من این مطلب رو از سایت سیمز47 گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد
|
اولین نقد وبررسی بازی GRAND Theft Auto IV برای pc از سیمز47 | |
|
اسم بازی |
GRAND Theft Auto 4 |
|
سازنده |
Rockstar North |
|
پورت کننده pc |
Rockstar Toronto |
|
انتشار دهنده |
Rockstar Games |
|
پلتفورمها |
pc, PS3, Xbox 360 |
|
نقد برای پلتفورم؟ |
pc |
|
سبک بازی |
ژانر اكشن حالت ماجراجویی-آزادانه(اطلاعات بیشتر) |
|
درجه سنی برای بازی |
+18(خشونت بالا،محیطی بسیار آزاد و.....) |
|
زمان یادگیری |
حدود نیم ساعت |
|
درجه سختی بازی |
ساده رو به متوسط |
|
تاریخ انتشار |
2 December 2008 |
|
نمره سیمز47 به بازی |
10/9.2 ((فوق العاده)) (اطلاعات بیشتر در آخر نقد) |
|
تمام عکسهای درون نقد توسط ما از وسط بازی گرفته شده است استفاده از تصاویر بدون ذکر منبع سیمز47 غیر مجاز است... | |
|
| |
شروع:مشکل...مشکل...
این همه سر و صدا برای انتشار نسخه pc بازی GTA IV و اکنون! این همه مشکل در این بازی که همه را کلافه کرده است! وقتی یک بازی چند وقت عقب می افتد باید در جهت رفع مشکلاتش گام بردارد و اگر همین بازی یک ماه دیگر هم تاخیر میخورد ولی بازیی درخور منتشر میکرد ، طرفداران بازی راضی تر و بهتر میتوانستند بازی را انجام دهند ولی در کل یادتان نرود این همان GTA IV فوق العاده است البته با مشکلات فراوان در نسخه pc! این بازی را که فراموش نکرده اید! چون این همان "فوق سرگرمی" بشری است! پس زیاد نگران نباشید مشکلات هم حل میشود.
مقدمه:جی تی ای 4 برای pc دارها
شهر شلوغ تر ، پر نما تر و واقعی تر از قبل در جریان است، لیبریتی این بار پر بار تر و با بار ترافیکی بیشتری به پیش pc دارها آمده است، و البته مشکل دارتر نیز است ولی در pc که من آن را اجرا کردم مشکل چندانی جز سایه های مشکل دار ندیدم... افت فریم نیز بیشتر در اوج شب، مواقع بارانی و ترافیکهای زیاد دیده میشود ولی در کل باگهای شدید که عکسهایش را در سایتهای خارجی میبینید در بازی از دید ما خارج بود! هر چند این بازی کلا با گرافیکهای ATI مشکل دارد و این یک مشکل کوچک نیست چون وقتی بازیی به بزرگی GTA IV قرار است پرت شود باید به تمام جوانب کار توجه شود و اگر توان اینکار را در خود نمیدیدند بهتر بود دست به چنین کاری نمیزدند و عنوانی به وسعت GTA IV را زیر سوال نمیبرند!
داستان:پرجزئیات،پرچالش...

نیکو... به لیبریتی خوش آمدی...
نیکو یک سرباز سابق و یک مهاجر غیر قانونی فعلی است که با یکی از کشتیهای تجاری خود را به شهری شلوغ در آمریکا یعنی لیبریتی رسانده است، او چند دلیل برای آمدن به آمریکا دارد ولی اولین دلیلی که قبل از بازی کردن بازی باید بدانید این است که او به دنبال پول و حرفهای واهی پسر عمویس roman به آمریکا آمده است! ولی این ظاهر قضیه است و کم کم دلیل اصلی حضور نیکو در آمریکا را متوجه خواهید شد.داستان بازی یک روند رو به صعود دارد که در این بین کم کم شما با دلایل اصلی آمدن نیکو به آمریکا آشنا میشوید و وقتی در آخر بازی میرسید بسیاری از مسائل را درک خواهید کرد. نیکو در اصل خشن ترین و پراباهت ترین شخصیت سری GTA تا کنون است. قیافه او کاملا به خلافکارها می آید و این چیزی بود که سری جی تی ای آن را کم داشت! دیگر منتظر این نباشید که به شخصیت بازی بخندید!(مثل شخصیت کارل در سان آندریس) بلکه با دیدن او شما هم متوجه اباهت بیشتر او نسبت به شخصیتهای قبلی سری خواهید شد.داستان بازی بر گردن همین نیکو میچرخد و مراحلی که شما در جای جای یک شهر بزرگ پرجزئیات باید همراه او انجام بدهید. مراحل اولیه بازی را با خلافکارهای کوچک که رومن به آنها بدهکار است باید دست به پنجه نرم کنید و کم کم شروع میشود تا شما خود را در جمع گردن کلفتهای خلافکار و گروه های مافیایی بزرگ ببینید.

داستان بازی یک خلافکار را نشان میدهد .....
در اصل داستان بازی یک خلافکار را به تصویر میشکد که برای پیشرفت در زندگی نکبت بار خود دست به هر کاری میزند! و در طول بازی خواهید دید که هیچ انسانیتی در شهر لیبریتی دیده نمیشود! خواهید دید چطور یک پلیس فاسد دستور قتل برادرش را صادر میکند و خواهید دید یک زن مجنون چطور دو نفر را بی دلیل به آن دنیا رهسپار میکند.در طول بازی زشتی ها و بدیهای زیادی وجود دارد و خواهید فهمید در بخش کوچکی از آمریکای شبیه سازی شده چطور جرم و جنایت در جریان است.کلا داستان همین روند را میپیماید و کات سنسنهای پر جزئیات بازی داستان را برای شما بیشتر شرح میدهد،کات سنسهایی که گهگاهی طنز آلود و گاهی جدی هستند... در اصل شما با یک داستان پر جزئیات و پر چالش طرف هستید که اتفاقات باور پذیر و ناپذیری در طول آن اتفاق خواهد افتاد و یکی از رکنهای اساسی بازی همین داستان است.
گیم پلی:زنده و فوق آزاد...
وقتی میخواهیم در مورد گیم پلی یک بازی ساده صحبت کنیم کار ساده ای داریم،ولی وقتی پای عنوان بزرگی چون GTA در میان باشد مسئله کاملا متفاوت است.اینبار ما با یک دنیای فوق بزرگ مجازی در دل کامپیوتر خود طرف هستیم که واقعی تر از قبل در جریان است.کلمه "جریان" به نظر درست میتواند منظور متفاوت بودن این سری از بازیها را با تمام دنیای گیم نشان دهد. چیزی که شما در این بازی میبینید یک دنیای شناور و در جریان است و شما تنها یک تکه کوچک چوب هستید که روی این رودخانه شناور در حرکت هستید.برخلاف دیگر بازیها که مسیر حرکت رودخانه دست خود سازندگان است! اینبار این تکه چوب کاملا در اختیار شما است و شما یک دنیای "زنده" و "فوق آزاد" را تجربه میکنید. تکه چوب این بازی همان نیکو شخصیت بازی است و رودخانه شناور نیز دنیای زنده،وسیع و پرجزئیات GTA IV است.
اول از همه به این مسئله میپردازیم که چرا شهر لیبیتری "زنده" به نظر می آید:

