پنجره خارج بشید و برید به سمت کلبه ای که پایین تر هستش. قفل رو بشکنید و داخل بشید. در راهروی بعدی مواظب سیم انفجاری باشید. حالا در اتاق بعدی کمد رو کنار بزنید و داخل بشید. برید به سمت کمد در آخر اتاق و بازش کنید تا دمو رو ببینید.


Chapter 1 - 2



حالا بعد از دیدن دمو لوییس فرار کرده و شما هم باید فرار کنید! برید به سمت راهرو و در اینجا برای اولین بار فروشنده رو می بینید که بهتون اشاره می کنه دنبالش برید. شما هم از ساختمان خارج شده بپیچید سمت چپ و برید دنبالش. حالا می تونید ازش یه چیزهایی مثل اسلحه و دارو بخرید و یا اسلحه هاتون رو قوی تر کنید ( در قسمت tune up) و توجه داشته باشید اگه پول تمام قسمت ها رو بدید یه گزینه در پایین اضافه می شه که با دادن پول اون اسلحه تون بی نهایت می شه. پس حواستون جمع باشه پول ها رو الکی خرج نکنید!

حالا برگردید و برید نزدیک دیوار که یه شکاف داره. یه صحنه از پشت دیوار بهتون نشون می ده. حالا باید با اینا چیکار کنید؟ تقریبا تعدادشون زیاده. حالا می گم! درو باز کنید و برید جلو. می بینید که راه یه سراشیبی کوچیک می شه می ره پایین. حالا دقت کنید کجا می ایستید! شما باید کمی عقب تر از سراشیبی بایستید بطوریکه وقتی اون دینامیت بدستها می یان طرفتون پایین سراشیبی قرار بگیرن. حالا بدون حروم کردن تیرهاتون بایستید و تماشا کنید که چطوری همه شون با هم می یان و دینامیت به دستها دینامیت رو پرت می کنن اما از سراشیبی برمی گرده طرف خودشون همه شون با هم می رن هوا!!! ( باز هم کیف می کنیم!!!!) تقریبا با این روش یه قسمت مهمشون منهدم می شن! حالا شما باید دو تکه لوح رو پیدا کنید که یکی در راه سمت راستی که می ره بالا نزدیک سنگرها است و دیگری در راه سمت چپی در کلبه دوم بالای سقف هستش.
خب دو تا تکه رو یکی کنید و بذارید روی دروازه و از در رد بشید.

وارد ساختمان بشید و بعد از گذشتن از اولین در دو سه نفر بیشتر نیستن. اونا رو بکشید و از راهرو بگذرید و از پنجره رد بشید و پشت واگن مخفی بشید. اینجا هم کار خاصی نباید بکنید جز اینکه چند بار خودتون رو نشون بدید تا اونا بیان طرفتون و با دینامیت های خودشون نفله بشن. حالا می تونید بیاید بیرون و بعد از زدن تله ها از در رد بشید. در اتاق بعدی سمت چپتون یه پنجره هست که با الوار بسته شده. چوب ها رو بشکنید و از پنجره رد بشید و جنس عتیقه رو بردارید. اگه دقت کنید سه تا جای خالی نگین روش هست که اگه نگین ها رو پیدا کنید و روش بذارید قیمتش بیشتر می شه و پول بیشتری گیرتون می یاد. حالا برگردید وراهتون رو ادامه بدید و از در بعدی هم بگذرید و دشمنا رو بکشید . حالا رسیدید به دو تا نردبان که یکی می ره پایین و یکی می ره بالا. اول برید پایین . اینجا شما می تونید ماهی ها رو شکار کنید تا اگه کمبود گیاه دارید بجاش از ماهی استفاده کنید. خب برگردید بالا و از نردبان دومی برید بالا. حالا شما از دهانه چاه خارج شدید. مواظب باشید چون جلوتون تله و یه سیم انفجاری هست. وارد ساختمان بشید و با حرکت دادن نشانه یکبار به چپ و یکبار به بالا در رو باز کنید. کلید رو از کشوی میز بردارید و در رو باز کنید تا دمو رو ببینید.



Chapter 1 - 3



برگردید به اتاق قبلی تا دموی دیگه ای ببینید. حالا باز برید به اتاق بعدی! و از پله ها پایین برید و بعد از چک کردن همه جا برای مهمات یا پول یا گیاه یا هرچی! در رو باز کنید. چی می بینید؟ من یه مرد اره بدست لعنتی می بینم که کمین کرده نامرد! بهترین راه کشتن راه بدست ها اینه که با Rilf بزنیدشون البته Shotgun هم خوبه اما سعی کنید سرش رو هدف بگیرید که زودتر از شرش خلاص بشید. من از اره بدست ها بیشتر از غول ها می ترسم!!!! بخصوص اون گنده هه که توی زیر بازی می یاد تازه اون مثل وحشی ها می خنده آدم یادش می ره چطوری باید نشونه بگیره اصلا!!!!

کمی جلوتر یه عالمه منتظر ورود شما هستن. وقتی دسته جمعی یه جا جمع می شن بهترین زمان استفاده از نارنجکه. بعد از کشتنشون از در رد بشید و حالا دوباره در روستا هستید. برید به سمت در کلیسا و با کلیدی که دارید بازش کنید. در اتاق بعدی دریچه کف اتاق رو باز کنید و برید پایین. بعد از راهرو یه چراغ روی سقف می بینید که با زدنش الماس های روی سقف شروع می کنن به درخشیدن. کمی جلوتر دوباره فروشنده رو می بینید. بعد از خرید وفروش های لازم ار در بگذرید و از نردبان برید بالا. حالا شما نزدیک کلیسا هستید یعنی محلی که اشلی اونجا زندانی شده. برید به سمت چپ و یه نفر رو که داخل کلبه هست بکشید. حالا برید به سمت قبرستان و قبرها رو یکی یکی چک کنید تا سه تا از علامت ها رو که مشخص هستن پیدا کنید. اینا یادتون باشه بعدا باهاشون کار داریم. حالا برید جلوتر و دینامیت رو نشونه بگیرید تا همه شون با هم از بین برن. بعد برید به سمت در کلیسا و بعد از صحبت با هانیگان برگردید و برید به پشت کلیسا و با روشن کردن اون سه علامت سنگ وسطش و بردارید. حالا برگردید و از راه کنار کلیسا برید و سه نفری رو که منتظر شما هستن بزنید و پرت کنین پایین بهتره چون تیر کمتری هدر می ره! و بعد برید بالاتر و از در بگذرید.

کمی جلوتر یه عالمه کلاغ نشستن که می تونید با Shotgun یه تیر بزنید تا یه عالمه Item نصیبتون بشه. البته من خودم با کلاغ جماعت کاری ندارم چون اینا در شماره های قبلی رزیدنت جزو موجودات دردسرساز برام بودن اما مثل اینکه در شماره 4 تصمیم گرفتن عاقلانه رفتار کنن منم تصمیم گرفتم کم نیارم!!!!!
خب کمی جلوتر دو تا در هست که سمت راستی می ره بطرف فروشنده که بعد از اون برید به در روبرویی و همینطور مستقیم برید جلو و جلو و جلو تا یه دمو ببینید. حالا برگردید عقب و بپیچید سمت چپ و برید به سمت کلبه که کنارش یه اسکله است و سوار قایق بشید و برید وسط دریاچه تا دمو رو ببینید. کشتن هیولای دریایی کار راحتیه فقط مواظب باشید وقتی زیر آب می ره قایق رو به چپ و راست حرکت بدید تا شما رو چپه نکنه. موقعی هم که روی آب هست مواظب باشید به تنه درخت ها برخورد نکنید. خب بعد از دیدن دمو این مرحله هم تموم می شه و می تونید سیو کنید.
Chapter 2 - 1


حالا شما داخل کلبه هستید. بیایید بیرون و به اونطرف دریاچه به دو نور آبی نگاه کنید. اونجا محل فروشنده است می تونید سوار قایق بشید برید ازش خرید کنید! در ضمن ماهی های دریاچه رو هم می تونید شکار کنید . حالا می ریم به سمت دری که نزدیک کلبه است و ازش رد می شیم و با یه دشمن جدید روبرو می شیم که حالم ازش به هم می خوره چون خیلی راحت حال آدم رو می گیره: بازوش رو دراز می کنه می زنه کله رو قطع می کنه درجا بمیری!!! اینا رو باید از فاصله دور بزنید چون نزدیک شدن بهشون دردسره. با Rilf هم زودتر می میرن. حالا مستقیم برید و از پل رد بشید و برید سمت چپ و باز از پل رد بشید و بعد بیاید پایین. حالا اول حساب اون دیوونه ای که از بالا بهتون تبر پرت می کنه برسید بعد از نردبان برید بالا و اون سه تا جعبه بزرگ رو با تیر بزنید تا بیفتن توی آب و یه راه برای رد شدنتون درست کنن. حالا بیاید پایین و برید به سمت پلی که درست کردید و تا تهش برید و اونطرف بپیچید سمت راست و از نردبان بالا برید و اهرم رو حرکت بدید تا جهت ریزش آب تغییر کنه و تونل زیر آبشار نمایان بشه.حالا راه رو برگردید اما یه عده از دو طرف می یان به پیشوازتون.بهترین چیزی که می تونید ازش استفاده کنید چند تا نارنجکه و چند تا تیر Shotgun که چون همه شون کنار همن سریع تر می میرن. حالا برید به سمت تونل و بعد از برداشتن لوح در باز می شه و شما ازش رد می شید.
حالا شما از قایق پیاده شدید و پیش فروشنده هستید. هرچی می خواید بخرید که می خوایم یه غول بکشیم! حالا از نردبان برید بالا و از در خارج بشید و برید سمت چپ تا دمو ببینید و الان عوله جلوی شماست! اگه یه کم دست به سرش کنید یه سگ سر و کله اش پیدا می شه که همونیه که شما از تله آزادش کردید و حواس غوله رو پرت می کنه. شما هم از موقعیت استفاده کنید بهش شلیک کنید تا غوله خم بشه و موجود روی پشتش ظاهر بشه. حالا سریع برید طرفش تا لیون بپره پشت غوله و با حرکت چاقو به غول حمله کنه. بعد از حداکثر 4 بار غوله می میره . یه پول قلمبه دستتون می یاد!
حالا راه رو به طرف کلیسا برمی گردیم و با لوحی که داریم در رو باز می کنیم. سمت چپ داخل کلیسا پشت دیوار یه نردبان هست ازش برید بالا. سمت چپتون یه در هست که دو طرفش نرده داره که اشلی پشت این دره حالا از روی لوستر بپرید به طرف دیگه و برید به سمت سکویی که سمت راستتونه و سعی کنید سه رنگ قرمز و آبی و سبز رو مثل شکل اصلی بچینید و ترکیب کنید. حالا نرده های دو طرف در بالا می رن . برید به سمت در و بازش کنید و دمو رو ببینید و بعد همراه اشلی راه رو برگردید و از نردبان بیایید پایین و اشلی رو هم بگیرید. در ایجا دموی دیگه ای می بینید و این مرحله هم تموم می شه.


Chapter 2 - 2


حالا شما پشت همون دری هستید که قبلا باز نمی شد. بازش کنید و کمی جلوتر بایستید. همیشه سعی کنید اشلی رو در یه محل امن قرار بدید تا مایه دردسرتون نشه. برید جلوتر تا اونا به سمتتون حرکت کنن بعد به گاری پر از مواد منفجره شلیک کنید که باعث می شه یه عده زیادی با هم کشته بشن. بعد همراه اشلی از کنار گورستان رد بشید و مستقیم برید تا از در بگذرید.حالا دوباره به فروشنده برخورد می کنید و بعد از بالا رفتن از نردبان و گذشتن از اتاق از در خارج بشید. اون راهه که سمت راستتونه هدف ماست اما فعلا باید اشلی رو یه جا مخفی کنید. برید به طرف برجی که سمت راسته و از نردبان برید بالا و به اشلی بگید همونجا بایسته و خودتون برگردید پایین و برید به سمت راهه و دشمنا رو بکشید و مواظب پشت سرتون هم باشید. همینطور مواظب تله ها. خب حالا می تونید برگردید و اشلی رو بگیرید و با هم از همون راه برید و از در خارج بشید.

اینجا یه محفظه هست که می تونید به اشلی بگید بره داخلش قایم بشه تا شما برید با خیال راحت پاکسازی محیط رو انجام بدید!
برید داخل ساختمان مقابل و تله های روی زمین رو از کار بندازید و بعد از نردبان بالا برید و دشمنان رو بکشید و بعد اشلی رو صدا کنید تا به شما بپیونده و از پنجره برید روی بام و در آخر راه بپرید پایین و اشلی رو هم بگیرید. اینجا باید اشلی رو بفرستید طرف دیگه تا در رو باز کنه و بعد از در خارج بشید.

کمی جلوتر دوباره به فروشنده بر می خورید که بهتره از این موقعیت خوب استفاده کنید! حالا از پل رد بشید و دمو رو ببینید. الان شما با کمک لوییس باید یه عده دشمن رو بکشید. بهتره برید به گوشه نزدیک پله ها و اونجا کمین کنید و سعی کنید لوییس رو هدف نگیرید وگرنه عصبانی می شه! و وقتی هم که به لوییس حمله می کنن شما بهش کمک کنید بهتون مهمات جایزه می ده. بعد از کشتن یه تعداد لوییس می ره طبقه بالا شما هم همراهش برید و سعی کنید یه گوشه باشید تا تسلط داشته باشید. بعد از کشتن شون یه دمو می بینید و این مرحله هم تموم می شه.