احساسات در بازی موج میزند...
1.در این بازی زندگی در جریان است، وقتی به هر قسمت از شهر پا میگذارید نشانه های متفاوتی از زندگی را خواهید دید. زنی در کنار دریاچه پارکی ایستاده و چشم به منظره در حال سیگار کشیدن است، یک مرد آن طرف تر روی صندلی نشسته و در حال خواندن روزنامه است، دختری کنار تیر برق ایستاده و در حال صحبت با موبایل خود است،پلیسی به دنبال مجرمی میدود و مجرم پشت دیواری پنهان میشود، در شب عده ای در کنار آتش مشغول گرم کردن خود در سرمای کشنده هستند، در قسمت های فقیر نشین و حاشیه شهر افرادی ژنده پوش دیده میشوند،مردی در کنار خیابان ایستاده و انگار دیوانه است چون در حال خواندن است! و........از این مثال ها تا دلتان بخواهد در بازی دیده میشود که اگر بنا به گفتن همه آنها باشیم باید کل نقد را به آنها بپرداریم!در مواقع تیر اندازی مردم به هر سمتی فرار میکنند و حتی آنهایی که در ماشین هستند از ترس جانشان از ماشین پیاده شده و شروع به فرار کردن میکنند. این نوع رفتارها در حقیقت خون بازی را تشکیل میدهد که بازی GTA IV بدون این گونه رفتارهای طبیعی مردم یک شهر مرده بیش نبود...

pc نشان داد که توان تصویر کشیدن ترافیک لیبریتی را بهتر دارد...
2.مسئله بعدی که شهر لیبریتی را طبیعی تر کرده است اتومبیلها هستند؛اینبار و در نسخه pc بازی شما شاهد تعداد بیشتری ماشین در سطح شهر هستید، هرچند تماما این مسئله در دست شماست و میتوانید در تنظیمات مقدار ماشینها را کم کنید ولی اصل قضیه این است که میتوانید ترافیکهای سنگین را در نسخه pc بازی مشاهده کنید.که این بازی را زنده تر از قبل به تصویر میشکد ولی شاید فکر کنید زیادی تعداد ماشینها کار شما را برای بازی سخت کند ولی اشتباه نکنید چون همین شلوغی در برخی موارد مخصوصا فرار از دست پلیس به شما کمک زیادی میکند.اکنون وقتی در درون شهر با یک ماشین یا پیاده حرکت میکنید خواهید دید که چطور ماشینها و بعضا موتورها شهر را زنده تر از قبل کرده اند.ماشینها و موتورها با مدلهای مختلف، برخی تصادفی، برخی تمیز و براق، برخی دیگر کثیف و زنگ زده در حال تردد در قسمت قسمت های شهر بزرگ لیبریتی هستند و چیزی که جالب است هر کدام از این وسیله ها کنترل خاص خود را دارند برخی ماشین ها خواهید دید کنترل سفتی دارد ولی برخی نرم و عالی هستند و شما به جد سنگینی وسیله را روی زمین حس میکنید و با کوچکترین اشتباهی روی زمین لیز خواهید خورد که این مسئله در مواقع پیچهای سریع و حرکت در قسمتهای بارانی بیشتر به چشم میخورد. و اما عبور از بین این ماشین ها چطور است! میتوان گفت بسیار واقعی تر از قبل شده است چون اگر سرعت ماشین زیاد باشد و شما هم سریع از خیابان رد شوید میبینید چطور ماشین با شما تصادف میکند و خون چه زیبا روی باک ماشین میپاچد و رومن نقش بر زمین میشود. همچنین در بازی پر شده از تاکسی که شما میتوانید به راحتی و با زدن سوت تاکسی را نگه دارید(اگر خالی باشد) و سوارش شوید و مقصد را مشخص کرده و خیلی راحت و بدون دقدقه به محل برسید.
3.اگر شما شهر یعنی خیابانها، مغازه ها، پاساژها، تونلها، بزرگراهها، پلها، کوچه ها ، ساختمانهای بلند و کوچک و... را قسمتهای مختلف یک شهر در نظر بگیرید ما آن را بدن انسان تصور میکنیم، حال این بدن بدون داشتن خون و رگهای متصل به هم چطور میتواند زنده بودن را تضمین کند! این رگ و خونها همین رفتارها ، انسانها و ماشینهای در حال حرکت هستند که به شما این عقیده را می قبولانند که لیبریتی جدید واقعی تر از قبل است...
یک بازی فوق آزاد...

در کافی نت بیش از 500 صفحه وب در اختیار شماست...

حوصله سر رفتن معنایی ندارد...
وقتی صحبت از آزادی به میان می آید تمام بازیهای اکشن در مقابل نامی چون GTA دچار ضعف میشوند...دیگر در کدام بازی میتوانید تا این حد آزاد باشید!یک آزادی بیکران که به شما اجازه خیلی از کارها را میدهد.شما وقتی کمی از بازی میگذرد شاهد مقدار زیادی از افراد هستید که میتوانید برای آنها ماموریت انجام دهید و تماما کی انجام دادن ماموریتها دست شماست، علاوه بر این در برخی ماموریتها کشتن یا نکشتن شخصیت ها در اختیار شماست و حتی در آخر بازی شما شاهد دو پایان مختلف هستید!در درون شهر وقتی قدم میگذارید میتوانید به هر کجا بروید، میتوانید سوار تاکسی شوید و مسیر خود را بپیمایید یا از ماشین ، موتور، مترو، مونوریل و.... استفاده کنید.حتی انجام ماموریتها نیز دقیقا با ترفند شما پیش میرود!خرید هر نوع اسلحه ای که دوست دارید قبل از انجام ماموریت ها آزاد است و اگر دوست داشته باشید میتوانید جلیقه ضد گلوله نیز استفاده کنید.شاید حوصله ماموریتی نداشته باشید پس به یکی از سرگرمی های موجود در بازی سر میزنید اول با یک دوست قرار گذاشته و مثلا به بولینگ، دارت، بیلیارد و... میروید. اصلا اگر این موارد را هم دوست نداشتید در خانه بمانید چون در آنجا یک تلوزیون با برنامه های جالبی وجود دارد! اگر دوست نداشتید به کافی نت بروید تا با یک طیف وسیعی از صفحات وب خنده دار، خبری،سایتهای دوست یابی، مغازه های الکترونیکی و... رو به رو شوید...حتی میتوان گفت تعداد این صفحات بیش از 500 صفحه وب است! علاوه بر اینها در سطح شهر تئاطر های خنده دار نیز وجود دارد که سر زدن به آن مکانها اگر کمی زبان انگلیسیتان خوب باشد خالی از لطف نیست و حتما از ته دل خواهید خندید! از همه اینها که بگذریم شما یک نقشه وسیع دارید که میتوانید به هرکجایش بروید و هرکجایش نیز مسائل جالب و مختلفی برای شما است. حالا شما بگویید آیا میتوانید بازی اکشنی را برای ما مثال بزنید تا این حد "فوق آزاد" باشد؟
نیکو و کارهایش...