Chapter 2 - 3



آیتم هایی که در اطراف مونده جمع کنید و با اشلی از ساختمان خارج بشید.فروشنده هم اینجاست. حالا دو دروازه هستش که شما می تونید یکیشو انتخاب کنید . سمت چپیه یه کمپه پر از یه گروه از آدم های دیوانه و دو زن اره بدست و پشت دروازه راستیه یه غول گنده منتظر شماست. پیشنهاد می کنم هر دو راه رو امتحان کنید که جالبن! خب اول را سمت چپ رو توضیح می دم. همون اول که وارد شدید اشلی رو داخل صندوق پنهان کنید و بعد از کشتن چند نفر مستقیم برید و بعد از نردبان برید بالا و برید جلو تا برسید به یه محیط دایره ای شکل که چند تا نردبان برای پایین رفتن داره. خب همین که بپرید پایین دو تا زن اره بدست می یان طرفتون پس حواستون جمع باشه. بهترین راه اینه که به محض اینکه بهتون نزدیک شدن از نردبان برید بالا و راه رو برگریدید و نزدیک همون نردبانی که ازش اومدید بالا بایستید چون دیگه از پشت خطری تهدید تون نمی کنه و بعد یکی یکی ناکارشون کنید.حالاکلیذ روبردارید وبرگردید به همون محل دایره ای شکل و در رو باز کنید. کمی جلوتر اینجا یه در هست . برید داخلش. در سمت چپتون یه پنجره هست که با چوب بسته شده. چوبها رو بشکنید و برید طرف دیگه و با شکستن بشکه ها عتیقه رو بردارید. حالا برگردید به اتاق اولی و از دریچه برید پایین و مهمات رو بردارید و برگردید بالا و اشلی رو صدا بزنید و توی یکی از صندوق ها مخفی کنید که به شما نزدیک تره. کمی جلوتر و در ادامه راه نزدیک در اصلی باز یه عده می یان طرفتون. اونا رو هم نابود کنید و بعد همراه اشلی از دروازه رد بشید.

راه سمت راست:
همراه اشلی جلو برید تا یه دمو ببینید. دقت کنید اشلی به بالا به یه سنگ اشاره می کنه. مواظب باشید وقتی به چوبهای زیر سنگه شلیک می کنید خودتون زیرش نباشید! حالا بعد از شلیک دیگه صبر نکنید! برید طرف در و با شلیک گلوله زنجیرها رو پاره کنید و از در رد بشید و با رسیدن به سنگ بعدی همین عمل رو تکرار کنید و در بعدی رو هم باز کنید و غوله هم همینطور پشت سرتون داره می یاد! شما نباید معطل هیچی بشید چون سرعت عمل اینجا مهمه! حالا نزدیک دروازه رسیدید. به اشلی بگید همینجا بایسته و خودتون برگردید طرف غوله و اون دنبال خودتون عقب بکشید. سر راهتون کلی آیتم می بینید که روی زمین پخش و پلا شدن. همه شون رو جمع کنید و کلید دروازه هم بین اوناست و باز غوله رو دست به سر کنید و از کنارش رد بشید. ابته اگه بکشیدش چه بهتر چون کشتن غول ها کار سختی نیست. به هر حال حالا کلید رو دارید و با اشلی می تونید از دروازه خارج بشید.

خب رسیدیم به اینطرف! من از مقابل در سمت چپ یعنی بعد از کمپ توضیح می دم: حالا برید مستقیم جلو تا به یه دروازه بزرگتر برسید که برای باز کردنش به چشم Big Cheez احتیاج دارید! سمت راستتون رو برید و برسید به یه کلبه. آیتم هاش رو جمع کنید و بعد برید جلوتر تا به فروشنده برسید. حالا بعد از خرید احتیاجات! برگیدید و از مقابل دروازه ای که گفتم برید به راه سمت چپ و سوار تله کابین ! بشید. بهترین اسلحه برای این مرحله Rilf هستش که قبل از نزدیک شدن حسابشون رو برسید. مواظب دو نفری که در سمت چپ روی سکو منتظر هستن تا روی کابین بپرن باشید! البته Shotgun هم خیلی کمک می کنه. شما باید مواظب اشلی باشید پس همینکه به طرفتون تبر پرت کردن با شلیک اونا رو دور کنید. حالا بعد از پیاده شدن برید به اتاق کنترل و آیتم ها رو جمع کنید و بعد برگردید و از پله ها پایین برید. دوباره هم پایین بریدو بپیچید سمت چپ و برید کنار فروشنده آیتم ها رو جمع کنید و به اشلی بگید همونجا صبر کنه و برگردید از پله ها برید بالا و مستقیم برید جلو. اینجا پشت سنگر یه دینامیت بدست هستش پس مواظب باشید و درست شلیک کنید تا هردوتاشون نابود بشن. بعد برید جلو و از نردبان برید بالا و در آخر اتاق در صندوق رو باز کنید و بعد از جمع کردن آیتم ها همه راه رو برگردید پیش اشلی و همراهش از در رد بشید. کمی جلوتر یه دمو می بینید و حالا باید با Big Cheez مبارزه کنید!این مبارزه دو مرحله داره. در مرحله اول سعی کنید اونو بکشید نزدیک بشکه ماده انفجاری و بهش شلیک کنید. مواظب باشید خیلی بهش نزدیک نشید. شما می تونید دایم بین دو نردبان در حرکت باشید و زمانی که اون خودش رو بالا می کشه و با بازوهاش حمله می کنه پایین بپرید و شروع به شلیک کنید. بعد از مرحله اول حالا بهترین راه اینه که یه آر پی جی داشته باشید تا کلک این پرنده رو! بکنید چون زیادی ورجه وورجه می کنه. البته با Shotgun هم خوب می شه حسابش رو رسید ولی بنظر من یه آر پی جی حروم کردن بهتر از از دست دادن کلی تیره!!
بعد از کشتن Big Cheez برید و چشمش رو بردایر و بقیه آیتم ها رو هم بردارید و از پنجره بیایید بیرون و راه رو برگردید به طرف همون دروازه هه و با کمک چشم در رو باز کنید . اینجا یه عده اون دور دورها منتظر شمان! به اشلی بگید همونجا بایسته و تیرهاتون رو هم برای خودتون نگه دارید! حالا انقدر برید جلو تا اتوموبیله ظاهر بشه. این ماشینه خودش سر راهش همه رو براتون می کشه فقط شما باید بهش یه تیر بزنید و برگردید نزدیک اشلی تا ماشین چپ کنه. حالا همرا اشلی برید جلو. در اینجا از پشت سرتون یه عده بهتون حمله می کنن. برید طرف پل و دمو رو ببینید. این مرحله هم تموم شد.
Chapter 3 - 1


حالا شما داخل قلعه هستید! برید جلو و آیتم ها رو جمع کنید و بعد داخل کلبه سمت راست از فروشنده احتاجاتتون رو بخرید و بهتره Shotgun رو با یه Riot Gun عوض کنید و به جای Rifle هم یه S-Auto Rifle بگیرید. من هیچوقت تا رسیدن به این مرحله اسلحه هام رو tune up نمی کنم چون ارزش نداره! این فروشنده هه هم که خیلی واقعی ساختنش خوب بلده سر آدم کلاه بذاره جنس های دست دوم رو نصف قیمت بخره!!!! پشت ساختمان هم چند جعبه و مقداری چول هست جمعشون کنید و بعد همراه اشلی از پله ها برید بالا و از در بگذرید.

کمی جلوتر یه جعبه هست و شما اگه Rifle داشته باشید راحت اون دو نفر رو می زنید و بعد همراه اشلی برید جلوتر و نزدیک پیچ بهش بگید صبر کنه و خودتون برید جلوتر و با Rifle بشکه ها مواد انفجاری رو در سمت راست و بالا و مقابل و بالا منفجر کنید تا پرتاب کننده های سنگ های آتشی ( پلخمون!!!) کشته بشن و محیط امن بشه! رهبرشون رو هم که لباس قرمز داره بزنید و حالا می تونید به اشلی بگید همراهتون بیاد. خب کمی جلوتر از پله های سمت چپ برید پایین و آیتم ها رو بردارید و برگردید و برید جلوتر از پله ها برید بالا و اینجا هم به اشلی بگید بایسته و خودتون بشکه رو نشونه بگیرید و منفجر کنید تا سنگ انداز بعدی هم از کار بیفته و اینجا یه کلبه مقابلتون هست که شما می تونید از پنجره اش سر یه نفر رو ببینید! نشونه بگیرید و بزنیدش تا کار پاکسازی تموم بشه! حالا همراه اشلی برید به همون کلبه هه و به اشلی بگید همونجا صبر کنه و برید پشت ساختمان و از صندوق یه دست بند بردارید و برگردید پیش اشلی و صبر کنید تا دو نفر بیان طرفتون. بعد از کشتن اونا می تونید اشلی رو همونجا بذارید و برید به سمت راه مقابلتون. اینجا یه اتاقک کوچیک هست که می تونید توش کمین بگیرید و آخرین سنگ انداز رو هم منفجر کنید و بعد برید به سمت دسته و بچرخونیدش تا توپ بیاد بالا و شلیکش کنید و برگردید و همراه اشلی از دروازه رد بشید. فروشنده اینجاست و بعد هم از در بگذرید.

اینجا برید به سمت دیوار مقابل و خنجر نقره ای رو بردارید . بالای پله ها چند نفر ایستادن. شما برید به سمت راست و یه گوشه بایستید و مواظب گرزهاشون باشید و بهتره سعی کنید خوب نزدیک بشن و بعد با Shot gun حسابشون رو برسید. خب حالا برید به سمت دیگه و خنجر طلایی رو هم از روی دیوار بردارید. به اشلی بگید همونجا بایسته و برید به سمت پله ها و اون عده ای رو که بالا می یان بکشید و بعد برید پایین و خنجر طلایی رو بذارید در دیوار و برگردید بالا و خنجر نقره رو بذارید و بعد از باز شدن در همراه اشلی رد بشید.

بعد از دیدن دمو دو تا در می بینید. به در بزرگ که قفله و یه در کوچیک. به اشلی بگید همینجا منتظر بشه و خودتون از در کوچیک رد بشید و بذارید کسی که بیرون ایتاده شما رو ببینه و فرار کنه داخل. حالا برید به سمت راست که در آخر راه یه بشکه ماده منفجره هست و خودتون رو نشون بدید و برگردید عقب تا دشمنا از این راه بیان بیرون و بعد بشکه رو منفجر کنید تا همه شون کشته بشن. بعد از جمع کردن آیتم ها در داخل کلبه از پنجره کوچیک مقابلتون کمانداره رو نشونه بگیرید و بعد از کلبه خارج بشید. اینجا پشت پیچ دو نفر با گرز منتظرن. نمی خواد برید جلو. فقط از همونجا که هستید یه تیر بزنید خودشون می یان جلو و بعد با Shotgun حسابشون رو برسید.
از در بگذرید و بالای پله ها از داخل صندوق کلید رو بردارید . حالا در باز می شه و یه عده می یان داخل شما باید سریع بشکه کنار در رو منفجر کنید و برید بیرون و برگردید پیش اشلی و با کلید دروازه رو باز کرده و خارج بشید.

برید جلو و بعد از دیدن دمو از در رد بشید. مستقیم برید جلو و بپیچید سمت چپ و اینجا می بینید راهتون با آتش بسته شده. برید به سمت تابلو سمت راست و کلید زندان رو بردارید و راه رو برگردید تا برسید به در زندان . به اشلی بگید اینجا صبر کنه و بعد در رو باز کنید و از پله ها برید پایین و یه زندانی می بینید که چشماش رو دوختن! حالا برید جلوتر و در رو باز کنید . همین که اون خودش رو آزاد کرد به آرامی برگردید عقب. یادتون باشه تا وقتی ندوید یا شلیک نکنید اون جای شما رو نمی فهمه. حالا به یکی از دو زنگ شلیک کنید و وقتی اون رفت به طرف زنگ و دستش در دیوار گیر کرد به پشتش شلیک کنید و بعد به آرامی محلتون رو تغییر بدید و اینکار اونقدر تکرار کنید تا کشته بشه و بعد برید اهرم رو حرکت بدید و برگردید و همراه اشلی برید جلو تا چند نفر بیان طرفتون. حالا چراغ بالای سرشون رو منفجر کنید تا آتیش بگیرن. در ضمن پشت تابلوی سدلر مقداری چول پیدا می کنید. حالا برید جلوتر و مواظب دو کماندار باشید و بعد از کشتنشون از اونجا بگذرید و دینامیت بدست رو که پشت در بعدی در سمت چپ مخفی شده بکشید و بعد از اونجا خارج بشید.

خب اینجا یه قسمت سختی دارین. کاری که من می کنم اینه که به محض اینکه وارد اتاق شدم بدون هیچ نشونه گیری یا تیر اندازی همراه اشلی می رم به سمت چپ و یکراست می رم جلو و پشت سرم رو هم نگاه نمی کنم! از پله ها می رم پایین و می پیچم سمت راست و کسی رو که اونجا ایستاده می کشم و بعد وارد در سمت چپ می شم و می رم روی یکی از سکو ها و به اشلی می گم اونجا بایسته و خودم می رم روی سکوی اونطرفی تا سکوی اصلی بیاد بالا . حالا خودم می رم کنار اشلی و همونجا می ایستم تا همه شون بیان و بکشمشون. این بهترین راهیه که کشف کردم! بخصوص اینکه اینجا مجبورید همه رو بکشید و راه دیگه ای ندارید! خب وقتی به اندازه کافی اینجا صبر کنید همه شون می یان و می تونید از شرشون خلاص بشید غیر از دو تا کماندار. حالا همراه اشلی بیایید بیرون و کماندارها رو بکشید و بعد برید هرچی آیتم می تونید جمع کنید و بعد برید کنار سکو و اشلی رو مامور پایین آوردن پل کنید و خودتون منتظر بشید که به محض پایین آمدن پل شروع کنید به شلیک! حالا از پل رد بشید و برید اتاق های سمت چپ و راست رو بگردید و بعد برید جلوتر تا اشلی به سکو اشاره کنه. حالا برید کنار دیوار و اشلی رو بفرستید بالا و خودتون با Rifle مواظبش باشید و در ضمن مواظب اطرافتون هم باشید تا گرز بدست ها رو نفله کنید. خب. بعد از بالا آمدن دو قسمت پل برید اشلی رو بگیرید و از پل رد بشید و از در خارج بشید.

آیتم های اطراف رو جمع کنید. فروشنده هم اینجاست و کنارش یه دره که در اینجا می تونید تمرین تیر اندازی کنید و اگه تعداد مورد نظر از هدف ها رو بزنید و ردیف آدمک ها رو کامل کنید پول هم جایزه می گیرید! حالا برید به سمت راهرو و دمو رو ببینید و این مرحله هم تموم می شه.


Chapter 3 - 2


آخیش! یه مدت از دست اشلی راحت شدیم! همه اش فقط دست و پاگیره! حالا نمی شد بریم یکی مثل ایدا رو نجات بدیم خودش کلی حرفه ایه می یاد می شه کمک دستمون نه وبال گردنمون!!!
خب حالا از در سمت راستتون رد بشید و بپرید پایین تا به مرحله حشرات غول پیکر برسیم که اسمشون رو قبلا گفتم دیگه نمی گم چون سخته! اینا همون موجودات ساخته بدست سالازار هستن که می تونن نامریی باشن و حسابی روی اعصاب آدم راه برن. با شلیک کردن به چشمشون می تونید نابودشون کنید و وقتی هم بکشیدشون الماس هایی بدست می یارید که می تونید با جاگذاری روی بعضی اشیا عتیقه قیمتشون رو بالا ببرید. خب حالا برید جلو و وقتی رسیدید به سر پیچ به شکاف دیوار در سمت راستتون دقت کنید اینجا یه راه مخفیه برید داخلش و آیتم ها رو بردارید. حالا برگردید و راه رو ادامه بدید و قبل از اینکه از نردبان برید پایین سعی کنید اونا رو نشونه بگیرید و از شرشون خلاص بشید. حالا بپرید پایین و آیتم ها رو بردارید و از طرف دیگه برید بالا و از در بگذرید. اینجا می رسید به قسمتی که جند زندان در اطرافتون هست. بپیچید به راهروی سمت چپ و برید جلو و مواظب حشره ای که نزدیک پیچ می یاد جلو باشید. بعد از در زندانی که می له هاش له شده رد بشید و بپیچید سمت راست و وارد اتاق بشید. اینجا یه دسته می بینید. اونو بچرخونید تا آب بره پایین و بعد آیتم ها رو جمع کنید و راه رو برگردید تا به جای اولتون برگردید. اینجا داخل سلول ها یه چیزایی هست که می تونید برید برشون دارید اما به تحمل این حشره های دیوانه نمی ارزه. حالا از نردبان بپرید پایین و از در بگذرید و برید بالا و یچید سمت راست و از در بعدی هم بگذرید تا از شرشون خلاص بشید.
اینجا چند تا تبر گنده مدام جلو و عقب می رن. از اینجا هم بگذرید و از در رد بشید و از نردبان بالا برید و از در بعدی هم بگذرید.
اینجا یه عده مشغول اجرای مراسم هستن که به محض اینکه شما رو ببینن فرار می کنن. رهبر گروه که لباس قرمز داره یه جواهر قیمتی داره که نباید از دستش بدیم پس حالا اینجا چیکار کنیم؟ ها! دو تا راه داریم! سریع بپریم پایین و اونا به محض دیدن شما فرار می کنن اما شما هم مثل اونا بدوید به سمت در تا دروازه بسته بشه و همه شون گیر کنن! حالا وقت دارید همه رو بکشید و جواهرات رو نصیب خودتون کنید! یه راه آسونتر هم اینه که یه نارنجک خاکستری پرت کنید که کلک همه رو در جا می کنه غیر از رییسشون که اونم با چند شلیک کارش تموم می شه. خب حالا می تونید آیتم های اطراف اتاق رو جمع کنید و بعد از پله ها برید بالا و از فروشنده خرید کنید و بعد از در بگذرید.
از پله ها بالا برید و آیتم ها رو جمع کنید و از در بعدی هم بگذرید . اینجا برید به سمت راست و از پنجره بپرید اونور و از در بگذرید و از پله ها برید بالا و بعد از کشتن کسی که پشت دیوار کمین کرده از در بعدی هم رد بشید و برید جلو اما زیاد جلو نرید! سعی کنید با Rifle رییس رو که لباس قرمز داره بکشید البته اون سرشو می دزده پس باید سریع نشونه بگیرید. اگه نتونستید نشکلی نیست هنوز یه فرصت دیگه دارید. حالا برید جلوتر و دو تا کماندار و بقیه رو بکشید و بعد بپرید پایین. به محض اینکه بپرید پایین در باز می شه و رییس فرار می کنه. شما هم سریع برید طرف پله ها و از همونجا نشونه گیری کنید و بزنیدش. نشد؟ ای بابا عیب نداره! آیتم ها رو جمع کنید و بیایید مستقیم جلو و از بریدگی کنار نرده ها بپرید پایین. حالا شما سر جای اولتون هستید و اگه دری رو که کنار پنجره است باز کنید می بینید که رییس با دیدنتون بر می گرده عقب و فرار می کنه. این آخرین فرصتیه که برای کشتنش دارید و اگه نتونستید بهتره بذارید در بسته بشه و وقتی بازش کنید می بینید که رییس در وسط اتاق پشت مسلسل نشسته و داره تیر انداز می کنه. بهترین کار اینه که کاملا نزدیکش بشید و دورش بچرخید تا کمترین تیر بهتون بخوره. بعد از کشتنش کلید رو بردارید و دوباره راه رو برگردید به سمت بالا و در رو با کلید باز کنید.
اینجا 4 تا تابلو روی دیوار هستن که شما باید طوری اونا رو قرار بدید که تعداد افراد به دار آویخته شده شش نفر بشه. حالا دیوار می ره کنار و یه در ظاهر می شه. از در بگذرید و دمو رو ببینید و بعد برید به سمت دری که در طرف راستتون هست و پشتش آماده بشید تا به محض باز شدن در حسابشون رو برسید. خب حالا بعد از کشتن اینا از پله ها برید بالا و از در برید بیرون و مواظب کمانداری که سمت چپتون ایستاده باشید و بهتره فورا از شر اینا خلاص بشید. اگه چراغ بالای سرشو نرو نشونه بگیرید خیلی خوبه. حالا برید به سمت راست وجلوتر دکمه روی دیوار رو فشار بدید و بعد برید به سمت چپ و بپیچید و وارد در بشید. اینجا یه کوزه بزرگ هست که باید اونو بشکنید و دکمه زیرش رو فشار بدید. مواظب باشید به محض اینکه در رو باز کنید دو نفر به سمتتون آر پی جی شلیک می کنن شما باید برگردید عقب تا در بسته بشه و آر پی جی ها منفجر بشن. خوبه حالا دیگه خطری نیست. در رو باز کنید و اونا رو بکشید و بعد جند نفر بعدی رو که وارد می شن بکشید و برید به طرف صندوق وسط اتاق و تکه لوح رو بردارید و از در خارج بشید.
مستقیم برید جلو و از در بعدی هم رد بشید و اینجا برید به سمت دری که رد طرف چپتون هست چون در مقابلتون قفله و ازش بکذرید و در اینجا کمی جلوتر یه فواره کوچیک هست از کنار فواره رد بشید و الماس ها رو بردارید. اینجا یه اتاق می بینید که درش بسته است فقط یادتون باشه که بعدا کارش داریم. خب برید جلو و بشکه ها رو بشکنید وآیتم ها رو بردارید و وارد در بعدی بشید . رسیدیم به باغ سالازار! برید جلو و در رو چک کنید که باز نمی شه. حالا از پله ها بیایید پایین و وارد باغ بشید. این نقشه باغ و محل قرار داشتن دو لوح و بقیه آیتم هاست:



بهترین راه برای باغ سالازار اینه که خودتون رو به بالای پله ها برسونید یعنی نزدیک فواره بالای پله ها که در نقشه با MR مشخص شده. بعد از برداشتن لوح از هونجا به سمت قفس ها نشونه بگیرید و سگ ها رو از بین ببرید. و صبر کنید تا بقیه شون به طرف شما بیان تا نابودشون کنید. بعد طبق نقشه به محل ML برید. حال ابعد از برداشتن این تکه لوح در هنگام برگشتن سه تا سگ بهتون حمله می کنن که باید نابودشون کنید و بعد در بالای پله ها از سمت چپتون بپرید پایین و برید به سمت در و خارج بشید و در بالای پله ها دو تکه رو با هم ترکیب کرده و روی در بذارید و وارد بشید و دموی دیدنی ملاقات ایدا و لیون رو تماشا کنید. این مرحله هم تموم شد.



Chapter 3 - 3


آیتم های داخل اتاق رو جمع کنید و همچنین جنس عتیقه ای رو که بالای تخت هست بزنید و بردارید. حالا وارد اتاق بغلی بشید و فروشنده رو ملاقات کنید و بعد برگردید و از در انتهای اتاق خارج بشید. خب اینجا آیتم ها رو جمع کنید و کماندار رو بکشید و برید به سمت زنگی که روی پیشخوانه و بزنیدش تا تابلو مشخص بشه و بعد بطری روی نقاشی رو هدف بگیرید تا بشکنه و در سمت چپتون باز بشه. در ضمن در سمت راستتون یه راهرو هست که می تونید برید و داخل در انتهای اون بشید و آیتم ها رو جمع کنید اما توصیه می کنم قفل دری رو که در انتهای اتاقه نشکنید فعلا چون بعدا که بخواید از اینجا رد بشید یه عده مزاحمتون می شن. حالا برگردید و برید به همون در سمت چپی. اینجا یه قفس می افته روتون و بعد یه عده هم از بیرون و داخل می ریزن سرتون و باید دقت کنید. سریع ترین راه اینه که اول چند تا نارنجک آبی بزنید تا یه خورده وقت پیدا کنید و بعد با Shotgun به قفل شلیک کنید تا بشکنه و سریع خارج بشید و حالا حساب همه شون رو برسید و بعد از پاکسازی محل برگردید به داخل قفس و صندوق رو باز کنید و ساعت شنی رو بردارید. Mine Thrower هم برای این غول ها ی نابینا اسلحه خوبیه چون یه تیر می زنید پشتش و سریع نابودش می کنه. خب حالا از در بگذرید و برید جلوتر و از نردبان بپرید پایین و اون چند نفر رو نابود کنید و اهرم رو بکشید و برگردید بالا و کمی جلو برید تا در انتهایی باز بشه و در موقعیت مناسب چراغ بالای سرشون رو منفجر کنید و بعد از کشتن اینها برید به سمت چپتون و بپرید پایین و از محفظه مقابل آر پی جی و بقیه مهمات رو بردارید و از پله ها برید بالا و کماندار رو نابود کنید و قفل در رو بشکنید و دوباره از راه باریک رد بشید و از در هم عبور کنید و از پله ها برید بالا و در انتهای راهرو فروشنده رو می بینید. و بعد از گذشتن از در دمو رو ببینید و پایان مرحله.