نیکو یک شخصیت ماندگار و با مهارت بسیار بالا...
حالا به خصوصیات نیکو و اعمالی که توانایی انجام دادنش را دارد میپردازیم؛نیکو یک سرباز زخم خورده سابق است پس او کارهای بیشتری برای شما میتواند انجام دهد، به مدت زمان بیشتری میتواند با سرعت حرکت کند، میتواند از موانع مختلف بپرد، به راحتی روی امواج دریا شنا میکند و میتواند در عرض چند ثانیه هر ماشین ، موتور،قایق یا هلکوپتری را که بخواهید حتی اگر قفل هم باشد برای شما باز کند و توان حرکت دادن آنها را دارد. او بسیار چابک است به طوری که میتواند پشت کامیون در حال حرکت را بگیرد و خود را به راننده برساند. او مشتها و لگدهای قوی دارد طوری که با چند ضربه هر حریفی را زمین گیر میکند. از اینها بگذریم او یک سرباز بوده پس یک تیرانداز ماهر نیز است...کشتن برای او یک کار روزمره است! به طوری که حتی اگر صدها نفر جلوی او قرار بگیرند توانایی عبور از آنها نیز دارد. به راحتی میتواند پشت هر وسیله ای پناه بگیرد و به زیبایی و راحتی مخهای حریفان را بترکاند.حتی اگر در داخل یک وسیله نقلیه هم باشد میتواند در جهات مختلف به بیرون تیر اندازی کند پس خیالتان راحت چون کارهای نیکو به قدری قدرتمندانه است که اگر حتی بدون هیچ بار باختن بازی را تمام کردید تعجب نکنید! چون این یک جی تی ای دیگر با شخصیتی بسیار ماهر است.درست شنیدید شما میتوانید بدون حتی یک بار دستگیر شدن و یا مردن بازی را تمام کنید چیزی که شاید در سری GTA "بدون رمز" یک رویا بود ولی این بار به حقیقت تبدیل شده است زیرا توانایی های نیکو به شما اجازه انجام چنین کاری را خواهد داد.
هوش مصنوعی دشمنان و پلیسها، آدمها...
در مقابل این نیکوی قدرتمند یک سری دشمن باهوش و پلیس سخت گیر وجود دارد.دشمنان بسیار باهوش عمل میکنند، پشت هر چیزی پناه میگیرند تا جان خودشان را در برابر گلوله هایی که به سمتشان می آید نجات دهند.به دقت آن محلی که بدن نیکو مشخص است را هدف گیری کرده و به سمتش شلیک میکنند. شما از نبرد در مقابل این دشمنان باهوش لذت میبرید ولی اگر در همین جنگها یک یار خودی همراه شما باشد دیگر باید دست به دعا شوید که بلایی به سرش نیاید چون در برخی مراحل کارهای احمقانه ای از همین یارهای دوست در بازی خواهید دید که میبینید چطور خود را در تیر رس دشمنان قرار میدهند و با مردنشان نه تنها خود را به جهنم(!!) رهسپار میکنند بلکه شما را نیز GAME OVER میکنند!ولی در کل اگر آن مشکلات را نیز در نظر نگیریم میتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی استادانه درست شده است و صدها قدم رو به جلو(نسبت به سری قبل) پیش رفته است.

پلیس............
درباره پلیسها هم میتوان گفت بسیار واقع گرایانه تر از قبل رفتار میکنند، اینبار اگر دعوایی در وسط خیابان داشته باشید و شما را ببینید...بلافاصله به شما شلیک نخواهند کرد بلکه مسیری را به تعقیب شما میپردازند و اگر موفق به دستگیری شما نشدند و شما هم به اخطارهای آنها گوش ندادید شروع به شلیک کردن به شما میکنند. اگر در همین حین بایستید این به معنای تسلیم شدن است و نیکو به طرز عجیبی دستهایش را بالا میگیرد و خودش را تسلیم قانون میکند! به نسبت وانتدی و یا همان تعداد ستاره هایی که شما بدست بیاورید(طبق نوع خلاف) دایره گشت زنی پلیس و تعداد پلیس ها بیشتر میشود و شما برای فرار از دست پلیس کار سختری را پیش رو دارید.در کل اگر دعوا، تصادف با عابرین ، تصادف با ماشین پلیس داشته باشید یک ستاره میشوید در این موقع یک دایره کوچک قرمز رنگ در رادار مشخص میشود شما باید سعی کنید از این دایره خارج شده و از پلیسهایی که با دایره های کوچک قرمزی در نقشه مشخص هستند دور شوید...در اولین ستاره به راحتی میتوانید اینکار را انجام دهید...با کشتن یک پلیس یا کشتن چند نفر به صورت پیاپی دو ستاره خواهید شد، اینبار دایره گشت زنی و پلیسها بیشتر میشوند و همینطور تا شش ستاره که وحشتناک ترین لحظات کل جی تی ای است چون اکثر نقشه پر میشود از پلیس و هلکوپترهای آنها و اجازه نفس کشیدن را از شما خواهند گرفت.

شل و پل کردن افرادی در چنین سطح هوش کار چندان سختی نیست...
و اما کمی در مورد مشکلات حرف بزنیم... در همین قسمت هوش مصنوعی وقتی به مردمی که در خیابانها در حال حرکت هستند و چیزی در دست دارند تنه ای بزنید... هر چیزی در دست فرد باشد به روی زمین می افتد، مثلا برخی توریستها دارای دوربین عکاسی هستند، حالا بعد از زدن تنه و افتادن وسیله در گوشه ای بایستید خواهید دید فرد هیچ تلاشی برای پیدا کردن وسیله ای که در کنارش افتاده نمیکند و یک دوربین یک دفعه در دستانش سبز میشود که واقعا من خیلی ضد حال خوردم! هر چند قبول دارم بازی به این وسعت اصلا نمیتونست به جزئیاتی این چنینی توجه کند ولی انتظارات بیشتر بود!
موبایل...(استفاده از نقد قبلی)