Chapter 3 - 4



خب لوییس بیچاره هم مرد و شما باید انتقام لوییس رو هم از سدلر بگیرید! برید جلوتر و حالا اشلی رو می بینید که پایین بسته شده. با Rifle نشونه بگیرید و مواظب باشید به اشلی نخوره. با آزاد شدن اشلی دمو ر وببینید و بعد از همون بالا از اشلی باید محافظت کنید. بعد از این مرحله یه عده دیگه وارد می شن که کلید به گردن یکی از اونهاست. با کشتن این عده اشلی کلید رو بر می داره و درو باز می کنه و حالا شما اشلی هستید!
در اینجا آیتم های اطرافتون رو بردارید و برید به اتاق بعدی. یه نفر اینجا هست که شما با کشوندن اون به سمت چراغ های روی میز و کشتنشون می تونید نابودش کنید. بعد با چرخاندن اهرم میله ها ی روی در رو کنار بزنید و نفر بعدی رو هم به همین ترتیب بکشید و در رو باز کنید و وارد راهرو شده به طرف در سمت راستی برید. اینجا اول برید به سمت چپتون و در انتهای اتاق دکمه رو فشار بدید و بعد از طریق دری که باز می شه به قسمت مقابل برید و لوح رو بردارید و دکمه بعدی رو فشار بدید و حالا برگردید به سمت کمد کنار اتاق و هلش بدید و دکمه پشت اون رو فشار بدید تا میله های انتهایی کنار برن و شما بتونید از در بگذرید. خب اینجا همینطور برید جلو تا به انتها برسید. روی سکوی وسط اتاق پازل به هم ریخته ای هست که باید مرتبش کنید و در آخر تکه ای رو که خودتون پیدا کردید بهش اضافه کنید و حالا در مقابلتون باز می شه و شما می تونید وارد بشید. آیتم ها رو جمع کنید و از صندوق انتهای اتاق یه لوح دایره شکل بردارید و بعد از چرخیدن صندوق لوح دوم رو هم بردارید. حالا صبر کنید تا زرهپوش ها وارد اتاق بشن و کاملا به شما نزدیک بشن تا شما بتونید از طرف دیگه میز دور بزنید و از در خارج بشید. وقت رو تلف نکنید و به سرعت راه رو برگردید و از در بعدی هم بگذرید و برید به سمت دری که مقابلتونه و وارد بشید و در انتهای اتاق لوح رو بذارید در محل نشان داده شده و بعد اهرم رو بچرخونید تا نردبان ظاهر بشه. ازش بالا برید و طلاها رو بردارید و برید جلو تا از در بعدی هم رد بشید و به لیون برسید و دمو رو ببینید.
Chapter 4 - 1



حالا فکر کردید کجا می ریم؟ جلو؟ نخیر برمی گردیم عقب! تمام راه رو همراه اشلی برمی گردیم تا برسیم به اون قفس وسط اتاق و حالا می ریم به راهروی سمت چپمون و می رسیم به همون در قفلی که قبلا گفتم بازش نکنید و حالا بازش می کنیم و می ریم بطرف فواره هه و همون اتاقی که درش قفل بود و اشلی رو می فرستیم اونطرف تا درو باز کنه و از غنایمی که نصیبمون می شه لذتی می بریم! حالا می تونیم برگردیم سر جای اولمون در شروع این مرحله و راه رو ادامه بدیم. خب اینجا در مقابلمون یه راه هست که باید تنهایی بریم و اشلی همینجا منتظر می مونه. از اینجا که رد شدید کمی جلو برید و بعد با Rifle کسی رو که پشت اژدها هستش رو بزنید تا هم اژدها از بین بره و هم یه صندوق طلا نصیبتون بشه. دومین و سومین اژدها رو هم یه همین ترتیب بزنید و از آخرین صندوق سومین تکه لوح رو بردارید و راه رو برگردید و بعد همراه اشلی سوار کابین بشید و در سمت دیگه پیاده بشید.خب حالا در رو باز کنید و حالا شما در محلی هستید که اولین بار با سالازار روبرو شدید. تکه های لوح رو بگذارید تا دیوار بره پایین. برید جلو و از در بگذرید و سوار کابین بعدی بشید و از این در هم بگذرید و حالا در سمت راستتون یه در هست که می تونید با فروشنده ملاقات کنید و کمی هم تمرین تیراندازی کنید و در سمت چپتون یه در دیگه که داخلش دو تا مجسمه است. مجسمه ها رو روی سکو ها قرار بدید و خودتون و اشلی هم روی دو سکوی باقیمانده بایستید تا در باز بشه. حالا وارد بشید و دمو رو ببینید و بعد به چهار چراغ قرمز روی سقف تیر اندازی کنید تا سقف بایسته و بعد از در کناری خارج بشید. در انتهای راهرو باز این اشلی کار دستتون می ده. با Rifle دو نفر سرنشین رو نابود کنید تا در باز بشه و اشلی نجات پیدا کنه بعد آیتم ها رو جمع کنید و از اتاق بیاید بیرون و برگردید به سر جای اولتون . حالا مستقیم برید به در بعدی و نزدیک به مجسمه شیر به اشلی بگید که همونجا منتظر شما بایسته و خودتون از راهروی زرهپوش ها بگذرید و در اینجا به یه اتاق دایره ای شکل می رسید. آیتم ها رو جمع کنید و به محض برداشتن جام وسط اتاق در بسته می شه و 3 تا زره پوش ظاهر می شن که مبارزه باهاشون سخته اما ما اینجا به سادگی کارشون رو تموم می کنیم! شما باید انقدر سرجاتون بایستید که هر سه نفر اسلحه هاشون رو برای زدن شما بالا ببرن و بعد به سرعت به سمت دیگه فرار کنید و از این فرصت کوتاه برای شلیک به کلاه خودهاشون استفاده کنید. بعد از چند شلیک کلاهخود می ره کنار و سر خطرناکشون ظاهر می شه که با پرتاب یه نارنجک آبی به سرعت از بین می رن. بعد از این سه تا سه تای دیگه هم می یان که به همین سادگی می تونید نابودشون کنید و بعد برگردید پیش اشلی و باز برگردید به جای اولتون و اینبار از راهروی مقابل برید. می بینید که در انتهای راهرو چند نفر منتظر ایستادن. بهتره به اشلی بگید بایسته و خودتون برید جلو و تابودشون کنید و بعد با جاسازی جام ها همراه اشلی از در خارج بشید. اینجا هم آیتم ها رو جمع کنید. نزدیک در یه پنجره هست که می تونید ازش رد بشید و در طرف دیگه از نردبان بالا برید و راه رو مستقیم برید و جنس عتیقه رو از صندوق بردارید و بعد از پنجره اونقدر به جسم آویزان وسط اتاق شلیک کنید تا بیفته پایین. بعد از پنجره بپرید پایین و اشلی رو هم بگیرید و برید جلو تا دمو رو ببینید.
حالا اشلی دوباره دزدیده شده و شما در محاصره حشزات هستید. به سرعت برگردید و از در خارج بشید تا برسید به همون پنجره که اول ازش به سمت دیگه رفتید. حالا دوباره از پنجره رد بشید و همینجا صبر کنید چون حشرات نمی تونن بیان اینطرف و شما با خیال راحت می تونید تمامشون رو بکشید! حالا برگردید و برید به سمت اهرم و بعد به سمت زنجیرهای در نشونه بگیرید و بعد از در خارج بشید. فروشنده اینجا هستش. حالا آیتم ها رو بردارید و برید جلو تا از قلعه خارج بشید اینجا دمویی می بینید و بعد برید به سمت برج و از پله های سمت چپ بالا برید و بعد از کشتن چند نفر مقابلتون برید به سمت در و وارد برج بشید. حالا از نردبان برید بالا و به سمت اهرم برید و تکونش بدید تا جای سه تکه چوبی که مانع چرخش دنده ها می شن به شما نشون داده بشه. سه تکه چوب رو نابود کنید و دوباره اهرم رو تکان بدید تا برج بچرخه. خب حالا از نردبان برید پایین و از دو نردبان بعدی هم همینطور تا برسید به طبقه هم کف و چند نفری رو که طرفتون می یان بکشید و مواظب کسی که از بالا دینامیت پرت می کنه باشید و بعد از در خارج بشید. در اونطرف پل جند نفر دارن به سمتتون می یان. مواظب آر پی جی بدست باشید! بعد از نابود کردن اونها از در بگذرید و حالا همنجا بایستید! دو تا غول نابینا مقابلتون هستن! Rilf رو در بیارید و اول به دو نفر دیگه شلیک کنید نه به غول ها! حالا خیلی آروم جاتون رو عوض کنید و به گوشه اتاق برید. Mine Thrower رو در بیارید و پشت غول ها رو هدف بگیرید و شلیک کنید تا از بین برن. حالا دیگه کار راحت شد. بقیه رو بکشید و آیتم ها رو بردارید و از در بگذرید. از پله ها بالا برید و از این در هم خارج بشید تا دمو رو ببینید.
خب حالا شما زیر زمین هستید. آیتم ها و تاجی رو که روی زمین هست بردارید و یه سری هم به فروشنده بزنید و بعد از نردبان بالا برید و از پل رد بشید و در کانال به سمت جلو برید. یه دموی کوتاه می بینید و بعد از در رد بشید تا دموی بعدی رو ببینید. خب حالا مواضب حمله های هیولا باشید و مستقیم برید جلو تا برسید به آخرین اتاق و در اینجا برید به سمت اهرم و فشارش بدید و حالا برگردید به سمت در و دکمه اش رو فشار بدید تا هیولا ظاهر بشه! اینجا هم بهترین اسلحه Mine Thrower هستش هرجند خیلی ها یه آر پی جی می خرن و کارو همون اول تموم می کنن اما لذت مبارزه از بین می ره! شما یه تیر بهش شلیک کنید یا یه نارنجک آبی به سمتش پرت کنید و انقدر دور اتاق بچرخید و جاخالی بدید که در باز بشه. حالا برید به سمت اولین کپسول نیتروژن و به محض نزدیک شدن هیولا اونو بزنید زمین. حالا حرکات هیولا کند شده و شما می تونید با Mine Thrower بهش چند شلیک بکنید و به سمت کپسول بعدی فرار کنید و این کارو 4 بار تکرار کنید تا هیولا نابود بشه و شما هم یکی از جواهرات تاج رو بدست بیارید. خب سوار آسانسور بشید و این مرحله هم تموم شد!



Chapter 4 - 2



اینجا فروشنده رو ملاقات می کنید و در اتاق تمرین دور C رو هم می تونید بازی کنید. حالا از در بگذرید و دو نفر مقابلتون رو بکشید و برید جلوتر و بذارید بقیه شما رو ببینن و از نردبان بیان بالا تا شما براحتی همه شون رو بکشید. بعد بپرید پایین و برید جلو به شمت سوییچی که کنار تخته سنگ هست و فشارش بدید تا یه واگن جلو بیاد که در نیمه پایین آمدن متوقف می شه. حالا برید به سمت چپ نزدیک فسیل های داخل واگن ها تا مرد اره بدست بیاد جلو. برید عقب و وارد فضای بسته پشت واگن بشید و با Shotgun شلیک کنید تا بمیره بعد به مسیر ادامه بدید و در بالا اهرم رو فشار بدید و بعد برگردید و سوییچ رو دوباره فشار بدید و دینامیت رو از داخل واگن بردارید و برید به سمت تخته سنگ و دینامیت رو نصب کنید و عقب برید تا سنگ منفجر بشه و بعد از در بگذرید.
اینجا باید با دو غول مبارزه کنید. به سمت در برید تا یه دمو ببینید و بعد برید به سمت نردبان و ازش بالا برید و صبر کنید تا غول ها نزدیک بشن و به محض اینکه غول نردبان رو تکان داد به سمت دیگه سر بخورید. شما می تونید با فشار دادن اهرم دریچه مواد مذاب رو باز کنید تا یکی از غول ها بمیره اما به نظر من اینکارو نکنید بهتره چون یه پول گنده رو از دست می دید! بهتر اینه که وقتی یکی از غول ها سرگرم تکان دادن نردبانه شما به اون یکی دیگه شلیک کنید تا خم بشه و بعد به سمتش بدوید و بپرید پشتش و با چاقو موجود پشتش رو بزنید که بعد از 4 بار غول می میره. آسونه!
خب بعد از کشتن غول ها برید به سمت در و ازش رد بشید. از تونل بگذرید و حالا باز به حشرات غول پیکر رسیدید. برید به سمت سکوی کنترل و بعد از چک کردنش یه شلیک بکنید تا حشرات به سمتتون سرازیر بشن و خودتون برگردید و در دهانه تونل منتظر بشید و از همینجا حساب همه شون رو برسید! حالا از طریق راه باریک سمت راست برید بالا و وارد تونل کناری بشید و صفحه کلید رو فشار بدید و حشرات رو نابود کنید و بعد برگردید و راه رو به بالا ادامه بدید و به تونل بعدی برید و این عمل رو تکرار کنید و بعد برگردید و از دری که ذوب شده رد بشید و برای کشتن حشرات در بیرون در توقف نکنید بلکه داخل بشید و از همون دهانه در با خیال راحت کلکشون رو بکنید!
خب اینجا چند سنگ گنده هستن که مدام بالا و پایین می رن و باید مواظب باشید گوشت کوبیده نشید! از اینجا هم بگذرید و برید روی سکوی انتهای اتاق و جواهر رو بردارید و بعد برید بالا.