موبایل؛یک وسیله پیشرفته برای ارتباط با دوستان...
موبایل در بازی كارایی های بسیار زیادی را ایفا میكند، در این بازی موبایل یك وسیله پیشرفته برای انجام كارهای مختلف است برای گذاشتن قرار ملاقات برار ارتباط بر قرار كردن با شخصیت های مختلف بازی و باید گفت موبایل در بازی یك پیشرفت چشم گیر كرده است ... در شماره قبلی موبایل فقط نقش مصرفی را داشت یعنی فقط به شخصیت اول بازی زنگ میزدند و او نیز برای پیشبرد مراحل بازی به پاسخ زنگها میپرداخت ولی این بار به شما پیامك و حتی زنگ میزنند شما میتوانند زنگ موبایل خود را تغییر دهید و حتی از طریق اینترنت بازی میتوانید تمهای زیبای جدید را نیز برای موبایل خود دانلود كنید در مراحل بالاتر شما موبایل خود را عوض خواهید كرد و موبایل به یك وسیله واقعا عالی تبدیل می شود بعدا میتوانید از طریق موبایل به اینترنت وصل شوید به دوستان خود عكسهای تارگتها را ارسال كنید.علاوه بر اینكه شما موبایل دارید بسیاری از مردم(تقریبا همه) در بازی موبایل دارند و هر موقع درگیری توسط شما یا هر كسی صورت بگیرد به یك سمتی فرار میكنند و با موبایل خود پلیس را خبر میكنند!!شما با موبایل میتوانید علاوه بر دوستان یعنی همان شخصیتهایی که برایشان ماموریت انجام میدهید میتوانید به پلیس، آتش نشانی، آمبولانس تماس بگیرید و آنها را سر كار بگذارید ...بعد از انتخاب موبایل صفحه موبایل به سمت جلو می آید و حالا میتوانید انتخاب کنید، به دوستتان زنگ بزنید و با او قرار بگذارید تا باهم به تماشای یک تئاطرطنز بروید و یا با دوستی تماس بگیرید تا اگر ماموریتی داشته باشد به پیش او بروید و ماموریت را انجام دهید... این تماسها باعث افزایش دو چیز احترام و دیگری دوستی شما با شخصیتهای بازی میشود و افزایش این دوستی ها باعث میشود تا شخیصت یک کارکرد متفاوت برای شما داشته باشد مثلا اگر با رومن دوست شوید او سرویس ماشینی در اختیارتان میگذارد.
قرار ملاقات...
حالا ما با هم به یک قرار ملاقات میرویم ببینیم چه کاری میتوانیم انجام دهیم...اول به رومن را از لیست انتخاب مخاطب برمیگزینیم و با انتخاب یکی از سرگرمیها به او زنگ میزنید و قرار میگذارید،اگر با یک دختر قرار گذاشته باشید باید لباس شیکتری بپوشید چون آنها در مورد این مسئله نیز نظر میدهند! و در برخی موارد به نوع رانندگی و مدل ماشین نیز توجه دارند ولی فردی مثل رومن چون پسر عموی نیکو است مشکلی نیست با هر لباس و ماشینی که دوست داشتید به پیش او میروید حالا به محل مورد نظر مثلا رفتن به بولینگ یا دارت میرویم و در آنجا با آن دوست سرگرمی را انجام داده و بعد آن را به خانه اش میرسانیم حالا خواهید دید که او شما را بیشتر دوست خواهد داشت!
شهر لیبریتی...(استفاده از نقد قبلی)

نقشه شهر لیبریتی...

یک شهر با یک دنیا جزئیات...
این بار شهر لیبریتی نسبت به قبل (GTA III ) بسیار فرق كرده است... و پیشرفت را به طور جدی در این شهر خواهید دید ، قطارهای سریع و تاكسی های كه بیشتر نقاظ شهر را پر كرده اند،خیابانهای مختلف و جزئیات چشم گیری كه باعث میشود این بازی بزرگترین بازی جی تی ای ساخته شده تا كنون باشد... در نقشه بازی شما شاهد 5 قسمت هستید كه هر قسمت قیافه خود و همچنین ماموریتها و انجام ماموریتهای خاص خودش را دارد بعلاوه یك جزیره كه در وسط دریا هست كه روی هم بازی را به شش قسمت تقسیم میكند ...Broker جایی كه بازی را از آنجا و از پیش پسر عموی نیكو آغاز میكنید... اینجا به قول بچه ها پایین شهر لیبریتی است و ساختمانهای قدیمی و مردم در وداغان زیادی مانند رومن در آنجا خواهید یافت...منطقه بعدی DUKES است كه باید گفت اینجا پولدارهای زیادی هستند، ماشینهای مدل بالا كه تمام پاركینگهای این قسمت از شهر را پر كرده اند و خانه های رنگ و لعاب دار و فروشگاهای بزرگ و حتی یك فرودگاه در این قسمت شهر دیده میشود... منطقه دیگر BOHAN است كه یكی از اتصالات منطقه DUKES وBroker به منطقه ALGONQUIN است علاوه بر این این منطقه ، منطقه خلافكاران است! و پر شده از اوباشانی كه در آن رفت و آمد میكنند.. منطقه ای پر شده از خانه های كوچك و قدیمی و پلیس كه روی این منطقه نظارت دقیقی دارد!!!... وارد ALGONQUIN میشویم مركز اصلی شهر لیبریتی ، منطقه برجهای سر به فلك كشیده و شما در اینجا فروشگاهای متعدد را می بینید و شاید بتوان گفت از شلوغ ترین قسمتهای بازی همین منطقه است و در اینجا شما یك اسكله با تمام امكانات را شاهد بود و تیزرهای تبلیغاتی مختلف كه از آنها لذت خواهید برد و همچنین بسیاری از امكانات بازی كه خودتان باید ببینید تا لذت ببرید...منطقه بزرگ بعدی ALDERNEY است ،شاید در مورد این منطقه بگم كه اینجا محله مافیایی های كله گنده است جایی كه هیچ كس نمیخواهد در آنجا زندگی كند!!فقط کافی است تا شلیکی انجام دهید تا ببینید چند نفر در این قسمت شهر تفنگ دارند! و میرسیم به جزیره كوچك happiness island كه باید گفت یك منطقه توریستی هست و برج آزادی نیز در آنجا وجود دارد ... در مورد این قسمت توضیح زیاد میشه داد چون نمیخوام همه چیز رو لو بدم و بلاخره خودتون باید بازی كنید تا بچشید .
صداگذاری:شنیدنی...
چند مسئله در مورد صداگذاری وسیع بازی وجود دارد:1.صداهای شهر و محیط بازی2.دیالوگها 3. رادیو

صدا های موجود در بازی شهر را زنده تر از قبل کرده اند...