Chapter 4 - 3



فروشنده دوباره اینجاست! برید جلو و نامه ایدا رو بردارید و مستقیم برید تا به یه فضای باز برسید. خب اینجا شما می تونید آهسته جلو برید و دو نفری رو که به شما نزدیک هستن بکشید و بعد از نردبان بالا برید و از روی سکو به جمعی که دور آتش ایستادن شلیک کنید تا بیان به سمت شما و بعد منتظر باشید تا کسانی رو که از نردبان بالا می یان بزنید یا اینکه اگه مهمات ندارید با جمع شدن دشمنا زیر پاتون از طرف دیگه بپرید پایین و برید به سمت راست و از پنجره داخل اتاقک بشید و اهرم رو بچرخونید تا دریچه باز بشه و بعد بپرید پایین و راه رو ادامه بدید تا به یه فضای باز در زیر زمین برسید. همینجا بایستید و Rifle رو در بیارید و مرد اره بدست رو که در اتاقک بالا سمت چپ از پشت پنجره دیده می شه نشونه بگیرید و بکشید! حالا چند نفر دیگه رو هم که در دیدتون هستن بکشید و بعد برید پایین و مواظب تله ها هم باشید و برگردید از پله ها برید پایین و در وسط اتاق در سنگی رو کنار بزنید و عصای عتیقه رو بردارید و حالا برید به سمت نردبان و داخل اتاق بشید و پولی رو که از کشتن مرد اره بدست نصیبتون شده بردارید و بعد کلید رو بردارید و بعد برید گوشه اتاق تا به پنجره مسلط باشید و تمام کسانی رو که می یان داخل بکشید. خب حالا از پله ها برید پایین اما آروم جلو برید تا زمانی که بتونید سر مرد اره بدست دوم رو ببینید حالا با Rilfe نشونه بگیرید و بکشیدش و آیتم های اتاق رو بردارید و از در خارج بشید و از پله ها بالا برید و در رو باز کنید و از راهرو بگذرید و در بعدی رو هم باز کنید و در این اتاق باز سقف می یاد به طرفتون که باید چهار چراغ قرمز رو بترکونید و بعد از داخل محفظه طلا ها رو بردارید و از در خارج بشید و از پله ها برید پایین و از در بعدی که رد شدید سوار واگن بشید و به سمت واگن وسطی برید و به اهرم شلیک کنید تا واگن راه بیفته.
حالا برگردید به همون واگن آخریه و مواظب باشید تا کسانی رو که داخل واگن می پرن از جمله مرد اره بدست رو نابود کنید. در یه قسمت یه نفر اهرم رو می کشه و واگن ها نی ایستن که هرچه سریعتر شما اونو بکشید واکن ها زودتر راه می افتن و دردسرتون کمتر می شه. اینجا مرحله ایه که بهترین اسلحه براش Shotgun هستش . خب در آخر راه بپرید و از سکو بالا برید و در وسط اتاق لوح رو بردارید و از در خارج بشید و از نردبان بالا برید. حالا شما نزدیک همون آتش بزرگ هستید. برید به سمت در و لوح رو بگذارید سر جاش و از در عبور کنید.



Chapter 4 - 4



از راهرو بگذرید و از پله ها پایین برید تا برسید به مجسمه سالازار. حالا مستقیم برید جلو تا دو قسمت پل ناپدید بشن حالا برگردید به سمت چپ و از پشت میله ها دشمن رو نشونه بگیرید و مواظب پشت سرتون که یه گرز بدست نزدیک می شه باشید. خب حالا برگردید به همون راهروی اولی و از نردبان برید بالا و برید به سمت راست و بپرید روی دست سالازار ( البته مجسمه اش!) و بعد بپرید روی سکوی وسطی یا از همون بالا به اهرم شلیک کنید تا جهت حرکت دست ها عوض بشه و بعد بپرید روی دست دیگه اش و بعد روی سکوی مقابل. حالا از نردبان بپرید پایین و اهرم رو فشار بدید تا میله ها بالا برن و اولین قسمت پل برگرده. بعد دوباره از پله ها برید بالا و برید به سمت پشت مجسمه و اهرم رو تکون بدید و بعد برید روی دست مجسمه و بپرید به سمت دیگه و مواظب اون کماندار لعنتی و دو نفر گرز بدست هم باشید. اهرم بعدی رو هم فشار بدید و بعد بیاییدایین و برید جلو تا مجسمه حرکت کنه. تند بدوید و قفل در رو با شلیک بشکنید و باز هم بدوید و بعد بپرید به سمت دیگه و خودتون رو بالا بکشید و از در بگذرید.
یه دمو می بینید و حالا به این مرحله قاراشمیش رسیدید که یه روزگاری به بدبختی ازش رد می شدم! از پله های سمت راست برید بالا و قبل از اینکه اولین بشکه به سرتون نازل بشه بپیچید سمت چپ و یه نفرو که داره به سمتتون می یاد بکشید و بعئ نفر بعدی رو و بعد از نردبان بالا برید و نفر سوم رو هم بکشید و حالا یه عده از پایین دارن می یان حسابتون رو برسن. شما اهرم رو چنر بار فشار بدید تا بشکه ها بریزن پایین و بعد خودتون برید پایین و غنایمی رو که نصیبتون شده جمع کنید! حالا برگردید بالا و اون کسی رو که مدام دینامیت پرت می کنه بکشید و بعد برید روی آسانسور و دو بشکه رو پرت کنید پایین و دکمه رو فشار بدید و یه گوشه بایستید و امیدوارم فشنگ Shotgun به اندازه کافی داشته باشید و نذارید تعدادشون زیاد بشه چون آسانسور می ایسته و هرچی بیشتر بایسته تعداد بیشتری رو باید بکشید. خب در طبق بالا بیایید بیرون و آیتم ها رو جمع کنید و به سمت آسانسور بعدی برید و سوارش بشید و حالا شما نزدیک فروشنده هستید و پشت این در باید با سالازار مبارزه کنید. پولتون رو لطفا برای آر پی جی هدر ندید! چیزی که از اون بیشتر کمک می کنه یه Mine Thrower هستش که تا آخرین مرحله ممکن Tune up شده باشه. حالا آر پی جی هم می خواید بخرید اما از من گفتن بود!
برید داخل و دمو رو ببینید و بعد در شروع مبارزه برید به سمت چپ و بعد از جمع کردن آیتم ها سریع بپرید پایین تا بازوی گنده سالازار روی شما فرود نیاد حالا از یه کنار شروع به شکستن بشکه ها و جمع کردن آیتم ها کنید و اگه سرعت عمل داشته باشید اون موجودات کوچک عنکبوت مانند بهتون نمی رسن. حالا برگردید و از نردبان برید بالا و در یه گوشه نزدیک به یکی از بازو ها بایستشد و با Shotgun جند تیر به بازو بزنید تا بره داخل و حالا چشم رو هدف بگیرید که بعد سالازار ظاهر می شه و شما با آر پی جی یا Mine Thrower هدفش می گیرید و تمام! آسون بود نه؟ خب برید پایین و از نردبان وسطی برید بالا و بعد از برداشتن پول از در خارج بشید و در اینجا هم آیتم ها رو جمع کنید و برید پایین و از کنار فروشنده بگذرید و دمو رو ببینید و پایان مرحله.
Chapter 5 - 1



از راه سنگی برید پایین و مستقیم برید جلو تا به سکو های سنکی برسید و ازش برید بالا و آیتم ها رو جمع کنید و حالا برگردید و از راه سمت چپتون برید و اینجا اول چراغ گردان بزرگ رو بترکونبد و بعد بپرید سمت دیگه و نزدیک پنجره یه نفر هست که اونو بکشید و بعد از پلکان برید بالا و همینجا صبر کنید تا یه خپل چاق با مسلسل گنده اش از راه برسه و بپره بالا. شما باید با Rifle پشت سرهم سرش رو نشونه بگیرید تا فرصتت شلیک کردن پیدا نکنه که بیچاره می شید.Broken Butterfly هم برای کشتنش بد نیست. خب حالا همونجا صبر کنید تا بقیه هم بیان و کارشون رو تموم کنید و بعد بپرید پایین و برید به سمت پله ها و سوییچ روی سکوی سمت راستی رو بزنید و بعد برگردید و از نردبانی که به پشت بام در سمت راست می ره برید بالا و آینه رو تنظیم کنید و بعد برگردید روی پشت بام اول و اون آینه رو هم تنظیم کنید تا در باز بشه و بعد از در بگذرید و کمی جلوتر از نردبان برید بالا.
برید جلو و در سمت چپتون یه نفر هست بکشیدش و از سمت راست بپرید به طرف دیگه و از پنجره داخل بشید و سه نفر رو که به سمتتون می یان بکسید و بعد برید جلوتر و بشگه رو منفجر کنید تا یه راه مشخص بشه. برید از سکو بالا و از داخل صندوق مجسمه رو بردارید وبرگردید و بیایید بیرون و برید به سمت راست. اینجا یه نفر دینامیترت می کنه و دو نفر هم کماندار هستن اما بهترین راه اینه که بلافاصله بعد از پرت شدن دینامیت بدوید به راه سمت چپ و با shotgun دو نفر مقابلتون رو بزنید و از روی پل کوچیک بگذرید برید به آخر راه و آیتم ها رو بردارید و بعد برگردید و از روی پل بپرید پایین و برید به سمت دروازه بسته و در اون گوشه صبر کنید تا همه به شما نزدیک بشن و بعد گاری کنارتون رو منفجر کنید تا بره وسط و همه نفله بشن. حالا می تونید برید جلو و آیتم ها رو جمع کنید و بعد از در بگذرید . پشت سنگر کوتاهی که می بینید یه بسته فشنگ هست. برش دارید و جلوتر فروشنده رو ببینید و بعد برید جلوتر و اگه من دیگه حوصله کشتن ندارید یه نارنجک آبی پرت کنید و سریع رد بشید و از در بگذرید. خب اینجا در سمت چپ یه در بسته هست که باهاش کاری نداریم. برید جلو و از در بعدی بگذرید و یه نفر اینجاست که بکشیدش و برید جلوتر در این مرحله Shotgun دستتون باشه آروم برید جلو تا از داخل محفظه یه نفر که آتیش گرفته بیاد به سمت شما و باید سریع بهش شلیک کنید. حالا برید جلوتر و ار در بگذرید.اینجا یه آدم گنده چاق شکم گنده با گرز منتظر شماست. می تونید از همین فاصله با Rifle سرش رو بزنید و از همونجا به سمت پایین نشونه برید و دومی رو هم بزنید. حالا برید جلو و از مقابل در عبور کنید و به سمت پله ها برید و در پایین پله ها دو نفر دیگه رو هم بکشید و آیتم ها رو جمع کنید و برگردید داخل همون در بشید و برید جلو تا دمو رو ببینید. بعد از در بگذرید و کمی جلوتر برید به سمت راست تا فروشنده رو ملاقات کنید.حالا برگردید و راه رو ادامه بدید تا به یه در برسید که مدام بالا و پایین می ره و چند نفر از پشتش دینامیت پرت می کنن. تا وقتی نزدیک در بایستسد در باز نمی شه و باید پشت پنجره کمین کنید و سعی کنید دینامیت ها رو در دستشون منفجر کنید یا پاشون رو نشونه بگیرید تا نتونن دینامیت رو پرت کنن و خودشون خودشون رو منفجر کنن!!! حالا در می ره بالا و شما می تونید برید جلو. مواظب یه نفر که از سمت راست جلو می یاد باشید. حالا از در بگذرید و جلو برید تا به یه اتاق کوچیک برسید که می تونید اینجا سیو کنید. حالا برگردید و برید جلوتر و از در دودهنه سمت چپ رد بشید و برید جلو و از در بعدی هم رد بشید تا به آزمایشگاه برسید. حالا از پشت شیشه می تونید یه موجود عجیب رو ببینید. برید به سمت مقابل و یه پازل رو می بینید که باید فلش ها رو به سمت خروجی بپرخونید. بعد برید داخل و آیتم ها رو به اضافه یه کلید برداریدو بلافاصله برگردید و فقط فرار کنید!!! از در که خارج شدید سر دومین پیچ یکی دیگه هم منتظر شماست! بهتره یه نارنجک آبی داشته باشید چون اینا رو با روش معمولی نمی تونید بکشید. حالا که حواسش پرت شد برید جلو و از در دودهنه رد بشید و همینطور بعدی و برید به سمت راست که در یه سردخونه است و با کلید بازش کنید. خب حالا اول برید به سمت راست اولین اتاق و کلید رو در دستگاه بذارید و کلید جدید رو بگیرید و بعد برید به سمت فرمان و اونو بچرخونید و بعد برید به سمت اتاق بعدی و دوربین مخصوص Rifle رو بردارید و حالا به سرعت برید به سمت در اصلی و با جاسازی دوربین جدید روی Rifle به این موجود عجیب نشونه برید و هر چهار قلبش رو بزنید و بعد با یه اسلحه قوی یا یه نارنجک کارش رو تموم کنید. حالا آیتم ها و پول ها رو جمع کنید و از سردخانه خارج بشید و به دلیل ذیق وقت! اول برید به سراغ سمت راستیه و اونو نابود کنید و بعد اگه خواستید سمت چپیه رو هم نابود کنید وگرنه الفرار!!!
برید جلو و وارد اتاق کنترل بشید. با استفاده از چنگک می تونید سه نفر از چهار نفر رو پرت کنید پایین در سمت راست. به سایه دقت کنید تا درست برشون دارید. بعد از سومین بار حالا صبر کنید تا بقیه بیان بالا و شما اونا رو بزنید بعد از در بگذرید و از پله ها برید پایین و از کنار محفظه آشغال بگذرید و از در بعدی هم رد بشید. اینجا کمی جلوتر اشلی رو می بینید که زندانی شده. Shotgun رو آماده کنید و یه تیر بزنید تا اون دو تا گنده بک بیان طرفتون و بعد به سرشون شلیک کنید و نابودشون کنید. لطفا سریع برید به سمت اشلی تاسر و صدای ناهنجارش رو تموم کنه!!! حالا برگردید به سمت دری که در سمت راسته و ازش رد بشید و مواظب باشید چون اینجا چند نفر با اسلحه های خطرناکشون منتظرن و باید حسابشون رو برسید. حالا از پله ها برید پایین و آیتم های اطراف رو جمع کنید و از در بگذرید و برید جلو تا به یه اتاق کوچیک برای سوی بازی در مقابلتون برسید. بعد برگردید و وارد اتاقی که در سمت راستتونه بشید و برید جلو تا برسید به یکی از همون موجودات عجیب غریب و با Rifle و دوربین مخصوص حسابش رو برسید و بعد کلید رو بردارید و تمام آیتم های اتاق های اطراف رو جمع کنید و برید به دری که در انتهای راهرو می بینید و راه رو بگیرید برید تا به فروشنده برسید و بعد از آسانسور برید بالا و وارد برج مراقبت بشید تا دمو رو ببینید و بعد راه رو برگردید همه راهو تا برسید به اشلی.
با کلید در رو باز کنید و برید داخل تا دمو رو ببینید و پایان این مرحله.