صدای انفجارات مهیب است...
1.شهر پر شده از صدا و هم همه و این به واقعی تر شدن شهر لیبریتی کمک شایانی میکند، هرکجای شهر که پا بگذارید و هر جایی که هستید صداهایی در خور همان قسمت خواهید شنید.صدای رفت و آمد، بوقهای پیاپی،صدای سایش لاستیک روی زمین از مسائلی که همیشه با آنها طرف هستید زیرا اینجا یک شهر بزرگ است که پر شده از آدم و ماشین و هر ماشینی که رد میشود نیز صدایی دارد و حال حساب کنید جمع این صداها چطور صدای طبیعی یک شهر بزرگ را به وجود می آورد.در این شهر شما مانند شهر های شلوغ صدای بوقهای مختلف را به صورت لحظه ای! خواهید شنید و البته برای آنهایی که در شهرهایی چون تهران زندگی میکنند این مسائل چیز ساده و پیش پا افتاده ای است! هر چند صداها رسا و واقعی هستند ولی هیچ موقع بازی به سمت سرسام آور شدن پیش نمیرود. وقتی سوار هر ماشین یا موتوری میشوید متوجه صدای متفاوت موتور این ماشین با ماشین قبلی خواهید شد و این بسیار فوق العاده است و شما را شارژ میکند. صدای پچ پچ مردم با هم نیز در جای جای شهر پر شده است و وقتی که با هر کسی تصادف کنید یا شلیک را شروع کنید صدای جیغ جیغ زنان! شروع میشود.اگر وقتی قدم میزنید با کسی برخورد کنید میبینید به طرزی جالب با شما دعوا میکند و یا اگر در رو به روی آنها بایستید نیز عکس العملی اینچنینی از خود نشان میدهند.و دیگر چه بگوییم از ساحلهایی که پر شده از صدای مرغان دریایی و پارکهایی که پر شده از صدای شور و نشاط و ورزش و همچنین صدای انفجارات که بسیار عالی و حقیقی درست شده اند و...
2.دیالوگها رسا، طنز آلود و دقیقا با دهان شخصیتها همخوانی دارند، چیزی که عجیب است برای تمام دیالوگهای بازی نیز حرکات دست در نظر گرفته شده است، اگر میخواهید منظور من از این حرف را بفهمید با یکی از دوستان قرار بگذارید و وقتی آنها در ماشین هستند و دارند صحبت میکنند بایستید تا ببینید هر صحبتی که شخصیتها میکنند لبهایشان حرکت و دستهایش به صورت عالی تکان میخورد!در کل میتوان گفت دیالوگها در نسخه pc رسا تر و زیباتر صداگذاری شده اند.
3.رادیو بازی با بیش از 15 شبکه رادیویی که به نظر پایان ناپذیر میرسند! واقعا عالی و با سبکهای مختلف موسیقی پر شده اند و برای سلیقه های مختلف مناسب هستند، مثلا شبکه ای آهنگ بسیار آرام پخش میکند، شبکه ای دیگر با پخش آهنگهای بسیار تند در ماموریتهای تعقیب و گریز مناسب است، شبکه ای مخصوص رپ ها و دیگری برای راکها، شبکه ای که اخبار روز لیبریتی سیتی را برای شما بازگو میکند و شبکه هایی که به درد دلهای مردم گوش میدهد! برخی شبکه ها در مورد مشکلات روز بحث میکندو... که در این سه نقطه بسیاری از مسائل نهفته شده است.میتوان گفت صداگذاری بازیی با این حجم فوق العاده بوده است.
گرافیک:پرجزئیات تر و پویاتر...
ما از مشکلات افت فریم و مشکلات عجیب گرافیکی که برای برخی از عزیزان پیش آمده است میگذریم چون مشکل همه نیست و در اصل ما هم با آن رو به رو نشدیم! پس گرافیک بازی را به 3 قسمت:1.جزئیات 2.نورپردازی 3.فیزیک و انفجارات تقسیم میکنیم.

دور نمای نسخه pc عالی است...
1.امروز ما با بازیی پر جزئیات تر نسبت به نسخه کنسولی طرف هستیم که در اوج زیبایی به سر میبرد. دیگر مشکلات تار بودن گیاهان و درختها و دورنماها در نسخه pc بازی دیده نمیشود و از این رو بازی بسیار زیباتر به نظر میرسد.شاید شما تنها مشکلات را زیاد از حد مصنوعی بودن تکسچرهای ساختمانها بدانید ولی از بازیی در این وسعت و با این لود سریع نباید چیز زیادتری هم توقع داشته باشیم. در خیابان وقتی قدم میزنید خواهید دید چقدر قسمتهای مختلف بازی زیبا درست شده اند، هرچند هنوز هم مغازه های عکسی زیاد در بازی دیده میشود ولی باید بازی را عقلانی و نسبت به سخت افزارهای موجود برانداز کرد چون خیلی از کامپیوتر ها حتی نتوانستند همین بازی را به خوبی ساپورت کنند و حتی ارور دادند پس چطور انتظار داریم چیزی بالاتر از این ساخته میشد! این بازی تمام سعی خودش را کرده تا زیباتر از گذشته به نظر برسد و شما هم وقتی بازی کنید اگر نسخه کنسولی را هم بازی کرده باشید دقیقا متوجه تغییرات جدید خواهید شد. از جزئیات بازی چه چیز را بگوییم از خون زیبایی بگوییم که فوق طبیعی است هر چند خون ضامن خوب بودن یا بد بودن بازی نیست ولی اسم این بازی رویش است GTA ! نیکو اینبار اگر تیری بخورد پیراهنش خونی شده و جای تیرها نیز روی پیراهنش میماند. اگر به جایی تصادف کند ماشین نیز خونی میشود...اگر همان ماشین را بردارید و به هر کجا بروید و تا وقتی کاوراش نروید خون باقی میماند!قیافه ها بسیار طبیعی تر از همیشه و صورتهای بسیار متفاوتی را خواهید دید...هر چند قیافه تکراری هم وجود دارد ولی به قدری ماهرانه این بازی درست شده است و لباسهای مختلفی بر تن افراد کرده است که شما همیشه حس میکنید با قیافه های مختلف طرف هستید.جزیئات ماشین، اسلحه ها بسیار خوب هستند، هرچند شما به هیچ عنوان خشاب کشی در سطح بازیهای اول شخص که به زیبایی خشاب برداشته شود و خشاب پر گذاشته شود و بعد گلنگدن(!!) کشیده شود را در این بازی نخواهید دید و همه چیز روی هواست!وقتی روی زمین حرکت میکنید گرد و خاک بلند میشود و در کنار ساحل جای پایتان روی زمین میماند. با ماشین یا موتور نیز به همین شکل است. ماشین ها به قدری عالی درست شده اند که حرف ندارد شما میتوانید ماشین را به یک آبکش تبدیل کنید ...همچنین آتش گرفتن ماشینها نیز مانند نسخه قبلی آبکی نیست و به همین راحتی و زودی ماشین آتش نمیگیرد. تیرها به زیبایی همه چیز را سوراخ میکنند...دیوارها،لاستیکها،ماشین ها و... و به زیبایی برخی چیزها را از هم میپاچاند، درها، فنسهای چوبی ... در ضمن اگر لاستیک ماشینتان صدمه دید میبینید تیوپ ترکیده و شما بدون تیوپ میتوانید ماشین را کنترل کنید. شرایط آب و هوایی آفتابی، بارانی، مه گرفته نیز در بازی وجود دارد که هر کدام جزئیات خود را دارند فقط یک مسئله در هنگام باران مردم چتر به دست در خیابان ظاهر میشوند و یا یک چیز روی سرشان میگیرند و به زیر محلهایی که باران بر روی سرشان نبارد فرار میکنند!
2.نورپردازی نسخه pc خیلی بد است و مطابق آن سایه ها نیز در بدترین شرایط ممکنه درست میشوند! هر چند مشکلات در مواقع شب کمی کمتر میشود ولی در اوج روز شما سایه های بسیار بدی را شاهد هستید که در برخی موارد مشکل ساز میشوند ولی انعکاسات باز هم عالی درست شده اند... و مخصوصا وقتی در درون دریا با کشتی حرکت میکنید میتوانید انعکاسات زیبایی را مشاهده کنید.(نمیشه ادامه داد ممکنه از 60 کلیوبایت بیشتر بشه!)