Chapter 5 - 2



بهتره به اشلی بگید اینجا بایسته تا شما از در بگذرید و عده ای رو که منتظر ایستادن نابود کنید و بعد همراه اشلی راه رو برگردید و دمو رو ببینید و حالا شما ته زباله دونی هستید. سریع اهرم رو بکشید و در رو باز کنید و بعد از اهرم طرف دیگه رو بزنید تا در بسته بشه و بعد از رد شدن از در دوم با Rifle نشونه بگیرید و نابودش کنید. بعد همراه اشلی جعبه رو هل بدید و از پل رد بشید و دومین موجود رو هم نابود کنید و بعد جعبه بعدی رو هم کنار بزنید و از در عبور کنید.
همین اول راه یه گنده بک رو بزنید و بقیه رو هم نابود کنید و برید جلو و می رسید به یه مرحله مزخرف. بپرید پایین و ببینید اشلی به چی اشاره می کنه. بعد عده ای رو که نزدیک می شن بکشید و بهترین راه اینه صبر کنید خوب نزدیک بشن و بعد با شلیک Shotgun بفرستینشون وسط حوض مواد مذاب و از شرشون خلاص بشیدو بعد برید به اتاق کنترل و به اشلی بگید اهرم رو بکشه و خودتون مواظب باشید. و بعد سرانجام از در عبور کنید.
برید جلو و وارد اتاق سمت راست بشید و در انتهای اتاق دکمه رو فشار بدید و همونجا منتظر ورود موجود بشید و بکشیدش و بعد از اتاق خارج بشید و از در بگذرید و برید به اتاق سمت چپ و صبر کنید تا بعدی هم بیاد و بکشیدش و بعد به سمت در برید و اسلی رو بفرستید تا در رو باز کنه و بعد برای سیو برید به اتاق سمت راست و برگردید و به اشلی بگید یه طرف بایسته و خودتون طرف دیگه و به محض روشن شدن چراغ وسطی اهرم ها رو فشار بدید تا در باز بشه.
اینجا اشلی که تا اینجای کار جیغ و ویغش هوا بود می خواد براتون بولدوزر برونه!!!! برید پشت بولدوزر و مراقب باشید و در مسیر حواستون به پشت باشه و زمانی که بوق کامیون رو شنیدید بهش شلیک کنید که کامیون دوبار از عقب به سمتتون می یاد. بعد بولدوزر می ایسته و شما باید پیاده شید و برید اهرم طبق بالا رو فشار بدید. اینجا اصلا برای کشتن صبر نکنید و فقط سعی کنید راهتون رو باز کنید و به محض فشار دادن اهرم برگردید چون اشلی در خطره. به محض اینکه پایین بپرید دوباره بولدوزر راه می افته و حالا باید مراقب بالای سرتون هم باشید که اگه یه گرز به اشلی بخوره کارتون تمومه. خب به محض شنیدن صدای بوق و اشاره اشلی کامیونی رو که از جلو می یاد نشونه بگیرید و صبر کنید ببینید مردنی هستید یا نه!!!
حالا همراه اشلی وارد اتاق بعدی بشید و فروشنده اینجاست. بعد از این اتاق دمو رو ببینید .



Chapter 5 - 3


پشت پله ها یه مقدار طلا هست بردارید و بعد از پله ها برید بالا و از در بگذرید و از پله های سمت چپ برید پایین و پشت در منتظر بشید تا صدای وز وز نزدیک بشه و بعد درو محکم بکوبید تا هرکی پشتش بود نقش زمین بشه و بعد بکشینشون و از این قسمت رد بشید و اگه مثل من حوصله نداشتید راههای سمت چپ و راستتون رو بی خیال شید و از در مقابلتون عبور کنید.و از آسانسور برید بالا و حالا آماده اولین مبارزه تون با کراوزر بشید و بعد از این مرحله که با دخالت ایدا خطر از بیخ گوشتون می گذره برید پایین و از در سمت راست بیرون برید.حالا بعد از این در باید از میان لیزرها عبور کنید و بعد می رسید به صندلی مخصوص سدلر که نشستن روش کلی حاله!!! حالا از آسانسور پشت صندلی برید پایین و بعد از پله ها پایین برید و کمی جلوتر فروشنده رو ملاقات کنید و از در عبور کنید و جلوتر یه دمو ببینید و حالا شما داخل یه کابین هستید و بهترین اسلحه برای این مرحله یه Shotgun یا Magnom قوی هست. نقشه کابین:





که من همیشه از ترس اون قیافه نحس راهم رو توی کابین دوم گم می کنم!!!
خب فکر نمی کنم با وجود نقشه دیگه لازم باشه هی چپ راست راست چپ براتون توضیح بدم! پس می رسیم به آخرش که می پرید و قلاب رو می گیرید و می رسید به طرف دیگه و آیتم ها رو جمع می کنید و بعد باز گرفتار این روانی می شید! بهترین روش برای کشتن این دیوونه اینه که دور تخته سنگ یا دو در تونل بچرخید و بعد از طرف دیگه شلیک کنید تا گیج بشه و در زمانی که داره به سمت شما می چرخه با Rifle سرش رو نشونه بگیرید و بعد وقتی مثل وحشی ها چنگال هاشو در آورد بکشیدش به سمت بشکه ها و منفجرش کنید! از این راه بهتر بلد نیستم! از این مبارزه متنفرم! خب حالا مبارزه تموم شده و خلاص شدیم و می ریم به سمت در و ازش رد می شیم و ازلکان بالا می ریم و از در بعدی هم رد می شیم و اینجا یه کابین هست که می تونید باهاش برگردید و یه گیاه رو بردارید که بعضی مواقع اهمیت حباتی داره. حالا از پله حا برید بالا و از نردبان بالا برید.
اینجا می تونید از بالا یه بشکه رو منفجر کنید و همه شون رو بکشید و بعد بپرید پایین و آیتم ها رو جمع کنید و بعد در داخل چادر از نردبان برید پایین و کمی بالاتر فروشنده رو ملاقات کنید و بعد از نردبان برید بالا و از در عبور کنید و بعد برید جلو بپرید پایین و کمی جلوتر به زیباترین مبارزه رزیدنت اویلی بین کراوزر و لیون برسید. دمو رو ببینید و بعد سریع از پله ها بالا برید و در رو باز کنید و گیاه رو بردارید و از نردبان برید بالا و منتظر باشید. بهتون باید بگم که زیبایی این مبارزه به استفاده از چاقو هست و البته کارایی شما هم بیشتر می شه چون چند ضربه چاقو از یه خشاب اسلحه اثر بیشتری روی کراوزر داره. خب حالا کراوزر می پره بالا و شما چاقو رو در اولین فرصت بهش بزنید و صبر کنید تا تغییر جهت بده و دومین ضربه رو وارد کنید و بعد سومی و بعد کراوزر یه تارنجک می زنه و فرار می کنه. برید پایین و آیتم ها رو جمع کنید و از در بگذرید و پشت اولین دیوار کراوزر کمین کرده برید جلو و یه مبارزه رو آغاز کنید که گاهی اوقات با فشار دادن دکمه ها تبدیل به چند صحنه جالب می شه و کراوزر دوبار ه فرار می کنه. بپیچید سمت راست و بدون توقف برید جلو و به کراوزر که از اون بالا یه بمب پرت می کنه هیچ توجه نکنید و برید جلو تا برای بار سوم باهاش درگیر بشید و بعد از پشت بام بالا برید و بقیه آیتم ها رو جمع کنید و بعد برید به سمت پله ها و دمو رو ببینید. حالا سری برید به زیر سقف تا از گلوله ها در امان باشید و بعد چاقو بدست در یه گوشه منتظر باشید و بعد از گذراندن این قسمت هم کراوزر فرار می کنه و شما باید مجسمه سنگی رو ببرید روی سکو و اهرم رو فشار بدید تا در باز بشه و راه رو برگردید. کراوزر پشت دیوار منتظره. یه بار دیگه باهاش روبرو بشید و بعد اهرم رو فشار بدید و پایین بپرید. از کنار ربات های انفجاری به سرعت رد بشید یا از دور با اسلحه منفجرشون کنید اما زیاد طولش ندید جون بقیه پیداتون می کنن. از این راه که بگذرید کراوزر از بالای دیوار ازتون یه سوال می پرسه. جوابش رو بدید و بعد داخل بشید و از پله ها بالا برید و از پشت دیوار سمت راست لوح دوم رو هم بردارید و دمو رو ببینید. حالا شما باید سعی کنید کراوزر رو گیر بندازید و با چاقو پشت سرهم بهش ضربه بزنید تا مدام نقش زمین بشه و نتونه به سمتتون حمله کنه و بعد مبارزه تموم می شه. در باز می شه و شما باید بپرید پایین و لوح ها رو در محل خودشون بذارید و خارج بشید.



Chapter 5 - 4



این قسمت دیگه حالتون رو می گیره! مثل مور و ملخ می ریزن سرتون! مواظب گلوله های ارزشمندتون باشید!!! کمی جلوتر یه دمو می بینید و حالا Mike به کمکتون می یاد که خیلی خوبه و دو سه تا پایگاه رو براتون منفجر می کنه. حالا برید جلو و در چادر قایم بشید تا گلوله ها رد بشن و بعد برید پشت دیوار کمین کنید و بعد برید جلوتر و کماندار رو بزنید و بعد برگردید و از راه شیب دار پایین برید و یه سنگر کوچیک اون کنار هست همونجا بایستید و بقیه رو بکشید و اگه شانس بیارید مایک اینا رو براتون می کشه. بعد برید جلو م قفل در رو بشکنید و مواظب دینامیت های بالای سرتون باشید و بعد برید به سمت تونل و جلوتر مواظب گرزدارها باشید و بعد از نردبان بالا برید و آدم پشت مسلسل رو نفله کنید و بعد در داخل رو باز کنید و از پله ها پایین برید. خب اینجا باید سریع بدوید به طرف دیوار مقابلتون که نشانه اش هم اینه که یه بشکه همیشه اونجاست که همیشه هم خالیه ولی منم همیشه می شکنمش شاید یه چیزی توش باشه! حالا از همینجا چند نفری رو که می یان طرفتون بزنید و بعد سریع از پله ها بالا برید و سر بخورید طرف دیگه و با یه اسلحه قوی مثل Magnom این گنده هه رو نفله کنید تا خودتون نفله نشید! حالا برید پایین و اهرم رو فشار بدید و بپرید پایین و اول برید جلو و باز هم بپرید پایین و آیتم های داخل چادرها رو جمع کنید و برگردید بالا و از در عبور کنید.
سریع برید سمت راست پشت دیوار کوتاه و صبر کنید تا یه عده بیان و بعد از کشتن اینا برید به سمت سنگر وسطی و نیم خیز بشید و بعد برید جلو و همونجا بایستید تا بقیه هم جلو بیان و بعد از نابود کردنشون از پله ها بالا برید و اگه تونستید با Rifle کسی رو که پشت مسلسله بزنید که چه خوب وگرنه بدیوید و از راه سمت راست برید جلو تا برسید به یه شکاف کوچیک و داخلش بپرید و بشکه رو بشکنید و بعد بیایید بیرون و کسی رو که پشت این یکی سنگره بکشید و اگه مایک براتون نابودش کرد چه بهتر. بعد بپرید پایین و برید به سمت دیگه و از نردبان بالا برید و نفر بعدی رو هم نابود کنید و حالا فقط یکی مونده که باید برید پایین و بهش شلیک کنید تا نابود بشه و بعد هم اهرم های دو طرف رو بکشید تا در باز بشه و شما رد بشید. آخیش! چقدر سر و صدا بود اونور!!!
حالا برید جلو و یه دمو ببینید و مایک بیچاره حالا مرده باید انتقام مایک رو هم بگیرید! از در رد بشید و بپرید پایین و در اتاق بعدی دمو رو ببینید و بعد از این در و در بعدی هم رد بشید و حالا از پله ها پایین برید و آیتم ها رو بردارید و باز با Rifle یکی از اون موجودات رو بکشید و بعد از سکوی انتهای اتاق بالا برید و از در بگذرید و در سمت راستتون یه گیاه و یه جعبه هست برشون دارید و بعد برید جلو . من این مرحله رو همیشه به یه طریق حنده دار رد می کنم که براتون توضیح می دم. به سرعت می رم جلو و از کنار سنگرها رد می شم و می پرم اونطرف سنگر مقابل و از نردبان بالا می رم و به سمت اولین سوییچ می رم تا صحنه برداشتن کلید نشون داده بشه و بعد همونجا انقدر می کشمشون تا گنده بک همراه مسلسلش برسه حالا من می گم گنده بک اما اسمش J.J هستش! خب حالا می رم جلو ی نردبان تا اون بیاد طرفم و به محض اینکه می خواد شلیک کنه می پرم پایین و همینطور اونو دنبال خودم می کشم تا اون هی شلیک کنه به جای من بقیه رو بکشه!!!! بعدشم آخرش دور می زنم و کلید رو که روی زمین افتاده بر می دارم و می ذارم سر جاش و دکمه ها رو ممی زنم و در باز می شه منم فرار می کنم می گم جهنم که این گنده بک رو نکشتم! حالا هرکی دوست داره بکشتش من که تیر اضافی ندارم!!! این راه حل هم برای همین کمبود تیری که داشتم به ذهنم رسید!!!
حالا از در می گذریم و دمو رو می بینیم و بعد همراه اشلی فرار می کنیم. حالا از برید به انتهای راهرو و چند نفری رو که منتظرن بکشید و بعد برید جلو و وارد اتاق بشید و دمو رو ببینید .




The Final Chapter



اتاق رو ترک کنید و از در عبور کنید و حالا از فروشنده خریدهای آخرتون رو بکنید و باز هم می گم بی خود آر پی جی نخرید برید اون Mine Thrower رو Tune up کنید از همه چی بهتره. بعد برید پایین و دمو رو ببینید و حالا مبارزه!
این مبارزه با وجو اینکه آخریه خیلی آسونه. اول از کنار سدلر فرار کنید و برید به سمت دیگه و از سکو بالا برید و صبر کنید تا نزدیک بشه و بعد اهرم رو فشار بدید تا آهن ها بریزن سرش و بعد بپرید و چاقو رو توی چشمش کنید. اینکارو دوبار می تونید بکنید و دو تا بشکه هم ارید که می تونید منفجرش کنید و بعد از Mine Thrower استفاده کنید و سرانجام ایدا می یاد و آر پی جی تاریخی رو براتون پرت می کنه و خلاص!
حالا بعد از دیدن دمو که یه جورایی تکرار گذشته هاست! برگردید و همراه اشلی فرار کنید و سوار قایق بشید و از این مرحله هم که بگذرید دیگه به پایان بازی رسیدید! دمو رو با خیال راحت تماشا کنید و بعد صبر کنید تا در پایان بازی سیو بشه و تمام!
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 10:58  توسط سیاوش   | 

A woman in her 30's was taking her mother, who was in her 50's to the gynocologist. After dropping her mother off, she and her daughter ran a few errands, then returned to the doctor.

While the older woman had her feet in the stirrups, the doctor remarked, "Don't we look pretty today", as he performed his examination. The lady was quite shocked, but said nothing.

When her daughter picked her up, she was quite upset. The following conversation ensued:

Mother: Do you know what that doctor said to me? He said, "Don't we look pretty today", while he was looking between my legs! Do you think that was appropriate?

Daughter: No! Are you sure he wasn't referring to your hairstyle or something?

Mother: Well, it still wasn't appropriate or professional. I wonder if it could be considered sexual harassment. What do you think?

Daughter: I don't know. We're you embarassed?

Mother: I was very embarassed. I used some of your FDS this morning, and he may have smelled that, but I still don't think he should have commented!

Daughter: I don't have any FDS.

Mother: Why, sure you do! In the blue can that was on back of the toilet. I used some before the appointment...

Granddaughter: Grandma! That's my Barbie Golden Glitter Hair Spray!


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:48  توسط سیاوش   | 

A fire fighter is working on the engine outside the station when he notices a little boy next door in a little red wagon with a tiny ladders hung off the side and a garden hose tightly coiled in the middle. The boy is wearing a fire fighter's helmet and has the wagon tied to a dog and a cat. The fire fighter walks over to take a closer look.

"That sure is a nice fire truck," the fire fighter says with admiration.

"Thanks," says the little boy. As the fire fighter looks a little closer, he notices the boy has tied the wagon to the dog's collar and to the cat's testicles.

"Little partner," the fire fighter says, "I don't want to tell you how to run your fire truck, but if you were to tie that rope around the cat's collar, I think you could go faster."

The little boy says, "You're probably right, but then I wouldn't have a siren."


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:43  توسط سیاوش   | 

Next time you have a bad day at work...think of this guy:

Rob is a commercial saturation diver. He performs underwater repairs on offshore drilling rigs. Below is an E-mail he sent to his sister. She then sent it to Laughline, who was sponsoring a "worst job experience" contest. Needless to say, she won. Hi Sue,

Just another note from your bottom-dwelling brother. Last week I had bad day at the office. I know you've been feeling down lately at work, so I thought I would share my dilemma with you to make you realize it's not so bad after all.

Before I can tell you what happened to me, I first must bore you with a few technicalities of my job. As you know, my office lies at the bottom of the sea. I wear a suit to the office. It's a wetsuit. This time of year the water is quite cool. So what we do to keep warm is this: We have a diesel powered industrial water heater. This $20,000 piece of equipment sucks the water out of the sea. It heats it to a delightful temperature. It then pumps it down to the diver through a garden hose, which is taped to the air hose. Now this sounds like a darn good plan, and I've used it several times with no complaints. What I do, when I get to the bottom and start working, is take the hose and stuff it down the back of my wetsuit. This floods my whole suit with warm water. It's like working in a Jacuzzi.

Everything was going well until all of a sudden, my butt started to itch. So, of course, I scratched it. This only made things worse. Within a few seconds my butt started to burn. I pulled the hose out from my back, but the damage was done. In agony I realized what had happened. The hot water machine had sucked up a jellyfish and pumped it into my suit. Now since I don't have any hair on my back, the jellyfish couldn't stick to it. However, the crack of my butt was not as fortunate. When I scratched what I thought was an itch, I was actually grinding the jellyfish into my butt. I informed the dive supervisor of my dilemma over the communicator. His instructions were unclear due to the fact that he, along with 5 other divers, were all laughing hysterically. Needless to say I aborted the dive. I was instructed to make 3 agonizing in-water decompression stops totaling 35 minutes before I could reach the surface to begin my chamber dry decompression. When I arrived at the surface, I was wearing nothing but my brass helmet. As I climbed out of the water, the medic, with tears of laughter running down his face, handed me a tube of cream and told me to rub it on my butt as soon as I got in the chamber. The cream put the fire out, but I couldn't poop for 2 days because my butthole was swollen shut.

So, next time you're having a bad day at work,
think about how much worse it would be if...
you had a jellyfish shoved up your butt!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:41  توسط سیاوش   | 

 

One Crazy Baptism

Three little boys were concerned because they couldn't get anyone to play with them. They decided it was because they had not been baptized and didn't go to Sunday School.

 

So they went to the nearest church. Only the janitor was there. One said, "We need to be baptized because no one will come out and play with us. Will you baptize us?"

"Sure," said the janitor. He took them into the bathroom and dunked their heads in the toilet bowl, one at a time. Then he said, "Now go out and play."

 

When they got outside, dripping wet, one of them asked, "What religion do you think we are?"

The oldest one said, "We're not Katlick, because they pour the water on you. We're not Bablist because they dunk all of you in it. We're not Methdiss because they just sprinkle you."

The littlest one said, "Didn't you smell that water?"

"Yes. What do you think that means?"

"That means we're Pisscopalians."

 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 8:20  توسط سیاوش   | 

free funpages 

Fat Cat Heaven

A cat dies and goes to Heaven. God meets him at the gate and says, 'You've been a good cat all of these years. Anything you desire is yours, all you have to do is ask.'

The cats says, 'Well, I lived all my life with a poor family on a farm and had to sleep on hardwood floors.' God says, 'Say no more.' And instantly, a fluffy pillow appears. A few days later, 6 mice are killed in a tragic accident and they go to Heaven. God meets them at the gate with the same offer that He made the cat.

The mice said, 'All our lives we've had to run. We've been chased by cats, dogs and even women with brooms. If we could only have a pair of roller skates, we wouldn't have to run anymore.'

God says, 'Say no more.' And instantly, each mouse is fitted with a beautiful pair of tiny roller skates.

About a week later, God decides to check and see how the cat is doing. The cat is sound asleep on his new pillow. God gently wakes him and asks,

'How are you doing? Are you happy here?'

The cat yawns and stretches and says...

'Oh, I've never been happier in my life.
And those Meals on Wheels you've been sending over are the best.
 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:50  توسط سیاوش   | 

freefunpages.comfree funpages
FreeFunPages HOME - FunPages Archive - Prank Funpages - Funny Pictures - Hug Pages

 

A group of girlfriends are on vacation when they see a five story hotel with a sign that reads: WOMEN ONLY! Since they are without their boyfriends and husbands, they decide to go inside and take a look around. The bouncer, a very attractive guy, explains to them how it works...

 

"We have 5 floors. Go up floor by floor, and once you find what you are looking for, you can stay there. It's easy to decide since each floor has a sign telling you what's inside."

 

So they start going up and on the first floor the sign reads:

"All the men on this floor are short and plain."

The friends laugh and without hesitation move on to the next floor.

 

The sign on the second floor reads:

"All the men here are short and handsome."

Still, this isn't good enough, so the friends continue on up.

 

They reach the third floor and the sign reads:

"All the men here are tall and plain."

They still want to do better, and so, knowing there are still two floors left, they continued on up.

 

On the fourth floor, the sign is perfect:

"All the men here are tall and handsome."

The women get all excited and are going in when they realize that there is still one floor left. Wondering what they are missing, they head on up to the fifth floor.

There they find a sign that reads:

 

This floor was built only to prove that there is no way to please a woman.


+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:45  توسط سیاوش   | 

وای خدای من خوبه بگویم برای اولین بار یک کاپشن خریدم که اندازه خودم است کاپشن قبلی تازه داشت اندازه ام می شد که داغون شده بود دیروز داشتم نگاهش می کردم و می گفتم اندازه ام شدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ آخر هر وقت که بابام برایم میرود خرید فکر می کند من در سال بعد دوبرابر بابام خواهم شد.

ولی همه این ها به یک طرف ماجرای خرید کاپشن به یک طرف ( فروشنده معتاد تابلو بود و پول نداشت و حتما باید یکی از کاپشن ها را می فروخت تا بتواند مواد تهیه کند بنابراین یک کاپشن ۳۰ هزارتومانی را ۲۴ هزارتومان گفت ما هم که بعد از ۴ ساعت دوندگی برای یک کاپشن قیمتها دستمون بود متعجب شدیم مامانم اینقدر کاپشن را زیرورو کرد که نکند پارگی دارد ولی نه فقط موضوع همان بود که من گفتم فروشنده مرتب می گفت :« یک چیزی گفتم عجیب غریب و خودم هم توش موندم» باور نمی کنید این حرف را ۱۰ بار تکرار کرد تا مامانم و من دیگر نمی توانستیم جلوی خنده امان را بگیریم . بابام هم یک نگاه چپ چپی به اون بدبخت می کرد که تا آخر عمر یادش نمی رود . خلاصه بابام نمی خواست پول مواد یارو را بده ولی من و مامانم دیگر خسته شده بودیم خلاصه خریدمش ولی باید بگویم که فکر نمی کنم  سال بعد اندازه ام بشود. بابام خیلی خسته و عصبانی بود از کلاس زبانش هم جا مانده بود به خاطر خرید کاپشن ولی نفس راحتی کشید و آمدیم از مغازه بیرون همین که سوار ماشین شدیم چشمتان روز بد نبیند معلوم نشد افسر از کجا آمده بود و برگه جریمه را گذاشته بود رو ماشین ما بدون هیچ دلیلی پدرم دیگر بدبیاریاش کامل شده بود از موقعی که برگه جریمه را دید تا فردا بعدازظهر صحبت نمی کرد نمی دانم شاید هم روزه سکوت نذر داشت و من نمی دانستم ولی روزه سکوتش این طور شکست که با بازکردن در آسانسور دختر همسایه (شبیه پرستو در چهارخونه) پخی یییییییییی می کند و مپره تو سینه پدرمن و بعد از کلی معذرت خواهی که ببخشید من فکر کردم بابام بود  پدر بیچاره من دستش را روی قلبش گذاشت و می گفت اشکالی ندارد دخترم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:43  توسط سیاوش   | 

یک روز یک لره می گوید مادرم از پشت بام افتاد و مرد

دوستش می گوید آخی بمیرم برات آخر چه جوری

می گوید هیچی از پشت بام افتاد روی کولر و کولر را شکست افتاد پایین روی ایوان بعد ایوان خراب شد بعد افتاد روی بام انباری آنهم خراب شد

دوستش می گوید آخی آنوقت مرد

می گوید نه بابا دیدیم داریم خانه خراب می شویم با یک گلوله خلاصش کردیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:26  توسط سیاوش   | 

یک روز به یک ترکه می گویند: سلام بابات به رحمت ایزدی پیوست

ترکه می گوید رحمت دیگه کیه

می گویند نه بابا بابات دارفانی را وداع گفت

ترکه می گه دارفانی دیگه چه جور دریه

می گویند نه بابات به ملکوت اعلی پیوست

ترکه می گه ملکوت اعلی کجاست

خلاصه بعد از ساعتها می گویند

الاغ  بابای خرت مرد

ترکه می گوید ولی خرم که بابا نداشت

با عرض معذرت لازم است ذکر کنم خود بنده آذری هستم ولی دلم نیامد این جک بامزه را ننویسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:23  توسط سیاوش   | 