فیزیک آب حیرت انگیز است...و

انفجارات...
3.فیزیک فوق العاده است...وقتی نیکو را برای اولین به حرکت در می آورید میتوانید فیزیک او را حس کنید...او به زیبایی از پله ها پایین میرود و سنگینی او را حس خواهید کرد و این مسائل بسیار زیبا است.فیزیک را در جای جای دیگر بازی خواهید دید وقتی تصادف میکنید اگر با شدت از جلو تصادف کرده باشید از پنجره جول ماشین به بیرون پرت میشوید! وقتی سوار موتور هستید اگر با سرعت با ماشینی برخورد کنید روی هوا غلت خواهید خورد.انفجارت نیز حیرت انگیز است، فقط کافی است یک ماشین را آتش بزنید! فقط مواظب باشید زیاد نزدیکش نایستید چون شما هم موج انفجار با خود روی هوا خواهد برد!آب فیزیک کم نظیری دارد و وقتی روی آن حرکت میکنید (اینم نمیشه ادامه داد!)
.... Video Editor mode
یک قسمت جدید در نسخه pc بازی بوجود آمد است که شما میتوانید چند ثانیه ای از قسمتهای جذاب بازی را به ثبت برسانید تا در مواقعی که دوست داشتید از آن لذت ببرید حتی میتوانید این ویدئوها را میکس کرده و در سایت مخصوص بازی یعنی Rockstar Social Club به نمایش عمومی بگذارید!
سیستم مورد نیاز: چه بگوییم! اصلا معلوم نیست حال سازندگان خوب است یا نه چون سیستمی که قبلا اعلام کرده اند بدرد خودشان میخورد هر فردی سیستم حداقل دارد نمیتواند بازی را ران کند! و واقعا برخی که سیستم حداکثر را دارند نمیتوانند با گرافیک حداقل بازی کنند! پس ما چه بگوییم! هیچ نگوییم بهتر است.
نتیجه گیری و امتیاز سیمز47 به بازی:
|
نتیجه گیری و امتیاز سیمز47 به بازی: GRAND Theft Auto IV pc | |
|
10/9(عالی) |
داستان بازی(روند داستان): |
|
داستان بازی پر شده از اتفاقات عالی و درست و حسابی و یک داستان عالی و کار درست است. | |
| 10/10(استاد) |
گیم پلی: |
|
هر چه بگوییم کم است یک وسعت کم نظیر با جزئیاتی خارق العاده ...شما میتوانید به هر کجای یک نقشه وسیع بروید و برای شما یک عالمه سرگرمی وجود دارد که فوق العاده است. | |
| 10/10(استاد) |
صداگذاری: |
|
شنیدنی و حیرت انگیز است و با یک عالمه اهنگ و صداهای زیبایی که در رادیو بازی میتوانید گوش کنید...علاوه بر آن دیالوگهای عالی بازی و... | |
| 10/8( خوب) |
گرافیک: |
|
گرافیک بازی را میتوان خیلی خوب نامید ولی مشکلاتی که در نسخه pc برای برخی از شما ایجاد شده است ما را بر این داشت تا امتیاز این قسمت را از بازی کم کنیم. | |
| 10/9.5(فوق العاده) |
امتیاز نویسنده نقد به بازی:(در آخرین نگاه) |
|
یک بازی عالی با یک وسعت بیکران و جزئیات خیر کننده و یک روند عالی و گیم پلیی ساده و نیکویی که توانایی های بالایی دارد...یکی از بهترین بازیهای امسال و تمام سالها را درست کرده است. | |
| 10/9.2(فوق عالی) |
امتیاز سیمز47 به بازی:(میانگین نیست!) |
|
جی تی ای 4 را باید تجربه کنید ، ولی قبل از تجربه کردن مطمئن شوید که بازی سالم را به شما بدهند...بهتر است که سن مناسب بازی کردن را نیز داشته باشید تا بازی برای شما لذت بخش تر شود. با این بازی لذت خواهید کرد و حدود 30 ساعت در بخش داستانی و تا 50 ساعت در کل بازی را میتوانید بدون اینکه اصلا دچار حوصله سر رفتن بشوید انجام دهید . | |
|
While the older woman had her feet in the stirrups, the doctor remarked, "Don't we look pretty today", as he performed his examination. The lady was quite shocked, but said nothing.
Mother: Do you know what that doctor said to me? He said, "Don't we look pretty today", while he was looking between my legs! Do you think that was appropriate? Daughter: No! Are you sure he wasn't referring to your hairstyle or something? Mother: Well, it still wasn't appropriate or professional. I wonder if it could be considered sexual harassment. What do you think?
Mother: I was very embarassed. I used some of your FDS this morning, and he may have smelled that, but I still don't think he should have commented! Daughter: I don't have any FDS. Mother: Why, sure you do! In the blue can that was on back of the toilet. I used some before the appointment... Granddaughter: Grandma! That's my Barbie Golden Glitter Hair Spray! |

"Thanks," says the little boy. As the fire fighter looks a little closer, he notices the boy has tied the wagon to the dog's collar and to the cat's testicles.
"Little partner," the fire fighter says, "I don't want to tell you how to run your fire truck, but if you were to tie that rope around the cat's collar, I think you could go faster."
|
Next time you have a bad day at work...think of this guy:
![]() ![]()
Before I can tell you what happened to me, I first must bore you with a few technicalities of my job. As you know, my office lies at the bottom of the sea. I wear a suit to the office. It's a wetsuit. This time of year the water is quite cool. So what we do to keep warm is this: We have a diesel powered industrial water heater. This $20,000 piece of equipment sucks the water out of the sea. It heats it to a delightful temperature. It then pumps it down to the diver through a garden hose, which is taped to the air hose. Now this sounds like a darn good plan, and I've used it several times with no complaints. What I do, when I get to the bottom and start working, is take the hose and stuff it down the back of my wetsuit. This floods my whole suit with warm water. It's like working in a Jacuzzi.
![]() ![]()
So, next time you're having a bad day at work,
|
|

A group of girlfriends are on vacation when they see a
five story hotel with a sign that reads: WOMEN ONLY! Since they are without their boyfriends and husbands,
they decide to go inside and take a look around. The
bouncer, a very attractive guy, explains to them how it works...
![]() ![]() ![]()
![]() ![]() ![]()
"All the men on this floor are short and plain."
The friends laugh and without hesitation move on to the
next floor.
![]() ![]() ![]()
"All the men here are short and handsome."
Still, this isn't good enough, so the friends continue on up.
![]() ![]() ![]()
"All the men here are tall and plain."
They still want to do better, and so, knowing there are
still two floors left, they continued on up.
![]() ![]() ![]()
On the fourth floor, the sign is perfect: "All the men here are tall and handsome." The women get all excited and are going in when they realize that there is still one floor left. Wondering what they are missing, they head on up to the fifth floor.
There they find a sign that reads:
![]() ![]() ![]()
This floor was built only to prove that there is
no way to please a woman.
|
ولی همه این ها به یک طرف ماجرای خرید کاپشن به یک طرف ( فروشنده معتاد تابلو بود و پول نداشت و حتما باید یکی از کاپشن ها را می فروخت تا بتواند مواد تهیه کند بنابراین یک کاپشن ۳۰ هزارتومانی را ۲۴ هزارتومان گفت ما هم که بعد از ۴ ساعت دوندگی برای یک کاپشن قیمتها دستمون بود متعجب شدیم مامانم اینقدر کاپشن را زیرورو کرد که نکند پارگی دارد ولی نه فقط موضوع همان بود که من گفتم فروشنده مرتب می گفت :« یک چیزی گفتم عجیب غریب و خودم هم توش موندم» باور نمی کنید این حرف را ۱۰ بار تکرار کرد تا مامانم و من دیگر نمی توانستیم جلوی خنده امان را بگیریم . بابام هم یک نگاه چپ چپی به اون بدبخت می کرد که تا آخر عمر یادش نمی رود . خلاصه بابام نمی خواست پول مواد یارو را بده ولی من و مامانم دیگر خسته شده بودیم خلاصه خریدمش ولی باید بگویم که فکر نمی کنم سال بعد اندازه ام بشود. بابام خیلی خسته و عصبانی بود از کلاس زبانش هم جا مانده بود به خاطر خرید کاپشن ولی نفس راحتی کشید و آمدیم از مغازه بیرون همین که سوار ماشین شدیم چشمتان روز بد نبیند معلوم نشد افسر از کجا آمده بود و برگه جریمه را گذاشته بود رو ماشین ما بدون هیچ دلیلی پدرم دیگر بدبیاریاش کامل شده بود از موقعی که برگه جریمه را دید تا فردا بعدازظهر صحبت نمی کرد نمی دانم شاید هم روزه سکوت نذر داشت و من نمی دانستم ولی روزه سکوتش این طور شکست که با بازکردن در آسانسور دختر همسایه (شبیه پرستو در چهارخونه) پخی یییییییییی می کند و مپره تو سینه پدرمن و بعد از کلی معذرت خواهی که ببخشید من فکر کردم بابام بود پدر بیچاره من دستش را روی قلبش گذاشت و می گفت اشکالی ندارد دخترم.
دوستش می گوید آخی بمیرم برات آخر چه جوری
می گوید هیچی از پشت بام افتاد روی کولر و کولر را شکست افتاد پایین روی ایوان بعد ایوان خراب شد بعد افتاد روی بام انباری آنهم خراب شد
دوستش می گوید آخی آنوقت مرد
می گوید نه بابا دیدیم داریم خانه خراب می شویم با یک گلوله خلاصش کردیم
ترکه می گوید رحمت دیگه کیه
می گویند نه بابا بابات دارفانی را وداع گفت
ترکه می گه دارفانی دیگه چه جور دریه
می گویند نه بابات به ملکوت اعلی پیوست
ترکه می گه ملکوت اعلی کجاست
خلاصه بعد از ساعتها می گویند
الاغ بابای خرت مرد
ترکه می گوید ولی خرم که بابا نداشت
با عرض معذرت لازم است ذکر کنم خود بنده آذری هستم ولی دلم نیامد این جک بامزه را ننویسم
life is like a piano , white keys represent happiness, and black keys for sadness, but only when you go through the white &black keys hear the music of life
اگر کسی گفت وای چقدر دوستت دارم اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت وای برایت می میرم اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت تو نباشی من هم نیستم اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت جانم را برات می دهم اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت دنیا بدون تو برام هیچه اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت هر کاری بگی می کنم اصلا باور نکنید
اگر کسی گفت تو را بیشتر از خودم دوست دارم اصلا باور نکنید
فقط مجازید در یک صورت حرف کسی را باور کنید که واقعا از اعماق قلبش دوستتان دارد و آن موقعی است که
کارت سوختش را بهتان می دهد.![]()
تهران:بابا با ۲۰۶ آمد![]()
اردبیل:بابا با خر آمد![]()
لرستان: بابا رفت تهران نیامد![]()
زاهدان:باباروکشتن نیامد![]()
این هم نمرات ۱۰درس کارنامه ترم دوم من
| ادبیات فارسی | ۲۰ |
| املا |
۲۰ |
| ریاضی | ۲۰ |
| علوم | ۲۰ |
| مدنی | ۲۰ |
| جغرافیا | ۲۰ |
| تاریخ | ۲۰ |
| دینی | ۲۰ |
| قرآن | ۲۰ |
| انشا | ۲۰ |
| انضباط | ۲۰ |
اين صدای بچه هايی بود كه از پله های مدرسه پايين ميرفتند ومن دراين باره برای شما گزارشی تهيه كردم
چرا دوست داری مدرسه ها تمام شود؟
كسری حبيبی:((چون سه ماه دير از خواب بلند می شم))
سپهر بختياری:((آخه ديگه ازامتحانات راحت می شم))
عليرضا نانكلی مافی:((چون ميرم تو کوچه فوتبال بازی ميكنم))
كاميار استاد حاجی:((به توچه٬ فلان ٬فلان..........................۰))البته شعور خوانوادگيشو نشون داد بااين نمرهاي۸،۵،۱۲،۲
شما نظرتون چيه؟