سلام من دوباره برگشتم . چند وقت بود خیلی سرم شلوغ بود  اما بعد چند وقت توانستم به وبلاگم یک نظم وترتیبی بدهم و در آن مطلبی بنویسم . راستی من از این به بعد مسابقه هایی را در وبلاگم برگزار کنم و اگر شما جواب درست بدهید جوایزی را به شما هدیه میکنم
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 15:32  توسط سیاوش   | 

دراولین روز مدرسه من خیلی به طرف مدرسه حرکت کردم وقتی رسیدم به کلاس دیدم می خواهند از ما امتحان ریاضی بگیرند وای خدای من وقتی ورقه رو گذاشتند جلومون چشمامون چهارتا شد  اعصابمون داغون شده بود حالمون خراب شد  خلاصه امتحان رو دادیم برگشتیم خونه شاید نمرمون را به ما فردا بدن   
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8:1  توسط سیاوش   | 

life is like a piano , white keys represent happiness, and black  keys for sadness, but only when you go through the white &black keys hear the music of life

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:52  توسط سیاوش   | 

سلام بچه ها اصولا زود باوری خوب نیست این نصیحت یا بهتر است بگویم این نکته را از من همیشه به خاطر داشته باشید :

اگر کسی گفت وای چقدر دوستت دارم اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت وای برایت می میرم اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت تو نباشی من هم نیستم اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت جانم را برات می دهم اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت دنیا بدون تو برام هیچه اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت هر کاری بگی می کنم اصلا باور نکنید

اگر کسی گفت تو را بیشتر از خودم دوست دارم اصلا باور نکنید

فقط مجازید در یک صورت حرف کسی را باور کنید که واقعا از اعماق قلبش دوستتان دارد و آن موقعی  است که

کارت سوختش را بهتان می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:18  توسط سیاوش   | 

قرارشده که کتاب های کلاس اول هراستان جدا کنند یکی از فرق های آن

تهران:بابا با ۲۰۶ آمد

اردبیل:بابا با خر آمد

لرستان: بابا رفت تهران نیامد

زاهدان:باباروکشتن نیامد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:7  توسط سیاوش   | 

سلام من ۱۰ خان رستم رو رد کردم

این هم نمرات ۱۰درس کارنامه ترم دوم من

ادبیات فارسی ۲۰
املا

۲۰

ریاضی ۲۰
علوم ۲۰
مدنی ۲۰
جغرافیا ۲۰
تاریخ ۲۰
دینی ۲۰
قرآن ۲۰
انشا ۲۰
انضباط ۲۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 13:51  توسط سیاوش   | 

ايول ايول تابستونو ايول

اين صدای بچه هايی بود كه از پله های مدرسه پايين ميرفتند ومن دراين باره برای شما گزارشی تهيه كردم 

چرا دوست داری مدرسه ها تمام شود؟

كسری حبيبی:((چون سه ماه دير از خواب بلند می شم))

سپهر بختياری:((آخه ديگه ازامتحانات راحت می شم))

عليرضا نانكلی مافی:((چون ميرم تو کوچه فوتبال بازی ميكنم))

كاميار استاد حاجی:((به توچه٬ فلان ٬فلان..........................۰))البته شعور خوانوادگيشو نشون داد بااين نمرهاي۸،۵،۱۲،۲

شما نظرتون چيه؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:18  توسط سیاوش   | 

خلاصه یک مسواک سرعتی زد و به سمت اتاقش رفت٬ تازه اول بدبختی بود٬ حالا غرورش و بگو که اجازه نمی داد بهش تا بگه مامان چراغ اتاق را روشن بگذارم یا نه٬ رفت تو تختش و لحاف و کشید رو سرش ای وای سرو کله هیولا ها پیدا شد یکیشان آمده بود و لحاف را  از رو سرش می کشید ٬ آبتین بیچاره خیس عرق شده بود و با قدرت تمام لحاف رو از دست هیولاهه می کشید در این میان صدای جرق جرق درزهای لحاف هم می آمد که نشان از پاره شدنش می داد٬  ولی فدای سر آبتین هیولاهه دیگر داشت کم کم موفق می شد لحاف را از دست آبتین بیرون بکشه و یک لقمه چرب و نرمش کند، که صدای فریاد آبتین بلند شد وای تورو خدا من و نخور٬ قول می دهم دیگر تو بازی نکشمت٬ ولی داشت فکر می کرد که این٬ همان بابا هیولاهه است و آمده انتقام هیولا کوچولو ها را که من داشتم در مرحله دوم بازی می کشتمشان و می خندیدم بگیره ٬ چه بدبختی دارم حتما الان آن هم من را لای پنجه هاش له می کند بعد قاه قاه قاه .... می خندد. در همین کشمکش بود که سرو کله مامانش پیدا شد. دیگر چی شده پسرم چرا هنوز نخوابیدی . وای ... چرا لحافت و پاره کردی٬ ای خدا آخر من چیکار کنم ٬ مامانش به زور لحاف را از زیر میز کنار تختش که به یک میخ گیر کرده بود کشید بیرون و آن را از روی صورت آبتین زد کنار وای پسرم دیگر آبی به بدنت نمانده آخر چرا با خودت این کار را می کنی نگاهش کن نگاهش کن ببین تمام تشک و لحاف و بالشش خیس عرق شده .پسرم به نام خدا بگو و بخواب. عزیزم می خوای چراغ را برایت روشن بگذارم . آبتین که انگار خدا دنیا را بهش داده بود با صدایی که می لرزید گفت فکر بدی هم نیست من که از تاریکی نمی ترسم ولی شاید خواستم کتابی بخوانم تا خوابم ببرد. مامانش در دلش خندید و زیر لب گفت فدای آن غرورت بشم و آبتین را بوسید و رفت . آبتین باز لحاف را روی سرش کشید و خوابش برد. در خواب هیولا بزرگه را  دید که آمده سراغش ولی نا گهان فرشته ای مهربان از آسمان آمد و با هیولا جنگید و آن را کشت آبتین به فرشته گفت ای فرشته زیبا و مهربان خیلی دوستت دارم میشود قول بدهی همیشه مواظب من باشی تامن نترسم. فرشته لبخندی زد و گفت عزیزم بهتر است همیشه یاد خدا باشی او از همه مهربانتر است تو اگر همیشه به یاد او باشی هیچوقت نمی ترسی چون خدا همیشه بچه های مهربان را دوست دارد. آبتین از خواب بیدار شد و دوباره به نام خدا گفت و دیگر لحافش را رو سرش نکشید و به خواب رفت و همش خوابهای خوب دید و دیگر از آن شب به بعد از هیچ چیز نمی ترسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:30  توسط سیاوش   | 

آبتین خیلی هیجانی شده بود و حسابی سرگرم بازی با کامپیوتر بود و خیلی لذت می برد هرچی مامانش می گفت بسه دیگه اصلا و ابدا گوشش بدهکار نبود تا این که هوا تاریک شد صدای فریاد مادرش بلند شد. ای پسر زبون نفهم. کور می شی. بس کن دیگر. اصلا این بازی مگر چی داره که نشستی پاش و تمام هوش و حواست و بهش دادی. اگر درس خواندن بود تا دوصفحه می خواندی هزارتا نق و نوق می کردی . خلاصه آبتین که به فریاد های مادرش عادت داشت انگار نه انگار که اون بیچاره داشت گواتر می گرفت از بس داد می زد و عین خیالش نبود بلند شد به طرف دستشویی رفت ولی . چرا یک حس عجیبی داشت. احساس می کرد هنوز بازی تمام نشده جرأت نمی کرد تو آینه نگاه کند انگار دوروبرش پر شده بودند از هیولاها آبتین صدای قلبش را می شنید پاهاش داشت می لرزید زیر لب گفت چه غلطی کردما چقدر التماس کردم به باباهه تا این بازی لعنتی را برام بخره آخر یکی نبود بگه پسر آبت نبود نونت نبود تو را که یه ذره جیگر نداری چه به این بازی ها خلاصه بچه ها آبتین بیچاره نمی توانست شام بخوره چرا؟ همش به این فکر می کرد که شب تو اتاق تاریکش چه جوری بخوابد. نگاهش به عقربه های ساعت بود حالا عقربه ها یک سرعتی گرفته بودند که نگو و نپرس تا سرت را می چرخاندی دو دور می زدند. و خلاصه ساعت ۱۰ شد صدای مادر : آبتین مسواک بزن بزن بزن. وای چرا صدای مادرش را این طوری می شنید مثل هیولاهه بود رو کرد به صورت باباش که زیر نور کمرنگ اتاق روزنامه می خواند نه این امکان ندارد چرا پدرش شکل اون هیولا بزرگه شده بود چشماش و مالید و دوباره نگاه می کرد وای داشت هیولابزرگه زیرچشمی نگاهش میکرد و لبخند میزد آبتین بیچاره می خواست گریه کند که مادرش دوباره با اون صدای وحشتناک فریاد زد مگه به تو نیستم نیستم نیستم ها ها ها . آبتین فرار کرد به سمت دستشویی دوید از ترسش به جاهای دیگر نگاه نمی کرد جرأت نداشت به سمت اتاقش نگاه کند اتاق نگو تونل وحشت . آبتین خمیردندان را برداشت ولی نمی دانست مادرش خمیردندان را عوض کرده  تا خمیردندان را روی مسواکش گذاشت فریاد زد وای مامان خون خون . مادرش شروع کرد به دادو بی داد کردن آخه خدا بگم چی کارت کند مرد.  این بازی ها چیه برای این بچه می خری دارد دیوونه می شه  دیگر از سایه خودش هم می ترسه آخر از دست شماها چی کار کنم فرهنگ استفاده از کامپیوتر را بلد نیستید بچه جان اون خمیردندان ژله ای قرمز است خون دیگر چیه . ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:29  توسط سیاوش   | 

Happy Teacher's Day to all of my teacher's and other teacher's
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:13  توسط سیاوش   | 

   اطلاعیه

راستی وزارت ارشاد فهمیدید شعر اتل متل توتوله را ممنوع کرده ؟

به علت استفاده از کلماتی که مغایرت دارد با فرهنگ این مرزو بوم و کلمه رکیک (پ....ن)

متن جدید شعر ابلاغ می شود:

اتل متل زباله

گاو قلی باحاله

هم شیر دارد هم آستین

شیرشو بردن فلسطین

بگیر یک زن راستین

اسمشو بزار حکیمه

که چادرش ضخیمه

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 12:11  توسط سیاوش   | 

بچه ها فهمیدید که سیدحسن نصرالله به آقای احمدی نژاد گفته که تو را به خدا سلاح هسته ای درست کنید اسرائیل را بزنید بعد فهمیدید آقای احمدی نژاد چی گفته

نه حسن خیلی خطرناکه حسن

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 9:30  توسط سیاوش   | 

راستی بچه ها یک خبر مهم  معلمینی که همچون شمع در سنگر علم و دانش می سوزند و به ما روشنایی می بخشند تا آخر شهریور گاز سوز می شوند
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:46  توسط سیاوش   | 

سلام

بچه ها مي خواستم بگم كه نظر بدين كه كدام قشنگتر است اين يكي يا قبلي

                                                                                                                                                         

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:38  توسط سیاوش   | 

سلام بروبچ یک لینک برایتون گذاشتم تا علاقه پدرو مادرم را برای نامگذاری من متوجه شوید من به اسمم افتخار می کنم و از پدرو مادرم و از خاله مهربانم که در نامگذاری من سهیم بوده است متشکرمhttp://www.mehriran.ir/pages/ost.htm#سیاوش_
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:3  توسط سیاوش   | 

سلام بچه ها من می خواهم یک سری داستانهای کوتاه بنویسم شخصیت اصلی این داستانها آبتین یک پسر ۱۰ ساله است این هم داستان اول:

شانس؟؟

  در یک شهر بسیار زیبا پسری بود به نام آبتین که فکر می کرد خیلی بدشانس است آبتین اسکیت بازی را خیلی دوست داشت ولی هر وقت که می خواست بازی کند یک بلایی سرش می آمد یا دستش می شکست یا پایش می شکست.... حتی یک بار هم که در حال بازی بود و به بدشانسی اش  فکر می کرد زمین خورد و کارش به بیمارستان کشید. آبتین حدود سه ماه پایش در گچ بود و از درس و مدرسه و بازی و... افتاده بود. و دلش برای مدرسه و دوستانش و بازی کردن تنگ شده بود تا اینکه روز تولدش فرا رسید و از مادرش بهترین هدیه تولد را گرفت و آن کارت ثبت نام کلاسهای اسکیت بود.

  آبتین به کلاس اسکیت رفت و حسابی تمرین کرد و بعد از اتمام دوره آموزشی اش  خیلی خوب اسکیت می کرد و اتفاقی هم برایش نمی افتاد و به این نتیجه رسید که شانس معنایی ندارد و برای هر کاری باید از راه درست وارد شد و تلاش و کوشش کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 9:46  توسط سیاوش   | 

 

سلام بچه ها ازاین بازی ها لذت ببرید

http://www.crazymonkeygames.com/Ant-City.html

http://www.crazymonkeygames.com/Thing-Thing-3.html

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:11  توسط سیاوش   | 

باز هم سلام

حالتون خوبه

من که حالم خیلی خوبه

من یه دوستی به نام برنادارم که تو مالزی هستش اگه می خواهید با اون حرف بزنید یه کم این جاها را

بگردید پیداش می کنید 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:1  توسط سیاوش   |