خلاصه یک مسواک سرعتی زد و به سمت اتاقش رفت٬ تازه اول بدبختی بود٬ حالا غرورش و بگو که اجازه نمی داد بهش تا بگه مامان چراغ اتاق را روشن بگذارم یا نه٬ رفت تو تختش و لحاف و کشید رو سرش ای وای سرو کله هیولا ها پیدا شد یکیشان آمده بود و لحاف را از رو سرش می کشید ٬ آبتین بیچاره خیس عرق شده بود و با قدرت تمام لحاف رو از دست هیولاهه می کشید در این میان صدای جرق جرق درزهای لحاف هم می آمد که نشان از پاره شدنش می داد٬ ولی فدای سر آبتین هیولاهه دیگر داشت کم کم موفق می شد لحاف را از دست آبتین بیرون بکشه و یک لقمه چرب و نرمش کند، که صدای فریاد آبتین بلند شد وای تورو خدا من و نخور٬ قول می دهم دیگر تو بازی نکشمت٬ ولی داشت فکر می کرد که این٬ همان بابا هیولاهه است و آمده انتقام هیولا کوچولو ها را که من داشتم در مرحله دوم بازی می کشتمشان و می خندیدم بگیره ٬ چه بدبختی دارم حتما الان آن هم من را لای پنجه هاش له می کند بعد قاه قاه قاه .... می خندد. در همین کشمکش بود که سرو کله مامانش پیدا شد. دیگر چی شده پسرم چرا هنوز نخوابیدی . وای ... چرا لحافت و پاره کردی٬ ای خدا آخر من چیکار کنم ٬ مامانش به زور لحاف را از زیر میز کنار تختش که به یک میخ گیر کرده بود کشید بیرون و آن را از روی صورت آبتین زد کنار وای پسرم دیگر آبی به بدنت نمانده آخر چرا با خودت این کار را می کنی نگاهش کن نگاهش کن ببین تمام تشک و لحاف و بالشش خیس عرق شده .پسرم به نام خدا بگو و بخواب. عزیزم می خوای چراغ را برایت روشن بگذارم . آبتین که انگار خدا دنیا را بهش داده بود با صدایی که می لرزید گفت فکر بدی هم نیست من که از تاریکی نمی ترسم ولی شاید خواستم کتابی بخوانم تا خوابم ببرد. مامانش در دلش خندید و زیر لب گفت فدای آن غرورت بشم و آبتین را بوسید و رفت . آبتین باز لحاف را روی سرش کشید و خوابش برد. در خواب هیولا بزرگه را دید که آمده سراغش ولی نا گهان فرشته ای مهربان از آسمان آمد و با هیولا جنگید و آن را کشت آبتین به فرشته گفت ای فرشته زیبا و مهربان خیلی دوستت دارم میشود قول بدهی همیشه مواظب من باشی تامن نترسم. فرشته لبخندی زد و گفت عزیزم بهتر است همیشه یاد خدا باشی او از همه مهربانتر است تو اگر همیشه به یاد او باشی هیچوقت نمی ترسی چون خدا همیشه بچه های مهربان را دوست دارد. آبتین از خواب بیدار شد و دوباره به نام خدا گفت و دیگر لحافش را رو سرش نکشید و به خواب رفت و همش خوابهای خوب دید و دیگر از آن شب به بعد از هیچ چیز نمی ترسید.
آبتین خیلی هیجانی شده بود و حسابی سرگرم بازی با کامپیوتر بود و خیلی لذت می برد هرچی مامانش می گفت بسه دیگه اصلا و ابدا گوشش بدهکار نبود تا این که هوا تاریک شد صدای فریاد مادرش بلند شد. ای پسر زبون نفهم. کور می شی. بس کن دیگر. اصلا این بازی مگر چی داره که نشستی پاش و تمام هوش و حواست و بهش دادی. اگر درس خواندن بود تا دوصفحه می خواندی هزارتا نق و نوق می کردی . خلاصه آبتین که به فریاد های مادرش عادت داشت انگار نه انگار که اون بیچاره داشت گواتر می گرفت از بس داد می زد و عین خیالش نبود بلند شد به طرف دستشویی رفت ولی . چرا یک حس عجیبی داشت. احساس می کرد هنوز بازی تمام نشده جرأت نمی کرد تو آینه نگاه کند انگار دوروبرش پر شده بودند از هیولاها آبتین صدای قلبش را می شنید پاهاش داشت می لرزید زیر لب گفت چه غلطی کردما چقدر التماس کردم به باباهه تا این بازی لعنتی را برام بخره آخر یکی نبود بگه پسر آبت نبود نونت نبود تو را که یه ذره جیگر نداری چه به این بازی ها خلاصه بچه ها آبتین بیچاره نمی توانست شام بخوره چرا؟ همش به این فکر می کرد که شب تو اتاق تاریکش چه جوری بخوابد. نگاهش به عقربه های ساعت بود حالا عقربه ها یک سرعتی گرفته بودند که نگو و نپرس تا سرت را می چرخاندی دو دور می زدند. و خلاصه ساعت ۱۰ شد صدای مادر : آبتین مسواک بزن بزن بزن. وای چرا صدای مادرش را این طوری می شنید مثل هیولاهه بود رو کرد به صورت باباش که زیر نور کمرنگ اتاق روزنامه می خواند نه این امکان ندارد چرا پدرش شکل اون هیولا بزرگه شده بود چشماش و مالید و دوباره نگاه می کرد وای داشت هیولابزرگه زیرچشمی نگاهش میکرد و لبخند میزد آبتین بیچاره می خواست گریه کند که مادرش دوباره با اون صدای وحشتناک فریاد زد مگه به تو نیستم نیستم نیستم ها ها ها . آبتین فرار کرد به سمت دستشویی دوید از ترسش به جاهای دیگر نگاه نمی کرد جرأت نداشت به سمت اتاقش نگاه کند اتاق نگو تونل وحشت . آبتین خمیردندان را برداشت ولی نمی دانست مادرش خمیردندان را عوض کرده تا خمیردندان را روی مسواکش گذاشت فریاد زد وای مامان خون خون . مادرش شروع کرد به دادو بی داد کردن آخه خدا بگم چی کارت کند مرد. این بازی ها چیه برای این بچه می خری دارد دیوونه می شه دیگر از سایه خودش هم می ترسه آخر از دست شماها چی کار کنم فرهنگ استفاده از کامپیوتر را بلد نیستید بچه جان اون خمیردندان ژله ای قرمز است خون دیگر چیه . ادامه دارد.......
اطلاعیه
راستی وزارت ارشاد فهمیدید شعر اتل متل توتوله را ممنوع کرده ؟
به علت استفاده از کلماتی که مغایرت دارد با فرهنگ این مرزو بوم و کلمه رکیک (پ....ن)
متن جدید شعر ابلاغ می شود:
اتل متل زباله
گاو قلی باحاله
هم شیر دارد هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه
که چادرش ضخیمه![]()
نه حسن خیلی خطرناکه حسن![]()
بچه ها مي خواستم بگم كه نظر بدين كه كدام قشنگتر است اين يكي يا قبلي![]()
شانس؟؟
در یک شهر بسیار زیبا پسری بود به نام آبتین که فکر می کرد خیلی بدشانس است آبتین اسکیت بازی را خیلی دوست داشت ولی هر وقت که می خواست بازی کند یک بلایی سرش می آمد یا دستش می شکست یا پایش می شکست.... حتی یک بار هم که در حال بازی بود و به بدشانسی اش فکر می کرد زمین خورد و کارش به بیمارستان کشید. آبتین حدود سه ماه پایش در گچ بود و از درس و مدرسه و بازی و... افتاده بود. و دلش برای مدرسه و دوستانش و بازی کردن تنگ شده بود تا اینکه روز تولدش فرا رسید و از مادرش بهترین هدیه تولد را گرفت و آن کارت ثبت نام کلاسهای اسکیت بود.
آبتین به کلاس اسکیت رفت و حسابی تمرین کرد و بعد از اتمام دوره آموزشی اش خیلی خوب اسکیت می کرد و اتفاقی هم برایش نمی افتاد و به این نتیجه رسید که شانس معنایی ندارد و برای هر کاری باید از راه درست وارد شد و تلاش و کوشش کرد.
سلام بچه ها ازاین بازی ها لذت ببرید![]()
![]()
حالتون خوبه
من که حالم خیلی خوبه
من یه دوستی به نام برنادارم که تو مالزی هستش اگه می خواهید با اون حرف بزنید یه کم این جاها را
بگردید پیداش می کنید